تبلیغات
*** وب سایت احکام شرعی ، مقدم شما مؤمنین را گرامی می دارد *** پاسخگویی به سوالات اعتقادی ، شرعی ، شبهات و مشاوره دینی خانواده توسط کارشناسان محترم وب سایت جناب آقای محمد فتحیان و سرکارخانم خدیجه نوروزی حفظهما الله احکام شرعی - علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه پنجم

احکام شرعی

به وب سایت پاسخگویی به سوالات اعتقادی، شرعی و ردّ شبهات خوش آمدید

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه پنجم

"هوالحق"

قال رسول الله: یا علی انت صراط المستقیم....

در چهارمین جلسه بررسی علل دوری مسلمانان از غدیر، جناب آقای فتحیان با طرح سؤال :

"چرا صحابه از بازگویی توصیه ها و تأکید مکرّر پیامبر(ص) در زمان حیاتشان مبنی بر جانشینی و امامت علی بن ابی طالب(ع) امتناع کردند؟" به بحث و بررسی اسناد تاریخی پرداختند.

برای روشن شدن مطلب به مبحث نشر احادیث، روایات و سیره نبی اکرم(ص) پس از شهادت ایشان پرداخته شد.

تئوری منع نشر احادیث پیامبر(ص)،قبل از به شهادت رسیدن آن حضرت توسط اصحاب ایشان پی ریزی شده بود.و دلیلی جز ترس صحابه از بیداری مسلمانان نداشت. چون در این احادیث موکداً بحث جانشینی و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) وامامت یازده فرزند ایشان متذکر می شد. پس جامعه را به سمتی هدایت کردند که واقعه غدیر و تعیین جانشین الهی پیامبر خود را به فراموشی بسپارند و با تشکیل شورا، بنا به مصالح خود و از میان خود یک نفر را انتخاب کنند.

اما با به خلافت رسیدن ابوبکر...

 پایه های فراموش کردن تعالیم و توصیه های پیامبر(ص) با اقدامات اولین خلیفه مستحکم شد.

ذهبی روایت میکند: ابوبکر پس از وفات پیامبر(ص) مردم را فراخواند و گفت شما خود سخنی را از رسول خدا نقل کرده و در آن اختلاف می کنید و مردم بعد از شما بیش از شما در آن اختلاف می کنند.پس چیزی از رسول خدا نقل نکنید و اگر کسی چیزی در مورد رسول خدا از شما پرسید بگویید کتاب خدا در میان ماست و حلالش را حلال و حرامش را حرام بدانید.1

خلیفه اول با دعوت به کنار گذاشتن احادیث پیامبر و حل این مسئله در اذهان عمومی، میدان عمل را به دست خلیفه دوم سپرد.

با روی کار آمدن عمر،دومین خلیفه پس از پیامبر،مخالفت و جلوگیری نشر احادیث پیامبر(ص) عملاً در جامعه تحقق یافت.

عمر همواره به صحابه می گفت روایات و سخنان رسول خدا در احکام عملی را کاهش دهید.2

دستگاه حکومتی در این زمان با ترفند جمع آوری و تدوین احادیث، بدون در نظر گرفتن قداست و حرمت نام خدا و پیامبر و ائمه؛ تنها به جهت فراموش شدن حق و عدم آگاهی جامعه دست به چنین خیانت بزرگی میزند و احادیث و روایات پیامبر خدا را می سوزاند. به عنوان مثال در تاریخ آمده است:

ابن سعد در طبقات خود نقل می کند که: احادیث پیامبر در زمان عمر گسترش یافتند و او از مردم خواست احادیث را نزد من بیاورید و چون آوردند همه را به آتش کشید.3

هنگامی که قَرظَة بن کعب وارد شد گفتیم برای ما از سخنان رسول خدا بگو؟ گفت: عمر ما را نهی کرده.قرظة بن کعب می گوید: هنگامی که عمر ما را به عراق فرستاد خود او تا منطقه صرار ما را همراهی کرد و سپس گفت میدانید چرا تا اینجا شما را بدرقه کردم؟ گفتیم میخواستی ما را دلگرم و گرامی بداری.گفت علاوه بر آن خواسته دیگری هم دارم.شما نزد مردانی میروید که صدای قرآنشان هم چون صدای زنبور عسل بلند است.پس آن ها را با خواندن احادیث رسول خدا از این کار باز مدارید.که من مراقب شما هستم. قرظة گفت: پس از آن هیچ حدیث و روایتی از رسول خدا نقل نکردم.4

و اینگونه با  تهدید و ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه از نشر احادیث پیامبر جلوگیری شد.اما در این میان چند تن ازصحابه و یاران واقعی پیامبر،در آن فضای خفقان آور شجاعانه خود را موظف به روایتگری احادیث و سیره نبوی کردند و مجازات خلفای وقت را به جان خریدند.

 آمده است روزی عمر عبدالله بن حُذَیفه، ابو دَرداء، ابوذر و عُقبَة بن عامر را از اطراف بلاد نزد خود فراخواند و گفت: این احادیثی که از پیامبر خدا در اطراف پخش کرده اید چیست؟ گفتم: مارا نهی میکنی؟ گفت نه، نزد من بمانید و به خدا سوگند تا زمانی که زنده ام از من جدا نمیشوید که ما از شما داناتریم از شما می گیریم و بر شما رد میکنیم (شما روایات می گویید و ما می گیریم و آن ها را برای شما رد می کنیم) و آنها تا وفات عمر از او جدا نشدند.5

ذهبی میگوید: عمر، ابن مسعود و ابو درداء و ابو مسعود انصاری را حبس کرد و گفت: شما بیش از حد لازم سخنان رسول خدا را روایت کرده اید.6

در زمان عثمان تئوری به فراموشی سپردن احادیث پیامبر کامل و جمع بندی شد.

چنان که او دستور داد هیچ کس نباید حدیثی را که در زمان ابوبکر و عمر شنیده نشده را روایت کند.7

خوب این مشخص است که دو خلیفه قبل دقت کامل داشتند که چه احادیثی نقل شود و چه احادیثی نقل نشود لذا این روند همچنان ادامه پیدا کرد و باب ورود احادیث جدید بسته شد و این سخن او یعنی جمع بندی احادیث مورد نظر خود!

دارمی روایت می کند: مردم در کنار ابوذر اجتماع کرده و از او فتوا می پرسیدند که مردی بر بالای سرش ایستاد و گفت: مگر تو از فتوا دادن منع نشده بودی؟ ابوذر او را نگریست و گفت: تو مراقب منی؟ و بعد با اشاره به پشت گردن خود گفت: اگر شمشیر را بر اینجای من بگذارید و بدانم که با کشته شدن بر انجام سخنی که از رسول خدا شنیده ام توانمندم حتماً آن را به انجام می رسانم.8

 

اما پس از زمینه سازی ابوبکر، از بین بردن بسیاری از احادیث پیامبر توسط عمر، و ادامه خفقان و تکمیل فراموشی سخنان پیامبر توسط عثمان افرادی چون معاویه در ادامه این پروژه دست به اقداماتی زدند.

چنان که در زمان معاویه عبدالله بن عامر یَحصُبی می گوید: معاویه برفراز منبر دمشق بود که شنیدم گفت: ای مردم از روایت احادیث رسول خدا بپرهیزید مگر احادیثی که در زمان عمر بیان شد، زیرا عمر مردم را به خاطر خدای عزوجل می ترساند!9

وسؤال دیگر اینکه آیا نشر و بازگویی احادیث پیامبر خلاف دستور خداست که ناشران آنها باید از خدا بترسند؟ عمر مردم را برای خدا از چه می ترسانیده؟ و می بینیم که چقدر راحت هم نمازگزاران از کنار این سخنان بدون دقت گذشتند! بماند اینکه آیا می توان که دائماً با ایجاد ترس از خداوند، اسلام را گسترش داد؟

خوف و رجاء در کنار هم صحیح است و مسئله ای است نسبی! و نبود یا زیاده روی در هرکدام ایجاد مشکل می کند.

در این مقطع اشاره ای ضروری به تعریف صحابه از دیدگاه اهل سنت می نماییم.

بخاری می گوید:کسی که با پیامبر صحبت کرده باشد و یا حتی او را دیده باشد؛ پس او از اصحاب است.10  

احمدبن حنبل می گوید: هر کس یک ماه یا یک روز یا یک ساعت با پیامبر مصاحبتی داشته و یا آن حضرت را دیده جزء یاران و اصحاب است.11

با وجود نقدهای بسیاری که بر تعریف فوق ایراد می شودبرای مثال جایگاه فراموش شده منافقین در این تعریف و اگر بخواهیم به همین تعاریف هم استناد کنیم با توجه این عقیده اهل سنت که صحابه همگی عادل هستند چرا باید صحابه را از بازگویی احادیث پیامبر منع کنند؟

و دیگر آنکه این تعریف هیچ معیار دقیقی ندارد لذا مشکلاتی را هم برای آنان ایجاد کرده است که در آینده به تفصیل بررسی خواهیم کرد.

ویژگی های صحابه:

1.        همگی بهشتی اند!

2.       همگی عادل هستند!

3.      همگی مجتهد هستند!

 بقیه مطالب را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید.

همگی بهشتی هستند!

بسیاری از مفسران اهل سنت مثل ابن جوزی در زاد المسیر و رازی در تفسیرش و سیوطی در درالمنثور و شوكانی در فتح القدیر و آلوسی و ابن عساكر و... در ذیل این ایه نقل كرده اند كه حمید بن زیاد گوید: نزد محمد بن كعب قرظی رفتم و به او گفتم درباره اصحاب رسولخدا(ص) چه می گویی؟ منظورم این بود كه: با آن فتنه ها كه به پا كردند خدا با آنها چه معامله ای می كند؟ او گفت: جمیع اصحاب رسول الله(ص) فی الجنة محسنهم و مسیئهم یعنی همه ی یاران پیامبر در بهشتند اعم از نیكوكار وگناهكار. گفتم: این سخن را از كجا می گویی؟ این آیه را خواند السابقون الاولون تا رضی الله عنهم و رضوا عنه و گفت: اما در مورد تابعین شرطی قائل شده است كه باید تنها در كارهای نیك صحابه پیروی كنند( فقط در این صورت اهل نجاتند ولی صحابه چنین قید و شرطی را ندارند)

منظور از تابعین، کل امت است.12

همانطور که میبینیم از این آیه بدون هیچ دلیل منطقی یک حکم را صادر کرده اند! آیا خداوند از فردی که از صحابه است اما ظلم می کند یا شراب می خورد، راضی می شود چون صرفاً از صحابه است؟! آیا این با عدل خداوند سازگار است؟!

با بیان این فضیلت، طبق روایت صحیحی از پیامبر اکرم (ص) روایت فوق نقض می شود:

ابو جمعه می‌گوید : همراه با ابو عبیده، با رسول خدا می‌رفتیم كه وی از رسول خدا پرسید آیا كسی از ما بهتر است در صورتی كه ما به شما ایمان آوردیم و با شما جهاد كرده‌ایم؟ حضرت فرمود: آری مردمی كه پس از شما می‌ایند و به من ایمان می‌آورند در حالیكه مرا ندیده‌اند... و آنها از شما بهتر هستند.13

اما بر عکس آیه 144 از سوره مبارکه آل عمران، خداوند بدون هیچ قید و شرطی نتیجه رحلت یا شهادت پیامبر (ص) را بازگشت به عقبه و جاهلیت می داند و ما بسیاری از مواقع از این آیه که به آیه انقلاب مشهور است، غافل بوده ایم چرا که عدم عمل به دستور پیامبر (ص)، مبنی بر خلافت و امامت امیرالمؤمنین (ع) و عدم پیشرفت سنت حقیقی خداوند، بازگشت به اشتباهات و دوران جاهلیت را به همراه دارد.

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَیَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ.

پیامبر اکرم (ص) پیش‌گوئی كرد كه صحابه بعد از من مرتد خواهند شد. در صحیح بخاری و صحیح مسلم، بیش از 25 روایت نقل شده است از صحابه متعدد مانند عبد الله بن عباس، عبد الله بن مسعود، عایشه، ابوهریره و أم‌سلمه كه پیامبر اکرم (ص) فرمود:فردای قیامت، اصحاب من كنار حوض كوثر می‌آیند و ملائكه مانع آنها می‌شوند و به سمت آتش می‌برند. حضرت می‌فرماید: خدایا! اینها صحابه من هستند؟ گفته مییشود: تو نمی‌دانی كه اینها چه بدعت‌هایی را بعد از تو گذاشتند.14

همسران پیامبر(ص) یک ساعت که هیچ، سال ها با پیامبر (ص) زندگی کردند و از صحابه هستند اما خداوند در آیه 30 سوره مبارکه احزاب خطاب به همسران نبیّ می فرماید:

یا نساء النبى من یات منكن بفاحشه مبینه یضاعف لها العذاب ضعفین و كان ذلك على الله یسیراً؛.یعنی اى زنان پیامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى آشکار مرتكب شود عذاب او دوچندان خواهد بود،واین براى خدا آسان است.

در جلسه سؤال شد که اصول اعتقادی اهل سنت چیست؟

پاسخ این است که توحید، معاد ونبوّت. اما سؤال اینجا بود که چطور می شود عدل خداوند را قبول نداشته باشند اگر قدرت، علم مطلق و... خدا را قبول دارند؟!

پاسخ بسیار روشن است که با این روایت فوق که نیکوکار و گناهکار در یک جا هستند خوب عدل خود به خود نقض می شود و این روایات متعدد و دیگر روش های ساختگی، بالإجبار عدل را نقض می کند لذا آن را جزو اصول اعتقادات خود نمی آورند!

شبهه ای که همزمان مطرح گردید این بود که آن ها می گویند چون ما از جزئیات عدل خبر نداریم!

پاسخ این بود که مگر از جزئیات مرگ، برزخ و قیامت با خبر هستند؟ بسیاری از اخبار بر ما پوشیده است اما ما اصلا معاد را قبول داریم و هرآنچه که در قرآن و معارف حقّه اهل بیت (ع) آمده است.

اصل عدل خداوند هم همینطور است و ما کاری به جزئیات نداریم و باید اصل عدل را بپذیریم که خداوند عادل است و ظلم نمی کند و هرچیزی را سرجایش قرار می دهد.

شبهه دیگر این است که آیا شفاعت توسط ائمه (ع) یا برآورده شدن حاجات توسط خداوند به واسطه توسل خارج از عدل خدا نیست یا در روایات می خوانیم که هرکس در روز قیامت نامش از ائمه (ع) بخشیده می شود و یا عزاداری امام حسین (ع) موجب بخشش بسیاری از گناهان می شود؟

پاسخ این است یک سری از امور، از سنت های الهی و جعل خداوند در آفرینش است و خداوند برای آنان اثر وضعی و حکم قرار داده است و چیزی نیست که بخواهد جدید ایجاد شود که بگوییم چون نمی دانستیم، خارج از عدل خداوند است! گفتیم: عدل به معنای مساوی نیست بلکه هرچیزی را در جای مربوط به خود قرار دادن است و از آنجایی که خداوند این امور که بیان شد را در آفرینش قرار داده است، پس انجام آن عین عدل است و این سنت ها و جعل های خداوند برای همه افراد وجود داشته یعنی همه افراد می توانستند با اختیار خود این کارها را انجام دهند و شامل این جزاء شوند اما خوب عدّه ای نکرده اند و جای اعتراضی نیست.

یکی از مواردی که می توان برای روشن تر شدن مطلب بیان کرد، وجوب غسل هست که حتی با شستن بدن با صابون، غسل به همان روش سنت پیامبر (ص) واجب است و خداوند در آن اثر وضعی قرار داده است یا طبق آیه قرآن، بلند کردن صدا نزد پیامبر (ص) باعث نابودی همه اعمال می شود و...

همگی عادل هستند!

داستان ولید بن عقبه معروف است كه شرب خمر كرد و نماز صبح را در حال مستى چهار ركعت خواند، به مدینه احضار شد و حدّ شرب خمر بر او اجرا شد.15

در داستان افك پیغمبر اكرم(ص) دستور داد چند نفر را حدّ قَذف (زنا) زدند.16

پس در زمان خود رسول اکرم (ص) هم عدالت ثابت نبوده است.

درباره نُعِیْمان كه صحابی پیامبر اكرم (ص) است، می‌گویند:
50 مرتبه شراب خورد و شلاق خورد!17
همچنین مسلم و دیگر محدثان از طریق عائشه چنین روایت كرده‏اند: پیامبر خدا (ص) در خانه من آرمیده و ساق پا و قسمتى از بالاى زانویش عریان بود !! ابوبكر از او اجازه ورود خواست. اجازه داد و در همان حال بود، و با او گفتگو كرد. بعد عمر اجازه خواست. در همان حال به او اجازه داد و با او گفتگو كرد. آنگاه عثمان اجازه خواست. پیامبر خدا (ص) بنشست و لباسش را جمع و جور كرد. چون برفت عائشه گفت: ابو بكر وارد اطاق شد دست پاچه نشدى و اهمیتى به او ندادى.عمر وارد شد دست پاچه نشدى و اهمیتى به او ندادى. اما وقتى عثمان وارد شد نشستى و لباسهایت را درست كردى؟ فرمود: من از مردى كه فرشتگان از وى شرم می نمایند، شرم می نمایم.18

همچنین پیامبر اکرم مکرّراً فرموده است که: من جنگ می کنم با آن کس که با علی جنگ کند.19

آیا می تواند دو طرف عادل باشند و در جنگ جمل حاضر شوند؟!

پیامبر اکرم در شان علی بن ابی طالب چنین فرمودند که تو از منی و من از تو!20

معاویه در بعضی از سفرهای حجش باز می گشت؛ سعد به نزد او آمد؛ پس سخن از علی پیش آمد و معاویه به علی جسارت کرد!21

قضاوت ها با شما...

جای تأسف که اغلب برادران و خواهران اهل سنت ما را از این وقایع بی خبر و دور نگه می دارند تا آنها بدون آگاهی از این مسائل مذهب نیاکان خود را دنبال کنند.

امید که جهانیان به زودی وحدت تمامی مسلمانان را زیر بیرق آخرین منجی بشریت نظاره گر باشند. إن شاء الله...

منابع:

1. تذکرة الحفاظ شرح حال ابوبکر ج1 ص2و3

2. تاریخ ابن کثیر ج8 ص107

3. طبقات ابن سعد ج5 ص140

4. جامع البیان ابن عبد البَرّ ج2 ص147

5. کنز العُمّال ج5 ص293

6. اُسد الغابة ج5 ص59و60

7. منتخب کنز العُمّال در حاشیه مسند احمد ج4 ص64

8. سنن دارمی ج1 ص132

9. تاریخ دمشق نسخه خطی مجمع علمی اسلامی ج9 ص236و237، شرف الأصحاب الحدیث ص91

10. صحیح بخاری ج4 ص188

11. اُسد الغابة ج1 ص11و13

12. الدر المنثور ج3 ذیل همین آیه و نیز فتح القدیر ج2

13. مستدرك حاكم ج4 ص85

14. صحیح بخاری ج7 ص208

15. صحیح مسلم ج5 ص 126

16. المعجم الكبیر طبرانی، ج23 ص128

17. صحیح بخاری ج8 ص13 ، فتح الباری، ج12 ص56

18. مسند احمد بن حنبل ج6 ص62، صحیح مسلم ج7 ص116

19. مستدرک حاکم ج 3 ص 149

20. صحیح بخاری تک جلدی ص658

21. المُصَنَّف ابن أبی شَیبه ج7 ص496





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیر شناسی، پاسخگویی به شبهات، پاسخگویی به شبهات غدیر، پاسخ به شبهات غدیر، منع نشر حدیث صحابه، عدالت صحابه،
[ دوشنبه 24 شهریور 1393 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار