تبلیغات
*** وب سایت احکام شرعی ، مقدم شما مؤمنین را گرامی می دارد *** پاسخگویی به سوالات اعتقادی ، شرعی ، شبهات و مشاوره دینی خانواده توسط کارشناسان محترم وب سایت جناب آقای محمد فتحیان و سرکارخانم خدیجه نوروزی حفظهما الله احکام شرعی - علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه ششم (قسمت اول)

احکام شرعی

به وب سایت پاسخگویی به سوالات اعتقادی، شرعی و ردّ شبهات خوش آمدید

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه ششم (قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبیّنا محمدٍ و آله الطاهرین

و اللعن الدائم علی اعدائهم من الآن إلی قیام یوم الدّین

آنچه که بنا شد از ابتدای این جلسات متعهد شدیم این بود که بخشی از ثواب جلسات را به محدثین شیعه بالأخص مُحمَّدون ثُلاث اُوَل و مُحمَّدون ثُلاث اُخَر هدیه کنیم و همچنین بخشی از ثواب این جلسات را هم به پیشگاه مقدّس ائمه (ع) بالأخص وجود مبارک امیرالمؤمنین و امام عصر (ع) هدیه کنیم چرا که توفیق حضور در این جلسات و پیدا نمودن راه حقیقی و بنیان نمودن اعتقادات صحیح خود را مدیون این بزرگواران هستیم.

همچنین بنا شد که ابتدا هر جلسه دعای سلامتی امام زمان (ع) هم آغاز گر جلسه و بدرقه کننده آن باشد و دوستان ارتباط معنوی خود را با حضرت برقرار کنند .

جلسه گذشته صحبت هایی کردیم راجع به توفیقاتی که نصیب دوستان شده و در جلسات که حضور دارند و مطالب را می شنوند و می خوانند باید شکرش را بجای بیاورند چرا که با جلساتی که گذشت و مطالب بیان شد، متوجه شدیم راه مستقیم، راه و مسیر اهل بیت (ع) و در زمان ما سیر راه امام زمان (ع) است و اگر ما در حال حاضر داریم در این جلسات شرکت می کنیم و معارف ناب اهل بیت (ع) را می خوانیم و بررسی می کنیم، حقیقتاً بزرگ ترین توفیقی است که خداوند نصیب شما کرده، چون تنها راه مستقیم در زمان ما، راه تشیع و پیروی از امام حیّ و حاضر ما، وجود مقدّس زمان (ع) است و الحمدلله توفیق دیگر که نصیب ایرانیان شده، زندگی در حکومت اسلامی در زیر سایه پرچمدار حضرت زهرا (س)، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله تعالی) است و دقت داشته باشیم که شیطان تلاش بسیار زیادی در این راه می کند و در همه افراد به جز مخلصین این راه نفوذ می کند و می خواهد ضربه بزند و البته هر جا که سخن از معارف حقّه اهل بیت (ع) باشد، این مسئله خواهد بود.

و حالا دوستان قدرشناس جلسات باشند و سعی کنند که این جلسات و این مطالب را به دیگر دوستان هم انتقال بدهند تا قدمی در راه احیاء امر امیرالمؤمنین برداشته باشیم و در نقش گیری صحیح اعتقاد دیگران هم مؤثر باشیم.

و با گذشت این جلسات خود دوستان می بینند که چقدر از نظر معارف سطحشان ارتقاء پیدا کرده و دیدشان نسبت به اعتقادات اهل سنت و شیعه تغییر کرده است. یک مسئله خیلی قشنگ که من الان می توانم مثال بزنم این هست که از بچگی در بین مردم جامعه ما این مسئله رواج پیدا کرده که "سنی با شیعه هیچ اختلافی ندارد فقط آنها امام علی (ع) را خلیفه و امام چهارم می دانند!" و شما ببینید که چقدر قشنگ فرهنگ سازی کردند و سال ها دارند از این مسئله برای بقای خود استفاده می کنند و مردم را در رکود گذاشتند تا کسی هم دنبال حقیقت مطلب نرود البته کاری به این نداریم که ما آن ها را برادران و خواهران دینی خود می دانیم و برای آن ها احترام قائل هستیم اما این نباید باعث بشود که ما بگوییم که ما با آن ها اختلاف اعتقادی نداریم و آن را بیان نکنیم. بله طبق فرمایشات مکرّر مقام معظم رهبری، ما با اقلیت های دینی وحدت سیاسی داریم اما وحدت علمی معنایی ندارد. وحدت علمی به معنای یک پارچگی اعتقادی که بدون استدلال و تغییر نگرش باطل به حق ممکن نیست اما در سیاست و حکومت همه آحاد مردم باهم بر می خیزند و اتحاد و وحدت دارند.

در میان دو مکتب خلفاء و مکتب اهل بیت (ع) اختلافات فاحش است و با بررسی کتب صحاح اهل سنت و کتب و اعتقادات شیعه این را به راحتی متوجه می شویم.

ما همیشه توفیق داشتیم به زیارت امام رضا (ع) رفتیم و زیارت امام رضا (ع) را کم و بیش سطحی خواندیم و آمدیم ودوستان هر زمان که مشرّف می شویم به زیارتشان، بخواهیم که توفیق بدهند درک و فهمی از زیارت و مطلب جدیدی نصیبمان شود.

حال اگر توفیق داشتید در همین چند روز وگرنه دفعه بعد که مشرّف شدید، با دقت زیارت مخصوص امام رضا (ع) را بخوانید.

در بسیاری از فرازهای این زیارت انگار دارند درد دل می کنند...

 اللَّهُمَّ الْعَنِ الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَكَ وَ اتَّهَمُوا نَبِیَّكَ وَ جَحَدُوا بِآیَاتِكَ وَ سَخِرُوا بِإِمَامِكَ وَ حَمَلُوا النَّاسَ عَلَى أَكْتَافِ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْكَ بِاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا رَحْمَان

که تمام جملات بالا را در جلسات گذشته مشاهده کردیم که چطور روایت کردند از پیامبر (ص) و پس از او هم به سنت جاهلی و پیاده کردن نقشه خود پرداختند.

کسانی که خدایا نعمت تو را عوض کردند (حقیقت اسلام و ولایت و غصب حکومت امیرالمؤمنین) و اتهام و تهمت بستند به پیامبرت (مراجعه شود به دو جلسه پیش) و انکار کردند آیاتت را (پیرامون امامت و ولایت علی بن ابی طالب) و مردم را پیرو خود کردند و علیه خاندان پیامبر (ع) سوار و مسلّط کردند را از لعن کن ( از رحمتت به دور کن) ...

پس از مرور و تبیین خلاصه جلسه پیش، نکته ای را جناب آقای فتحیان اضافه نمودند که :

گفتیم با خفقان و اجرائیاتی که عمر در مخالفت نشر احادیث رسول به وجود آورده بود، خوب بسیاری از صحابه ترس از نقل احادیث داشتند و احادیث را بیان نمی کردند اما صحابه راستین پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و جان بر کف به کار خود و نقل احادیث ادامه دادند همانند ابوذر، ابو دَرداء، عبدالله بن حُذَیفه و...

و آیات قرآن هم مؤید و معرّف مؤمنان حقیقی است چرا که هیچ گاه راه کافر بر مؤمن حقیقی طبق نصّ صریح آیه 141 سوره مبارکه نساء تأثیر گذار نخواهد بود که خداوند می فرماید:

وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً ؛ یعنی هرگز خداوند برای کافران بر مؤمنین (حقیقی) راه و تسلّطی قرار نمی دهد. لذا مصداق مؤمنان واقعی چه در زمان حیات رسول چه پس از شهادت ایشان، مشخص و مبرّز است.

بقیه مطالب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.

در ادامه جلسه روایات دیگری در راستای فضیلت بخشیدن و بیان ستایش عثمان و در مقابل آن، صبّ و بدگویی در مورد امیرالمؤمنین (ع) را توسط معاویه می خوانیم:

طبری روایت می کند که: «معاویه هنگامی که در سال 41هـ مُغَیرة بن شُعبه را فرماندار کوفه کرد، او را خواست و گفت: من سفارشهای بسیاری برای تو دارم که همه آن ها را به خاطر اعتماد بر تیز هوشی ات رها می کنم ولی یک سفارش را رها نمی کنم:  دشنام بر علی و بدگویی از او و ترحّم بر عثمان، استغفار برای او را هرگز فراموش نکن! از یاران علی عیب جویی کن و آن ها را از خود دور ساز و یاران عثمان را ستایش کن و آن ها را به خود نزدیک بگردان . و مغیره گفت: من تجربه دیده و آزمون داده ام و پیش از تو، برای غیر از تو نیز کار کرده و سرزنش ندیده ام و به زودی اثر کارم آشکار می شود و تو ستایش یا سرزنش سرزنش می کنی! و معاویه گفت: بلکه ستایش می کنیم، إن شاءالله!» 1

بعد می آیند و به شیعه تهمت می زنند که شما خلفاء را صبّ می کنید اما اولین کسی که صبّ کرده آن هم به مدت هفتاد سال آن را رواج داده، آن هم چه کسی، امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب (ع) را که دوست و دشمن نتوانستند یک چیز ناروا از او نقل کنند جز فضیلت و بزرگی، شخص معاویه بوده است. حال ما این سؤال را می کنیم که مگر طبق نظر شما علی بن ابی طالب (ع) جزء خلفاء راشدین نیست؟! پس چطور معاویه چنین کاری را کرده که حالا از شیعه به ناحق عیب جویی می کنید؟!

و ابن ابی الحدید از علمای به نام اهل سنت از مدائنی در کتاب الأحداث نقل می کند که: « معاویه پس از "عام الجماعة (سال چیرگی کامل معاویه)" در بخشنامه واحدی به کارگزاران خود نوشت: من ذمّه و امان را از کسی که چیزی از فضل ابو تراب و اهل بیتش را روایت کند، برداشتم (یعنی ناقل روایات فضائل آنان در امام نیست!)،اطرافیان خود را که از شیعیان عثمان و دوست داران و اهل ولایت او هستند و فضایل و مناقب او را روایت می کنند، مورد توجه قرار دهید و به مجالس آن ها نزدیک شوید و آن ها را به خود نزدیک کنید و گرامی شان بدارید و هر یک از آن ها که روایتی نقل کرد، نام و نام پدر و عشیره اش را برای من بنویسید.»2 (برای جایزه و پاداش دادن)  «و بلا کش ترین مردم در آن دوران، کوفیان بودند.»3

همچنین ابن أبی الحدید شافعی به نقل از استادش ابو جعفر اسكافی می‌نویسد که :
معاویه ، گروهی از صحابه و تابعین را گماشت تا روایات و احادیث دروغینی كه بیانگر نقض و بیزاری جستن از علی (ع) باشد ، بسازند. و حقوقتی هم برای آنان مقرر كرد كه از این افراد ابوهریره، عمروعاص ،‌ مغیرة بن شعبة، از اصحاب و عروة بن زبیر از تابعین می باشد .

و در همین راه عده ای مثل حُجر بن عُدَی و میثم تمّار و ... کشته و به دار آویخته شدند.

و خوب می بینیم نتیجه آن این است که فردی مثل ابوهریره  (که کمتر از 22 ماه نزد  پیامبر (ص) بود) 5374 حدیث با سند (8 حدیث هر روز از روزهای حیات رسول) و از امیرالمؤمنین (ع) که اول فردی است که اسلام آورد و از کودکی همیشه در کنار رسول الله (ص) بود، 586 حدیث با سند نقل کرده اند!4

 

در جلسه شبهه ای بیان شد که پس چطور امیرالمؤمنین، امام علی (ع) می آیند و در روایات از عثمان یا دیگر خلفاء دفاع می کنند؟

خوب پاسخ این شبهه کاملاً روشن است و ما مدرک و تنها یک روایت صحیح می خواهیم که امیرالمؤمین (ع) از خلفاء دفاع کردند!

شما در خطبه شقشقیه که خطبه سوم نهج البلاغه است، تأمل کنید و اعتراض و ناراحتی حضرت را ببینید از دوران پیش از خود و مصائبی که متوجه شده و پاسخ دندان شکنی است بر وهابیت که می گوید امیرالمؤمنین از حق خود در جایی دفاع نکرده است! بگذریم که حضرت زهرا (س)، خطبه فدکش بزرگترین دفاع از غدیر و حق خلافت و ولایت امام علی (ع) است.

(لازم هست ترجمه خطبه شقشقیه را بررسی کنیم تا حقیقت مطلب روشن شود:

هان! به خدا قسم ابوبكر پسر ابوقحافه جامه خلافت را پوشید در حالى كه مى دانست جایگاه من در خلافت چون محور سنگ آسیاب به آسیاب است، سیل دانش از وجودم همچون سیل سرازیر مى شود، و مرغ اندیشه به قلّه منزلتم نمى رسد. اما از خلافت چشم پوشیدم، و روى از آن برتافتم، و عمیقاً اندیشه كردم كه با دست بریده و بدون یاور بجنگم، یا آن عرصه گاه ظلمت كور را تحمل نمایم، فضایى كه پیران در آن فرسوده، و كم سالان پیر، و مؤمن تا دیدار حق دچار مشقت مى شود!

دیدم خویشتندارى و صبر در این امر عاقلانه تر است، پس صبر كردم در حالى كه گویى در دیده ام خاشاك بود، و استخوان راه گلویم را بسته بود! مى دیدم كه میراثم به غارت مى رود. تا نوبت اولى سپرى شد، (و خلافت را پس از خود به پسر خطّاب واگذارد.) سپس امام وضع خود را به شعر اعشى مثل زد:

«چه تفاوت فاحشى است بین امروز من با این همه مشكلات، و روز حیّان برادر جابر كه غرق خوشى است.»

(در عصر رسول خدا چنان محترم بودم که از همه به آن حضرت نزدیکتر بودم ولى امروز چنان مرا منزوى ساختند که خلافت را یکى به دیگرى تحویل مى دهند و کارى به من ندارند!)

شگفتا! اولى با اینكه در زمان حیاتش مى خواست حكومت را واگذارد، ولى براى بعدخود عقد خلافت را جهت دیگرى بست. چه سخت هر كدام به دو پستان شتر (حکومت) چسبیدند! حكومت را به فضایى خشن كشانیده، و به كسى رسید كه كلامش درشت، و همراهى با او دشوار، و لغزشهایش فراوان، و معذرت خواهیش زیاد بود.

بودن با حكومت او كسى را مى ماندكه بر شتر چموش سوار است، كه اگر مهارش را بكشد بینى اش زخم شود، و اگر رهایش كند خود و راكب را به هلاكت اندازد! به خدا قسم امت در زمان اودچاراشتباه و ناآرامى، و تلوّن (رنگارنگی) مزاج و انحراف از راه خدا شدند. آن مدت طولانى را نیز صبر كردم، و بار سنگین هر بلایى را به دوش كشیدم.

تا زمان او هم سپرى شد، و امر حكومت را به شورایى سپرد كه به گمانش من هم (با این منزلت خدایى) یكى از آنانم!

خداوندا چه شورایى! من چه زمانى در برابر اولین آنها در برترى و شایستگى مورد شك بودم كه امروز همپایه این اعضاى شورا قرار گیرم؟! ولى (به خاطر احقاق حق) در نشیب و فراز شورا با آنان هماهنگ شدم، در آنجا یكى به خاطر كینه اش به من رأى نداد، و دیگرى براى بیعت به دامادش تمایل كرد، و مسائلى دیگر كه ذكرش مناسب نیست. تا سومى به حكومت رسید كه برنامه اى جز انباشتن شكم و تخلیه آن نداشت، و دودمان پدرى او (بنى امیه) به همراهى او برخاستند و چون شترى كه گیاه تازه بهار را با ولع مى خورد به غارت بیت المال دست زدند، در نتیجه این اوضاع رشته اش پنبه شد، و اعمالش كار او را تمام ساخت، و شكمبارگى سرگونش نمود.

چیزى مرا نگران نساخت جز این که دیدم ناگهان مردم همچون یال هاى انبوه و پرپشت «کفتار» به سوى من روى آوردند و از هر سو گروه گروه به طرف من آمدند تا آن جا که (نزدیک بود دو یادگار پیامبر(ص)) «حسن و حسین» پایمال شوند و ردایم از دو طرف پاره شد. و اینها همه در حالى بود که مردم همانند گوسفندانى (گرگ زده که دور چوپان جمع شوند) در اطراف من گرد آمدند; ولى هنگامى که قیام، به امر خلافت کردم، جمعى پیمان خود را شکستند و گروهى (به بهانه هاى واهى سر از اطاعتم پیچیدند و از دین خدا بیرون پریدند و دسته دیگرى راه ظلم و طغیان را پیش گرفتند و از اطاعت حق سربر تافتند، گویى که آنها این سخن خدا را نشنیده بودند که مى فرماید: «سراى آخرت را تنها براى کسانى قرار مى دهیم که نه خواهان برترى جویى و استکبار در روى زمینند و نه طلب فساد، و عاقبت (نیک) براى پرهیزگاران است»! آرى به خدا سوگند! آن را شنیده بودند و خوب آن را حفظ داشتند ولى زرق و برق دنیا چشمشان را خیره کرده و زینتش آنها را فریفته بود.

آگاه باشید! به خدایى که دانه را شکافته و انسان را آفریده، سوگند! اگر به خاطر حضور حاضران و توده هاى مشتاق بیعت کننده و اتمام حجّت بر من به خاطر وجود یار و یاور، نبود و نیز به خاطر عهد و پیمانى که خداوند از دانشمندان و علماى (هر امّت) گرفته که: «در برابر پرخورى ستمگر و گرسنگى ستمدیده و مظلوم سکوت نکنند!»، مهار شتر خلافت را بر پشتش مى افکندم (و رهایش مى نمودم) و پایان خلافت را با پیمانه خالى اولش سیراب مى كردم، و در آن هنگام در مى یافتید که ارزش این دنیاى شما (با همه زرق و برقش که براى آن سر و دست مى شکنید) در نظر من از آب بینى یک بز کمتر است.)

 





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیرشناسی، غدیر شناسی، پاسخگویی به شبهات، پاسخ به شبهات غدیر، پاسخگویی به شبهات غدیر، اجتهاد در اهل سنت،
[ جمعه 28 شهریور 1393 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار