*** وب سایت احکام شرعی ، مقدم شما مؤمنین را گرامی می دارد *** پاسخگویی به سوالات اعتقادی ، شرعی ، شبهات و مشاوره دینی خانواده توسط کارشناسان محترم وب سایت جناب آقای محمد فتحیان و سرکارخانم خدیجه نوروزی حفظهما الله احکام شرعی

احکام شرعی

به وب سایت پاسخگویی به سوالات اعتقادی، شرعی و ردّ شبهات خوش آمدید

چگونگی ارسال سوال
[ دوشنبه 30 مرداد 1391 ] [ 03:44 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

سوال 122: آیا خداوند عمل صالح فرد بی دین و یا گنه کار را می پذیرد یا او را وارد جهنم می کند؟ آیا این با عدالت خداوند تناقض ندارد؟

سلام اگر کسی احساس پشیمونی از گناه نداشته باشه نمازم نخونه اعمال خوب انسانیش هم ضایع میشه وجهنم میره مثلا کسی نماز نخونه گناهم انجام بده ولی مثلا از ستمی که بهش شده گذشت کنه یا به نیازمندا کمک کنه اینا هدر میره یعنی کسی واجب انجام نده حرامم انجام بده ولی به نیازمندا هم کمک کنه که اینجوری یه میانبری تو پیچ از جهنم زده باشه مثل خودم همش هدر میره من از هرجا سوال کردم نظرات اختلافی بود یکی علنا میگفت هدر میره یکی میگفت نه هدر نمیره اما کامل نیست یا مثلا یه نفر روابطش با پدر مادر اصلاح کنه اما گناهم داشته باشه هر چند این گناه خیلی بزرگ نمیبینم اما مثلا موسیقی یا مثلا نماز نخونه اما یه سوال دیگه کجای موسیقی گوش کردن ومسجد نرفتن ونماز نخوندن حیوانیت وخباثته واقعا کجاش چون دیدم اخوندا اینجوری حرف میزنند واقعا اعصابمو خرد کردش.

سوال دیگه اکثریت بهشتیند یا جهنمی هر چند یه نفر با روایتی که خدا 99 درصد رحمتش واسه قیامت یه قسمت واسه دنیا گذاشته فهموند بهم که اکثریت بهشتیند ولی حتی اگه اونم درست باشه شاید من جز اقلیت ها باشم ولی در کل چون به مسائل اسلامی زیاد اعتقادی ندارم بچمم به دنیا بیاد احتمالا عین خودم یا شاید بد تر از خودم همونجور که میبینیم اکثرا گناهکارند تصمیم گرفتم بچه دنیا نیارم ازدواجم نکنم تا یه بچه جهنمی به دنیا نیارم.

 

ج: سلام علیکم.

طبق فرمایشات خودتان و آنچه که ما در متن مشاهده نمودیم، بسیاری از مواردی که گمان می کنید یا برخی می گویند، اینطور نیست! اسلام دین سهل است و کلاً دین آمده تا روش صحیح بندگی و زندگی را به انسان بیاموزد. شما وقتی در آموزه ها نگاه می کنید، می بینید اعتقادات ما کامل ترین و بهترین اعتقاد از نظر فطری و عقلی است، در اخلاق که رو می کنید، می بینید سفارشات قرآن کریم و سیره ائمه علیهم السلام طوری انسان را می سازد که حتی دشمن هم در مقابل انسان تواضع دارد و نمی تواند دشمنی اش را علنی اعلام کند و آن را در زندگانی امیر المؤمنین علیه السلام مشاهده می کنیم که حتی امروزه، دوست و دشمن نتوانستند یک ظلم یا یک چیز بد از حضرتش نقل کنند و این در تمامی زندگانی اهل بیت علیهم السلام مشهود است.

وقتی در احکام نظاره می کنید، کامل ترین احکام و آسان ترین آن، ازآن دین اسلام حقیقی یعنی با پذیرش ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام است که کوچکترین موارد هم ذکر شده حال که هیچ دین و فرقه ای اینطور احکام نداشته و آن هم که دارد، غالباً من درآوردی است.

در زمینه ازدواج و خانواده دینی، متأسفانه آنطور که باید به روایات پرداخته نشده اما در منابع بسیار ریز و دقیق تشکیل یک خانواده دینی بیان شده است که مجموعه اینها شما را تحت عنوان یک فرد متدیّن معرفی می کند که نهایتش هم سعادت و بهشت برین است حال اگر فرد بیاید نخواهد این مسائل را دنبال کند و بیشتر به خود تکیه کند، این خلاف عقل سلیم است.

خداوند اعمال ما را آنطور که خودش دستور فرموده می خواهد نه عبادت سلیقگی! شیطان هم خداوند را عبادت میکرد آن هم سالیانی دراز و خطاب به خداوند گفت:

من را معاف کن از این کار، تو را چنان عبادتی میکنم که احدی تو را عبادت نکرده باشد. خداوند فرمود: من آن عبادت تو را نمیخواهم من آن مسیری را می‌خواهم که خودم تعیین کردم و عبادت من آنطوری باید باشد که من میخواهم نه آنطوری که تو میخواهی!(لا حاجت لی الی عبادتک، انما ارید عن اعبد من حیث ارید لا من حیث ترید!)

بحار الانوار ، ج 11 ، ص 141

و این مسئله موجب رانده شدن ابدی او از بهشت شد و سرانجامش هم جاودانگی در دوزخ است با آنکه هفتاد هزار سال آنجا را عبادت کرده و هنوز هم مشغول عبادت خود خداوند است اما نتیجتاً حبط عمل شامل حالش میشود.

خداوند از ما بندگی صحیح میخواهد در عوضش سعادت و عقبی انسان را تضمین نموده و او را ساکن در جنة النعیم خواهد کرد.

بله هرکس غیر از دین اسلام را انتخاب کند، اعمال صالحش موجب بهشتی شدن او نمی شود و عدل خداوند اینجا حاکم است که موجب تخفیف عذاب او می شود چراکه خداوند متعال در قرآن کریم، آیه 85 از سوره مبارکه آل عمران می فرماید:

و من یبتغ غیر الإسلام دیناً فلن یُقبَلُ منه و هو فی الآخرة من الخاسرین یعنی هرکس غیر از دین اسلام را بجوید، از او پذیرفته نشده و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.

اما انسان مؤمن هرچند گناه و قصور داشته باشد، نباید از رحمت خداوند نا امید شود چراکه دستورات خداوند را در حد توان بجای آورده اما در این میان، نفس و شیطان بر او غالب شده است.

بگذریم که شفاعت ائمه علیهم السلام هم جای خود دارد.

انسان باید سعی کند با تقوا و توسل بر ائمه علیهم السلام از این گناهان حذر کند و بقیه را هم توبه و استغفار کند.

چنانچه سوال دیگری بود، مطرح بفرمایید.

ان شاءالله که تحت ظل امام زمان علیه السلام موفق باشید.





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، احکام برخی از گناهان،
برچسب ها:عمل صالح گناهکاران، عمل صالح بی دین، عمل خوب گناهکار، عمل خوب بی دین، عمل صالح فرد گناهکار و بی دین، عدالت خداوند،
[ شنبه 4 بهمن 1393 ] [ 03:11 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

افتتاح نرم افزار لاین وب سایت احکام شرعی همزمان با سالروز آغاز امامت و ولایت امام زمان علیه السلام
[ سه شنبه 9 دی 1393 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه هشتم (بررسی آیات امامت و ولایت امیرالمؤمنین ع و پاسخ به شبهات)

شبهه سوم:

چرا آیه در حالت جمع است؟ مگر درباره امام علی (ع) نیست ایشان که یک نفر هستند پس چرا به صورت جمع آورده شده است؟ و اینکه روایت صحیح در این رابطه وجود ندارد که این آیه در رابطه با علی بن ابی طالب (ع) است!

پاسخ:

1. نمونه های قرآنی بسیاری وجود دارد که در آن فردی منظور است اما لفظ جمع به کار برده شده است مانند آیه 61سوره آل عمران (آیه مباهله)

2. برای تعظیم فعل یا فاعل یا هر دوبه صورت جمع بیان می شود؛

زِمَخشَری درتفسیر کشّاف خود در ذیل آیه ولایت چنین نوشته است:در چنین مواردی لفظ جمع به کار میرود تا بقیه مردم به انجام آن تشویق شوند.و مردم بدانند که فرد مومن باید تا این حد در انفاق حریص باشد.که حتی در حال نماز از کمک رسانی و انفاق به فقرا غافل نشود.و این چیزی است که از تمامی مومنان خواسته شده به این جهت آیه به صورت جمع آمده.

3. با این لفظ جمع از تحریف در قرآن جلوگیری شده است چراکه اگر یک فرد خاص (امیرالمؤمنین (ع)) مشخص می شد، این آیه حذف یا مورد تحرف قرار می گرفت.

4. "اِنما" از ادات حصر است و اگر "هُو راکع" به کار برده میشد ولایت دیگر ائمه زیر سؤال میرفت.

اتفاق نظر مفسران در مورد شان نزول آیه ولایت:

1 ـ قاضى ایجى (متوفاى سال 756) نویسنده كتاب المواقف فى علم الكلام، كه از مهم ترین كتاب هاى اهل سنّت در علم كلام و اصول دین است. او مى نویسد:
«تمامى مفسران اتّفاق نظر دارند كه این آیه مباركه در ماجراى بخشیدن انگشتر امیر مؤمنان على علیه السلام در حال ركوع نماز نازل شده است»1

نکته حائز اهمیت این هست که این مسئله در این کتاب حذف شده و در نسخ قدیمی یافت می شود و جُرجانی در شرح المواقف خود این را آورده است!
2 ـ میر سیّد شریف جُرجانى شرح المواقف به این اجماع اعتراف كرده است.2


3 ـ سعدالدّین تفتازانى در شرح المقاصد اجماع مفسّران را بر این كه آیه شریفه در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام نازل شده، نقل كرده است.3


شرح المقاصد از كتاب هاى مهم اهل سنّت در علم كلام است. این كتاب در مدارس آن ها تدریس مى شود و در محافل علمى آن ها از جایگاه ویژه اى برخوردار است، به همین دلیل بسیارى از بزرگان اهل سنّت بر این كتاب شرح و تعلیق نوشته اند.
4 ـ علاء الدّین قوشجى سمرقندى نیز از كسانى است كه به اجماع مفسران بر این كه آیه مباركه در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام نازل شده، اعتراف كرده است.4
بنابراین، تمامى مفسّران اهل سنّت معتقدند كه این آیه مباركه در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام، و زمانى كه آن حضرت در ركوع انگشترش را به مستمند بخشید، نازل شد.
این اجماع و اتّفاق نظر را بزرگان و دانشمندان اهل سنّت نقل كرده و به آن اعتراف نموده اند، یعنى همان كسانى كه سخنان آن ها مورد اعتماد است و به كتاب هایشان استناد مى شود.
آلوسى در تفسیر خود مى نویسد:
«اكثر راویان اخبار معتقدند كه این آیه در شأن على كرم اللّه وجهه نازل شده است».5


ابن كثیر در تفسیر خود برخى از این روایات را در ذیل آیه مباركه نقل نموده و حكم به صحّت بعضى از آن ها داده است.6

یكى از آن روایات، حدیثى است كه ابن ابى حاتِم در تفسیر خود آورده است. وى از ابى سعید اشبح از فضل بن دكین از موسى بن قیس حضرمى از سلمة بن كهیل این گونه نقل مى كند:
على در حال ركوع انگشترش را به فقیر بخشید و این آیه نازل شد: (انما ولیّكم اللّه ورسوله . . .).7

روایات مذکور صحیح بوده و در سند آنها جای هیچ خدشه ای نیست.

در کتب تشیع،نقل شان نزول این آیه در مورد امیرمؤمنان علی(ع) فراوان آمده است و از جمله کسانی که آن را نقل کرده اند جابربن عبدالله،عماربن یاسر،خودامیرالمومنین(ع)،ابن عباس،ابوذرغفاری و...میباشند.

آیه 67 از سوره مبارکه مائده (آیه تبلیغ):

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ

ترجمه: ای فرستاده ما! ابلاغ نما آنچه را که پروردگارت بر تو نازل کرده و چنانچه ابلاغ نکنی، رسالت خداوند را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از (شرّ و آسیب مردم) حفظ می کند.

روایاتی در كتاب‌های اهل سنت وجود دارد كه ثابت می‌كند، این آیه قبل از واقعه غدیر و در باره ولایت حضرت علی (ع) نازل شده است :
ابن أبی حاتم از أبو سعید خُدری :
این آیه در شان علی بن ا ابی طالب نازل شده است.8
تصحیح روایات تفسیر ابن ابی حاتم :
وی در مقدمه تفسیر خود ، تمام روایات كتابش را در تفسیر آیات ، صحیح‌ترین روایت‌های ممكن می‌داند :
صحیح ترین اخبار را از جهت سند و متن انتخاب كردم ؛ پس اگر از رسول خدا (ص) سخنی در تفسیر دیدم و صحابه نیز سخنی داشته‌اند سخن رسول را ترجیح دادم ، و اگر از صحابه سخنی در تفسیر نقل كردم صحیح‌ترین آن را از جهت رتبه و درجه نقل كردم و نام موافقان آن را با حذف سند آورده‌ام.9

ثَعلَبی از عبد الله بن عباس :
ابن عباس گفته است : آیه بلاغ در باره علی نازل شده است ، رسول خدا (ص) مأمور شد تا آن را به مردم ابلاغ كند ، دست علی را گرفت و فرمود : هر كس من مولا و پیشوای او هستم علی مولای او است، خداوندا دوست بدار آنكه علی را دوست بدارد و دشمن بدار آنكه او را دشمن بدارد.10

ثَعلَبی از امام باقر (ع) :
امام باقر (ع) فرموده است: معنای آیه چنین است: آنچه در برتری علی بر تو نازل شده است ابلاغ كن، پس از نزول آیه دست علی را گرفت و فرمود: هر كس من مولا و رهبر او هستم علی مولای او است.11

 

بدر الدین العینی الحنفی
ابو سعید خُدری گفته است : این آیه : « ای پیامبر آنچه كه از طرف خداوند بر تو نازل شده است ابلاغ كن» در غدیر خم و در باره علی بن ابی طالب نازل شده است.12

 

ابن عساكر
ابن عساكر در تاریخ مدینة دمشق می‌نویسد :
از ابوسعید خدری نقل است كه گفت: آیه بلاغ در غدیر خم در باره علی بر رسول خدا (ص) نازل شد.13

حاكم نیشابورى بعد از حدیث مى‌گوید:

هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه

سند این حدیث صحیح است ولى بخارى و مسلم آن را نیاورده‌اند.14

 

بررسی روایات پیرامون این آیه شریفه:

هنگامی که این آیه نازل شد، نبی مكرم(ص) دست علی(ع) را گرفت و او را به عنوان خلیفه معرفی كرد. به دنبال آن، خلیفه دوم با علی(ع) ملاقات كرد و به او تبریك گفت. این سخن ابن عباس و بَراء بن عازب و محمد بن علی است. 15

تفسیر ابن ابی حاتم، از تفاسیری است كه مورد تأیید اهل سنت حتی ابن تیمیه (وهابی) است که می‌گوید: تفسیر ابن ابی حاتم تفسیر معتبر است. روایات ضعیف و جعلی در این تفسیر نیست.

سیوطی می‌گوید:
ابن مسعود می‌گوید: ما در زمان پیامبر(ص) این آیه را این‌گونه می‌خواندیم:

یا أیّها الرسول بلّغ ما أنزل إلیك من ربك أنّ علیاً مَولى المؤمنین.

یعنی ای فرستاده ما برسان آنچه بر تو نازل گردیده از سوی پروردگارت که همانا علی(ع) مولای مؤمنین است. 16

 

آیه 3 از سوره مبارکه مائده (آیه إکمال):

الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا

ترجمه: امروز برایتان دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما به عنوان آیینی برگزیدم.

ابن مَردوَیه از خطیب از ابن عساکر از ابی هریره نقل می کند که : در روز غدیر خم که هجدهم ماه ذی الحجه بود رسول خدا (ص) فرمود : من کنت مولاه فعلی مولاه ، سپس خداوند این آیه را نازل کرد : الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُم‏...17

فخر رازی ، از بزرگان اهل سنت ، در تفسیر آیه فوق می گوید:آیه مزبور در فضل على علیه السّلام نازل شده و چون آیه نازل شد (پیغمبر (ص)دست او را و فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، پس از آن عمر او را ملاقات كرد و گفت: گوارا باد به تو اى پسر ابى طالب، گردیدى مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن، و این قول ابن عباس و براء بن عازب و محمّد بن على است.18

بدر الدین ابن عینى حنفى در كتاب «عمدة القارى» در شرح صحیح بخارى‏ می گوید:قال أبو جعفر محمد بن علیّ بن الحسین:«معناه بلِّغ ما أُنزِلَ إلَیكَ من ربِّك فی فضلِ علیِّ بن أبی طالب رضى الله عنه، فلمّا نزلت هذه الآیة أخذ بید علیٍّ، و قال: من كنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه».معناى آیه مزبور این است ... تبلیغ كن آنچه را كه از پروردگارت در فضل على (ع) بسوى تو نازل گشته، پس چون این آیه را نازل شد پیغمبر(ص) دست على(ع) را گرفت و فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه.19

بقیه مطالب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیرشناسی، آیات امامت امیرالمؤمنین، آیات امامت و ولایت،
[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 09:28 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه هفتم

از این جلسه آیات قرآن کریم که مربوط به حضرت علی (ع) است ، بیان شده و سپس شبهات وارد شده به آنها پاسخ داده می شود، اولین آیه مورد بررسی، آیه ولایت است ....

آیه ولایت:

خداوند متعال می فرماید: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنوا الَّذِینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ و یُوتونَ الزکاةَ و هُم رَاکِعون.1

 

ترجمه آیه : ولی امر شما تنها خدا و رسول خدا و مؤمنانی هستند که نماز را به پا داشته و فقیران را در حال رکوع زکات می دهند.

نکته: اهل تسنن در دو کلمه شبهه وارد می کنند اول اینکه، «وَلی» را به معنای دوست می گیرند و دوم اینکه «راکعون» را به معنای خشوع قلمداد می کنند. که پاسخ هر یک از این موارد را خواهیم گفت.

شبهه اول :

شبهه اول درباره وَلی مطرح می شود اهل تسنن در ترجمه کلمه وَلی اشکال وارد می کنند. می گویند: ولی به معنای دوست است و وِلایت به معنای سرپرست و ولی امر است زیرا حرف (و) در وَلی مفتوح است و در وِلایت مکسور است. یعنی اگر بخواهد معنی ول امر بدهد، باید مانند وِلایت (و) مکسور داشته باشد.

پاسخ:

آیا کسانی که در حال رکوع زکات می دهند فقط دوست خدا هستند؟ مردم دیگر ، دوست خدا نمی شوند؟

«وَ ، لَ ، یَ» سه حرف اصلی هر دو کلمه هستند. و وِلایت مصدر است و در اصل ولایة است. وِلایة بر وزن فِعالة است مثل صِداقة که ریشه اش «صَ ، دَ ، قَ» است. پس به همین دلیل حرف (و) در وِلایت مکسور شده است. در اصل اگر کسی آشنایی ساده ای با ادبیات عرب داشته باشد به راحتی به این شبهه پاسخ می دهد اما کسانی که آشنایی ندارند قانع شده و این توجیه غلط آنها را می پذیرد.

این شبهه از جهت دیگر هم قابل بررسی است:

اگر «وَلی» را به معنای دوست بگیریم ترجمه زیر مطرح می شود...

 فقط دوستان شما خداوند و رسولش و کسانی هستند که ایمان آوردند و نماز را به پا می دارند و در حالت خشوع زکات می دهند،. آیا این ها فقط دوست خداوند هستند؟ مثلاً یکی نماز را قبول دارد ولی نمازش را ترک می کند چنین شخصی آیا نمی تواند دوست خدا باشد. یا مثلاً کسی که زکات نمی دهد؟ یا مسئله دیگر اینکه کسی که نماز نمی خواند نمی تواند دوست یک مؤمن باشد؟ یعنی قهراً ترجمه اش با معنی دوست سازگار نیست.

شبهه دوم:

درباره «و هم راکعون» مطرح می شود آنها می گویند منظور این است که در حالت خشوع زکات دادند اما شیعیان براین باورند که منظور این است که در حالت رکوع زکات می دهند.
پاسخ:

1. به معنای اول در ترجمه توجه می کنیم اولین معنی که از ظاهر کلمه برمی آید رکوع است نه خشوع و معنای غیرمستقیم در مراحل بعدی مورد توجه قرار می گیرد.  

2. مگر می شود هر کس که در حالت خشوع زکات بدهد سرپرست و ولی ما باشد ؟! ممکن است فردی همه این کارها را بکند ولی ظالم باشد.

3. اهل تسنن هیچ روایتی مبنی بر اینکه راکعون به معنای خشوع است ندارند اما شیعیان به روایات متعدد از فریقَین (اهل سنت و شیعه) استناد دارند که در جلسه آینده مطرح می شود.  

آنها می گویند روایت هایی که می گوید این آیه درباره حضرت علی (ع) است روایت های ضعیفی است ولی ما می گوییم طبق آنچه خود اهل سنت می گویند سه تا روایت ضعیف همدیگر را تقویت می کنند و قوی می شود. همه روایت های شیعیان هر چند ضعیف (که ضعیف هم نیست!) به معنای رکوع است در حالی که شما یک روایت هم ندارید مبنی بر اینکه به معنای خشوع باشد.

4: اگر به معنای خشوع بگیریم هر کس می تواند خاشع باشد و در این صورت کسی که خاشع است را هم سطح خدا و پیامبرش قرار داده ایم، زیرا تمام کلمات به یکدیگر عطف شده است.

5: اگر خشوع معنا شود معنی عام می شود. یعنی یک چنین شخصی (که ویژگی خاصی هم ندارد فقط در حالت خشوع زکات می دهد) می تواند ولی من می شود!!

شبهه سوم:

چرا آیه در حالت جمع است؟ مگر درباره امام علی (ع) نیست ایشان که یک نفر هستند پس چرا به صورت جمع آورده شده است؟

پاسخ:

یکی از دلایلی که از سوی شیعیان مطرح می شود این است که ، آیه چون درباره امیرامؤمنین است به شأن امیرالمومنین احترام گذاشته که جمع آورده است.  

دلایل دیگر در جلسه آینده مطرح می شود.

 

1. سوره مائده آیه 55





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیرشناسی، شبهات غدیر، پاسخگویی به شبهات، پاسخگویی به شبهات غدیر، آیه ولایت، پاسخ به شبهات آیه ولایت،
[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 09:06 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

اطلاعیه پیرامون پاسخگویی به سؤالات شما

بسم الله الرحمن الرحیم

برادران و خواهران گرامی

سلام علیکم

عظّم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسین علیه السلام

فرا رسیدن ایام عزای حضرت سید الشهداء (علیه السلام) و آغاز لحظات غربت اهل بیت امام حسین (علیهم السلام) را مقدماً به محضر حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه) و همچنین به شما بزرگواران تسلیت عرض می نماییم.

به علت کسالت حقیر، پاسخگویی به سؤالات شما با کمی تأخیر همراه بوده است؛ لذا بزرگوارانی که سؤالات خود را به پست الکترونیکی (ایمیل) ارسال کرده اند، مجدداً سؤالات خود را ارسال کرده تا در اسرع وقت پاسخ داده شود.

إن شاءالله بروز رسانی سایت از سر گرفته خواهد شد.

از همه بازدیدکنندگان همیشگی وب سایت احکام شرعی، التماس دعای خیر داریم.

والسلام علی من اتبع الهدی

حقیر: محمد فتحیان

16/8/1393





طبقه بندی: اخبار معارفی،
برچسب ها:احکام شرعی، احکام، پاسخگویی به سوالات شرعی، پاسخ به سوال شرعی،
[ جمعه 16 آبان 1393 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه ششم (قسمت دوم)

به سبب همین تندى ها و خشونت هاست كه مطابق نقل بخارى، پس از رحلت حضرت فاطمه (س) وقتى كه على (ع) سراغ ابوبكر فرستاد، تا با وى گفتگو كند، به ابوبكر گفت تنها بیاید و كسى با او همراه نباشد؛ به آن دلیل كه وی از حضور و چهره عمر کراهت داشت.5

با این روایت بسیاری از شبهات بالأخص نام گذاری فرزندان امیرالمؤمنین به نام و کنیه خلفاء نقض می شود.

امیرالمؤمنین بالإجبار و بر اساس جعل امامت و ولایتش توسط خداوند، باید اسلام را حفظ می کردند لذا ظلم برخودشان و اهل بیت (ع) را به قیمت حفظ اسلام پذیرفتند.

در مکتب خلفاء باب ورود احادیث توسط افرادی همچون تَمیم داری (راهب مسیحی) و کعب الأحبار (یهودی) که به ظاهراً اظهار اسلام می کردند، باز شد و در کنارش نشر احادیث توسط مسلمانان هم بسته! این احادیث را ما اسرائیلیات و نارواهایی می دانیم که به صحاح ستّه اهل سنت راه پیدا کرد لذا شیعه بسیاری از این روایات را باطل و ناصحیح می داند اما خوب اهل سنت این ها را صحاح و دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم را صحیح ترین کتب خود بعد از قرآن به صورت اجماع قبول دارند و تردید کنندگان به این مسئله را هم حتی زندیق و بی دین می دانند!

عمر و عثمان، به این ها که خود را مقرّب خلفاء و متظاهر اسلام نشان می دادند تا احادیث اسرائیلی را آنطور که می خواهند، در جامعه اسلامی نشر بدهند، میدان دادند و در برابر این ها سخاوت داشتند.

جالب تر از آن اینکه تمیم داری در زمان خلیفه دوم، سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه مسجد النّبی و در زمان خلیفه سوم هم این روند ادامه داشت و حتی علاوه بر سخنران پیش از خطبه، سخنرانی او را به دو روز در هفته ارتقاء داد!

کعب الأحبار هم پاسخگوی سؤالات عمر، عثمان و معاویه در رابطه با توحید و معاد و تفسیر قرآن و ...  بود! آیا نفس این عمل عقلانی است که چنین افرادی بیانگر دین اسلام باشند با آنکه اهل بیت (ع) و نزدیک ترین افراد به پیامبر (ص) که قرآن ناطق هستند، منزوی باشند؟!

و حال اینکه کعب الأحبار سؤالات اصولی اعتقادی خلیفة المسلمین و مرجع دینی مردم را پاسخ دهد!

این اوضاع نقل احادی توسط افراد از دیگر ادیان تا زمان عباسیان به جزء دوران کوتاه حکومت امام علی (ع) ادامه داشت که عنوان " قصّاصین (قصه پردازان) را گرفتند و نتیجه آن نشر اندیشه اسلامی مکتب خلفاء با فرهنگ اسرائیلی خود بود که تا بحال هم صحاح ستّه را معتبر ترین کتب خود می دانند، متأسفانه!

منع نشر احادیث رسول تا زمان خلفای عباسی ادامه داشت که حکومت به عمر بن عبدالعزیز رسید و او این ممنوعیت را برداشت و به مردم مدینه نوشت: «حدیث رسول خدا (ص) را مورد توجه قرار دهید و آن را بنویسید که من از نابودی علم و رفتن صاحبان آن بیمناکم!»

و مسلم بن شهاب زُهری اولین کسی بود که در سال 100 هـ به دستور عمر بن عبد العزیز به تدوین حدیث پرداخت»6

و پس از وفات عمر بن عبد العزیز فرزند وی گفت: «آن نوشته ها از بین رفت (مفقود شد)»7

در این میان خوب دفاعی که از منع نشر احادیث رسول توسط خلفاء می کنند، استناد به برخی از روایات 100% ناصحیح از صحاح ستّه است که برخی از آن ها را می خوانیم:

پیامبر اکرم (ص) فرمود: سخنان مرا ننویسید و کسی که سخنان مرا به جز قرآن نوشته باشد، باید آن را محو و نابود کند!8

در مسند احمد و سنن ابی داود هم از زید بن ثابت نقل می کنند که : «رسول خدا (ص) از اینکه چیزی از سخنانش  را بنویسیم نهی فرمود و آن را محو کرد»9

در مسند احمد از ابوهریره نقل می کند که: «نشسته بودیم و و هرچه از پیامبر (ص) می شنیدیم، می نوشتیم که آن حضرت  نزد ما آمد و فرمود: این چیست که می نویسید؟ گفتیم: هرچه از شما می شنویم. فرمود: آیا با کتاب خدا کتاب دیگر است؟ گفتیم: هرچه می شنویم (از شما). فرمود: کتاب خدا را بنویسید! تنها کتاب خدا را! آیا کتابی جز کتاب الله وجود دارد؟ تنها کتاب خدا را بنویسید!

سپس ابوهریره می گوید که: هرچه نوشته بودیم در یک جا جمع کردیم و همه را آتش زدیم!10

پس جایگاه سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) چه می شود؟ آیا این روایات با حدیث ثقلین که از طرق عام (اهل سنت) و خاص (شیعه) تواتر دارد، متناقض نیست؟

خوب می دانیم که قرآن کریم کتاب کلی گویی است و همه جزئیات و احکام را در بر ندارد پس اعتقادات و عبادات صحیح مردم چه می شود؟

کجای قرآن بیان شده که نماز صبح دو رکعت است اما فقط در قرآن برپا داشتن نماز امر شده است.

پس ابطال این روایات ثابت شد و اتفاقاً در روایات متعدد از خود صحاح آمده که متناقض این سخنان بوده و نگرانی پیامبر (ص) را نسبت به نشر احادیث نشان می دهد!

بقیه مطالب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، امامت امیرالمؤمنین، امامت حضرت علی، ولایت حضرت علی، شبهات غدیر،
[ جمعه 28 شهریور 1393 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 39 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار