*** وب سایت احکام شرعی ، مقدم شما مؤمنین را گرامی می دارد *** پاسخگویی به سوالات اعتقادی ، شرعی ، شبهات و مشاوره دینی خانواده توسط کارشناسان محترم وب سایت جناب آقای محمد فتحیان و سرکارخانم خدیجه نوروزی حفظهما الله احکام شرعی

احکام شرعی

به وب سایت پاسخگویی به سوالات اعتقادی، شرعی و ردّ شبهات خوش آمدید

چگونگی ارسال سوال
[ دوشنبه 30 مرداد 1391 ] [ 03:44 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

سلسله دروس اعتقادی 2 (ادیان غیر ابراهیمی «مانی»)

مانی :

«مانی» یا «مانِس» از پدر و مادری ایرانی در «بابل» به سال ۲۱۵ میلادی متولد شد. پدر و مادر او با خاندان اشکانی خویشاوندی داشتند. مانی آئین زرتشت را مطالعه کرد و خود را مصلح آن شناخت. هند را سیاحت کرد و با عقاید بودائی آشنا شد، سپس به ایران بازگشت و به تبلیغ دین جدید پرداخت و دین جدیدی که آمیخته از ادیان زرتشتی، بودائی و مسیحی بود را در سده سوم میلادی در ایرانشهر تحت عنوان آئین "مانی" یا "مانیئیسم" بنیان گذارد. در دین مانی جهان ترکیبی از نیک و بد است. نیکی، نور و روح در یک طرف و بدی، تاریکی و جسم در طرف دیگر.

در این دین از مسیحیت ایده مسیح و اعتقاد به منجی وارد شده‌است و از دین زرتشتی اعتقاد دوگانه به نیکی و بدی. تاثیرپذیری دین مانی از مذهب بودایی نیز به صورت ورود اصل تناسخ (بازگشت ارواح به دنیا و حیات مکررشان) به این مذهب مشهود و آشکار است. در مانویت جنگ میان دو دنیای تاریکی و نور منجر به نابودی ماده و رهایی روح می‌شود. دنیای مادی در دین مانوی نماد تاریکی و پلیدی است و انسان که موجودی دوگانه‌است (روح از دنیای روشنایی و جسم از دنیای تاریکی) می‌تواند به نیروهای روشنایی برای پیروزی نهایی کمک کند.

در آیین مانوی انسان دارای دو بعد خدایی و منوّر و از سوی دیگر اهریمنی و تاریک است که حاصل امتزاج (ترکیب) نور و ظلمت در دوران آفرینش می‌باشد. انسان باید به روح خود که همان ذرات نور است توجه نشان داده و جسم و دنیا و مافیها را به فراموشی بسپارد.

توجه به آنچه به روح باز می‌گردد مانند میل به هنر و شکوفایی استعدادها و ذوق‌ها و نیز محبت و برادری نوعی عبادت تلقی می‌شد.

اعتقاد مانویان بر این بود که در پایان جهان در نبرد بزرگ بین نور و ظلمت، روح بر ماده، نور بر ظلمت و خیر بر شر پیروز می‌شود و ارواح در بند که انوار خدایی هستند از زندان جسم و جهان آزاد شده و به سوی سرزمین روشنایی باز می‌گردند. اگرچه امروزه مانویان از صحنه روزگار کنار رفته‌اند و سده‌هاست که این دین دیگر پیروانی ندارد اما تأثیرات غیر قابل انکار آن را در عرفان اسلامی و مسیحی می‌توان بازیافت.

پیروان دین مانی که دیناور نامیده می‌شدند در نشر عقاید و خلاقیت‌های ادبی و شاعرانه خود بسیار کوشا بودند و همین باعث بوجود آمدن ادبیات و خط مانوی شد که عمدتاً به زبان‌های سریانی، پارسی میانه، پهلوی اشکانی، و چینی بود. آثار مانویان معمولاً بر روی چرم یا پاپیروس نوشته می‌شد و نوشته‌ها با رنگ و شکل و طرح تزئین می‌شدند. مانی را به دلیل نگاشتن کتاب «ارژنگ» که سرتاسر نقاشی بود پیامبر نقّاش نیز خوانده‌اند.

دین مانوی احتمالاً در فاصله قرون سیزدهم تا هفدهم میلادی در جنوب چین برای همیشه از میان رفت. نزدیک‌ترین دین زنده جهان به مانویت آیین مندایی است که صابئین استان خوزستان بدان معتقد می‌باشند.

مانی باور داشت که هستی بر مبنای روشنایی و تاریکی است و از همین رو است که دو بُن خوبی و بدی وجود دارد. همچنین پیروان این آیین باور داشتند که در نهایت روشنایی (خوبی) است که چیره خواهد شد و همه جا را فرا خواهد گرفت.

مانی جهان مادی را آفریده اهریمن و جهان معنوی و روحانی را آفریده خدای روشنایی یا همان زروان می‌دانست. از این رو همیشه کشمکش میان جسم و ماده وجود دارد. مانی راه نجات را افزایش معرفت، شناخت و خودآگاهی می‌دانست و براین باور بود که به این وسیله بشر به گمراهی خود در شناخت واقعی که بر اثر پیوستگی با ماده به او دست داده آگاه شده و می‌تواند پس از مرگ به سرای جاودانه نور- که همان بهشت روشنی است- بشتابد. او روح و آرامش حاکم بر بهشت جاودان را نیروانا می‌نامید. در عقاید مانوی روح در اسارت ماده وجود دارد و رگه‌ها و آثار نور الهی را در تمامی پدیدها ی طبیعت می‌توان یافت و با پایان جهان این انوار آزاد و به ذات اصلی خود که سرزمین روشنایی است باز خواهند گشت. خدای بزرگ همان خدای روشنایی است که زروان نام دارد و پنج تجلی اصلی او عبارتند از: عقل، فهم، هوش، تفکر و تأمل.

انسان می‌بایست به پاره‌های نور خود توجه کرده و با پرهیز از هرچه به جسم مربوط می‌شود روح خود که حاوی نورالهی است را از درون بدن آزاد نماید.

کیش مانوی ایذاء (اذیت کردن) و آزار جانداران، خاموش نمودن و آلودن آتش، تخریب منابع گیاهی و آلودن آب را ناپسند می‌شمرد. بر طبق عقاید مانویان، داشتن برده، کنیز و غلام مجاز نبوده و اصول ده گانه‌ای را برای نجات خود قائل بودند که عبارت بود از ایمان به خدا و بزرگی‌های چهارگانه‌اش (روشنایی و قدرت خداوندی‌اش و دانش و پاکی‌اش)، دوستی، بردباری، عقل، راستی، آشتی، شادی، مهربانی، خوش اخلاقی، پاکدامنی و عفت. نیوشاگان (مردم عادی) با اینکه رده پایین بودند و سخت‌گیری‌های رده‌های بالاتر بر آن‌ها نبود اما می‌بایست از عواملی مانند بت پرستی، دروغ، زنا، بخل، کشتن، دزدی، سحر و جادو پرهیز نموده و اعمال مهم مذهبی مانند نماز، روزه و صدقه را بجای آورند. مانوی‌ها چهار نماز روزانه داشتند که دو بار در روز رو به خورشید و دوبار در شب رو به ماه گزارده می‌شد. آنها می‌بایست با آب مسح می‌کردند. دو نوع روزه داشتند که یکی از آنها دو روز کامل و دیگری از صبح تا غروب بود و زمانش بر اساس شواهد نجومی تعیین می‌گشت.

زنان مانوی پارچه سیاه بر سر می‌گذاشتند و با مردان دست می‌دادند. مشت گره‌کرده را نشانه اتحاد دانسته و بوسیدن یکدیگر را رمز همدلی تلقی می‌کردند. روش دفن مرده‌هایشان هم با جامعه زرتشتی ایران متفاوت بود و مردگان خود را برهنه در خاک می‌گذاردند.

 





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)،
برچسب ها:دروس اعتقادی، اعتقادات، پاسخگویی به شبهات، احکام، احکام شرعی، مانی، ادیان غیر ابراهیمی،
[ پنجشنبه 7 اسفند 1393 ] [ 05:37 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

سلسله دروس اعتقادی 1 (ادیان جهان و بررسی زرتشتیت)

انواع ادیان جهان

ادیان جهان به دو عنوان ابراهیمی و غیر ابراهیمی نام گرفته می شوند.

ادیان ابراهیمی: به ادیان الهی که بعد از حضرت ابراهیم (ع) توسط پیامبران الهی برای بشر آورده شده است.

ادیان غیر ابراهیمی: به ادیان الهی پیش از حضرت ابراهیم (ع) و ادیان غیر الهی اطلاق می شود.

ادیان غیر ابراهیمی:

1. زرتشت: زرتشت طبق روایات و قرائن در حدود سال 660 قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) متولد و در سال 630 قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) مبعوث شد و طبق منابع اسلامی، این دین، یکی از ادیان الهی بوده و آنان از اهل کتاب محسوب می شوند.

خداوند در آیه 17 از سوره مبارکه حج در قرآن کریم می فرماید:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ

یعنی همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودی اند و صابئان و نصاری و مجوس و کسانی که شرک ورزیده اند، حتماً خدا روز قیامت میانشان داوری می کند؛ بی تردید خدا بر همه چیز گواه است.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مجوسیان پیغمبری داشتند که او را کشتند و کتابی نیز داشتند که آن را سوزاندند. پیغمبر آنان کتاب خود را بر روی دوازده هزار پوست گاو نوشته بود. (وسائل الشیعه ج11، ص96)

برخی از محققین معتقدند که مجوس خودش به 4 فرقه تقسیم می شود:

1. کیومرثیه 2. زورانیه 3. مسخیه 4. زردشتیه

که زرتشتیان با کتاب اوستا، یکی از این فرق و مذاهب هستند چراکه کتاب خود مجوسیان «زمزمه» بوده نه اوستا!

همچنین برخی از مورّخین همچون ابن أثیر و طبری از او به عنوان یکی از پیروان و شاگردان إرمیا یا عُزَیر نبیّ یاد کرده اند. (الکامل ابن اثیر ج1، ص145 و 146 ، تاریخ طبری ج1، ص282و ص402)

نتیجه: با توجه به آیه و روایت فوق، چه زرتشت همان مجوس باشد و چه مذهب و فرقه ای مستقل تحت مجموعه مجوسیان، از ادیان الهی و اهل کتاب محسوب می شوند هرچند که اطلاعات دقیقی در دست ما نیست.

انحرافات پدید آمده در دین زرتشت:

آئین زرتشت در دوره ی به قدرت رسیدن شاهان ساسانی دچار تحول و انحرافات مهمی شد.

توحید:

جان بی ناس محقق، پیرامون تحولات رخ داده در آئین زرتشت اینطور می نویسد: اهورا مزدا دارای ذاتی بی شبه و مثال است و مقام روحانیت و فضل او بالاتر از آن است که بتوان برای او تصویر یا تندیسی از چوب و فلز ساخت ولی این نظریه تجزیه و انقسام یافت. (تاریخ جامع ادیان جان بی ناس، ترجمه دکتر علی اصغر حکمت، ص468)

زرتشتیان گمان می کردند که با استناد به بدی ها و شرور به اهریمن، به تنزیه و تقدیس اهورا مزدا پرداخته اند ولی در حقیقت این استدلال هم غلط و هم آن ها را به پرتگاه شرک نزدیک می کند.

انّ القدریة مجوس هذه الامة و هم الذین ارادو ان یصفوا الله بعدله فاخرجوه من سلطانه

قدریه، مجوس این امت هستند و آنها كسانى هستند كه مى خواهند خداوند را به عدلش توصیف كنند، ولى او را از قدرت و حكومتش خارج مى كنند. (التوحید شیخ صدوق، ص382)

قدریّه:

1.مورد نکوهش و لعن ائمه (ع) قرار گرفتند.

2. منسوبان به قَدَر؛ معتقدند که افعال اختیاری انسان خارج از دایره قَدَر پیشین الهی است، لذا «قدریّه» نافیان قدر الهی در کارهای اختیاری بشر هستند چراکه اعتقاد به قدر پیشین الهی در افعال اختیاری انسان با مختار بودن او در تناقض است و در این صورت تکلیف و مجازات افراد خطاکار، عادلانه نخواهد بود و از طرف دیگر هم با تنزه خداوند منافات دارد!

پس می خواستند با این استدلال، از اختیار انسان و عدل الهی دفاع کنند.

تقدیس آتش:

تعظیم و تقدیس آتش به اندازه ای که توهّم پرستش ایجاد کند، از دوره اشکانیان آغاز و در دوره ساسانیان به اوج خود رسید تا جایی که برخی زرتشتیان را آتش پرست نامیدند.

جان بی ناس محقّق می نویسد: باید دانست که زردشت، خود آتش را نمی پرستید... و معتقدات او با آنچه بعدها آتش پرستان اخیر عنوان کرده اند، اختلاف دارد، بلکه او آتش را فقط یک قدوس و نشانی گران بها از اهورامزدا می دانسته است که به وسیله آن به ماهیت و عصاره حقیقت بلند مرتبه خداود دانا می توان پی برد. (تاریخ جامع ادیان جان بی ناس ترجمه علی اصغر حکمت، ص463)

دفن نکردن مردگان:

زرتشتیان به جاودانگی روح عقیده دارند. آنان می گویند: روح پس از ترک جسم تا قیامت در عالم برزخ می ماند. همچنین به صراط، میزان اعمال، بهشت و جهنم معتقدند. (آشنایی با ادیان بزرگ حسین توفیقی، ص66)

آنان در ابتدا مردگان خود را دفن می کردند و وجود مقبره های متعدد از دوره هخامنشیان در پاسارگاد و تخت جمشید، بهترین گواه این مدعاست اما پس از به وجود آمدن تقدیس آب، خاک و آتش، مردگان خود را درون دخمه هایی قرار دادند تا خوراک پرندگان گوشتخوار شود تا با این کار از آلودگی خاک جلوگیری کنند (از تقدیس فراوان)

(تاریخ جامع ادیان جان بی ناس ترجمه علی اصغر حکمت، ص482)

ازدواج با محارم:

این امر در ریشه اعتقادی آنان نبود اما توسط پادشاهان و سکوت آژون (روحانیون زرتشتی) رواج پیدا کرد.

أشعث بن قیس از حضرت امیرالمؤمنین(ع)پرسید كه به كدام وجه از مجوس اخذ جزیه مى كنند، با آن كه
ایشان را نه پیغمبر است و نه كتاب؟
حضرت فرمودند: این چنین نیست كه تو مى گویى؛ زیرا ایشان را هم كتاب بوده و هم پیغمبر؛ تا آن كه پادشاه ایشان شبى مست شده با دختر خود زنا كرد.
قوم او چون از این امر ناپسند مطلع شدند، صبح نزد پادشاه آمدند و گفتند: دین ما را ضایع كردى باید كه اجراى حد بر تو نمود.
پادشاه ایشان گفت: كه مرا در این كار عذرى است مقبول؛ زیرا حق سبحانه و تعالى را كریم تر و بزرگ تر از آدم، مخلوقى نبود و او دختران خود را به پسران خود مى داد؛ پس اگر من نیز با دختر خود دخول كرده باشم گناهى نكرده ام.
قوم او گفتند: راست گفتى دین حق همین است.

بعد از این حق تعالى به واسطه ى مكافات این گناه عظیم علمى را كه در سینه ى ایشان بود محو كرد و كتابى را كه برایشان نازل كرده بود از میان ایشان برداشت. (باعث نابودی آئین زرتشت شد)

(ترجمه تفسیر المیزان ج14، ص21، تفسیر نور الثقلین ج2، ص475)





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)،
برچسب ها:ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی، زرتشتیت، اعتقادات زرتشت، اشکالات زرتشت،
[ دوشنبه 27 بهمن 1393 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

آغاز سلسله دروس اعتقادی
[ دوشنبه 27 بهمن 1393 ] [ 01:14 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

سوال 122: آیا خداوند عمل صالح فرد بی دین و یا گنه کار را می پذیرد یا او را وارد جهنم می کند؟ آیا این با عدالت خداوند تناقض ندارد؟

سلام اگر کسی احساس پشیمونی از گناه نداشته باشه نمازم نخونه اعمال خوب انسانیش هم ضایع میشه وجهنم میره مثلا کسی نماز نخونه گناهم انجام بده ولی مثلا از ستمی که بهش شده گذشت کنه یا به نیازمندا کمک کنه اینا هدر میره یعنی کسی واجب انجام نده حرامم انجام بده ولی به نیازمندا هم کمک کنه که اینجوری یه میانبری تو پیچ از جهنم زده باشه مثل خودم همش هدر میره من از هرجا سوال کردم نظرات اختلافی بود یکی علنا میگفت هدر میره یکی میگفت نه هدر نمیره اما کامل نیست یا مثلا یه نفر روابطش با پدر مادر اصلاح کنه اما گناهم داشته باشه هر چند این گناه خیلی بزرگ نمیبینم اما مثلا موسیقی یا مثلا نماز نخونه اما یه سوال دیگه کجای موسیقی گوش کردن ومسجد نرفتن ونماز نخوندن حیوانیت وخباثته واقعا کجاش چون دیدم اخوندا اینجوری حرف میزنند واقعا اعصابمو خرد کردش.

سوال دیگه اکثریت بهشتیند یا جهنمی هر چند یه نفر با روایتی که خدا 99 درصد رحمتش واسه قیامت یه قسمت واسه دنیا گذاشته فهموند بهم که اکثریت بهشتیند ولی حتی اگه اونم درست باشه شاید من جز اقلیت ها باشم ولی در کل چون به مسائل اسلامی زیاد اعتقادی ندارم بچمم به دنیا بیاد احتمالا عین خودم یا شاید بد تر از خودم همونجور که میبینیم اکثرا گناهکارند تصمیم گرفتم بچه دنیا نیارم ازدواجم نکنم تا یه بچه جهنمی به دنیا نیارم.

 

ج: سلام علیکم.

طبق فرمایشات خودتان و آنچه که ما در متن مشاهده نمودیم، بسیاری از مواردی که گمان می کنید یا برخی می گویند، اینطور نیست! اسلام دین سهل است و کلاً دین آمده تا روش صحیح بندگی و زندگی را به انسان بیاموزد. شما وقتی در آموزه ها نگاه می کنید، می بینید اعتقادات ما کامل ترین و بهترین اعتقاد از نظر فطری و عقلی است، در اخلاق که رو می کنید، می بینید سفارشات قرآن کریم و سیره ائمه علیهم السلام طوری انسان را می سازد که حتی دشمن هم در مقابل انسان تواضع دارد و نمی تواند دشمنی اش را علنی اعلام کند و آن را در زندگانی امیر المؤمنین علیه السلام مشاهده می کنیم که حتی امروزه، دوست و دشمن نتوانستند یک ظلم یا یک چیز بد از حضرتش نقل کنند و این در تمامی زندگانی اهل بیت علیهم السلام مشهود است.

وقتی در احکام نظاره می کنید، کامل ترین احکام و آسان ترین آن، ازآن دین اسلام حقیقی یعنی با پذیرش ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام است که کوچکترین موارد هم ذکر شده حال که هیچ دین و فرقه ای اینطور احکام نداشته و آن هم که دارد، غالباً من درآوردی است.

در زمینه ازدواج و خانواده دینی، متأسفانه آنطور که باید به روایات پرداخته نشده اما در منابع بسیار ریز و دقیق تشکیل یک خانواده دینی بیان شده است که مجموعه اینها شما را تحت عنوان یک فرد متدیّن معرفی می کند که نهایتش هم سعادت و بهشت برین است حال اگر فرد بیاید نخواهد این مسائل را دنبال کند و بیشتر به خود تکیه کند، این خلاف عقل سلیم است.

خداوند اعمال ما را آنطور که خودش دستور فرموده می خواهد نه عبادت سلیقگی! شیطان هم خداوند را عبادت میکرد آن هم سالیانی دراز و خطاب به خداوند گفت:

من را معاف کن از این کار، تو را چنان عبادتی میکنم که احدی تو را عبادت نکرده باشد. خداوند فرمود: من آن عبادت تو را نمیخواهم من آن مسیری را می‌خواهم که خودم تعیین کردم و عبادت من آنطوری باید باشد که من میخواهم نه آنطوری که تو میخواهی!(لا حاجت لی الی عبادتک، انما ارید عن اعبد من حیث ارید لا من حیث ترید!)

بحار الانوار ، ج 11 ، ص 141

و این مسئله موجب رانده شدن ابدی او از بهشت شد و سرانجامش هم جاودانگی در دوزخ است با آنکه هفتاد هزار سال آنجا را عبادت کرده و هنوز هم مشغول عبادت خود خداوند است اما نتیجتاً حبط عمل شامل حالش میشود.

خداوند از ما بندگی صحیح میخواهد در عوضش سعادت و عقبی انسان را تضمین نموده و او را ساکن در جنة النعیم خواهد کرد.

بله هرکس غیر از دین اسلام را انتخاب کند، اعمال صالحش موجب بهشتی شدن او نمی شود و عدل خداوند اینجا حاکم است که موجب تخفیف عذاب او می شود چراکه خداوند متعال در قرآن کریم، آیه 85 از سوره مبارکه آل عمران می فرماید:

و من یبتغ غیر الإسلام دیناً فلن یُقبَلُ منه و هو فی الآخرة من الخاسرین یعنی هرکس غیر از دین اسلام را بجوید، از او پذیرفته نشده و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.

اما انسان مؤمن هرچند گناه و قصور داشته باشد، نباید از رحمت خداوند نا امید شود چراکه دستورات خداوند را در حد توان بجای آورده اما در این میان، نفس و شیطان بر او غالب شده است.

بگذریم که شفاعت ائمه علیهم السلام هم جای خود دارد.

انسان باید سعی کند با تقوا و توسل بر ائمه علیهم السلام از این گناهان حذر کند و بقیه را هم توبه و استغفار کند.

چنانچه سوال دیگری بود، مطرح بفرمایید.

ان شاءالله که تحت ظل امام زمان علیه السلام موفق باشید.





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، احکام برخی از گناهان،
برچسب ها:عمل صالح گناهکاران، عمل صالح بی دین، عمل خوب گناهکار، عمل خوب بی دین، عمل صالح فرد گناهکار و بی دین، عدالت خداوند،
[ شنبه 4 بهمن 1393 ] [ 03:11 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

افتتاح نرم افزار لاین وب سایت احکام شرعی همزمان با سالروز آغاز امامت و ولایت امام زمان علیه السلام
[ سه شنبه 9 دی 1393 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه هشتم (بررسی آیات امامت و ولایت امیرالمؤمنین ع و پاسخ به شبهات)

شبهه سوم:

چرا آیه در حالت جمع است؟ مگر درباره امام علی (ع) نیست ایشان که یک نفر هستند پس چرا به صورت جمع آورده شده است؟ و اینکه روایت صحیح در این رابطه وجود ندارد که این آیه در رابطه با علی بن ابی طالب (ع) است!

پاسخ:

1. نمونه های قرآنی بسیاری وجود دارد که در آن فردی منظور است اما لفظ جمع به کار برده شده است مانند آیه 61سوره آل عمران (آیه مباهله)

2. برای تعظیم فعل یا فاعل یا هر دوبه صورت جمع بیان می شود؛

زِمَخشَری درتفسیر کشّاف خود در ذیل آیه ولایت چنین نوشته است:در چنین مواردی لفظ جمع به کار میرود تا بقیه مردم به انجام آن تشویق شوند.و مردم بدانند که فرد مومن باید تا این حد در انفاق حریص باشد.که حتی در حال نماز از کمک رسانی و انفاق به فقرا غافل نشود.و این چیزی است که از تمامی مومنان خواسته شده به این جهت آیه به صورت جمع آمده.

3. با این لفظ جمع از تحریف در قرآن جلوگیری شده است چراکه اگر یک فرد خاص (امیرالمؤمنین (ع)) مشخص می شد، این آیه حذف یا مورد تحرف قرار می گرفت.

4. "اِنما" از ادات حصر است و اگر "هُو راکع" به کار برده میشد ولایت دیگر ائمه زیر سؤال میرفت.

اتفاق نظر مفسران در مورد شان نزول آیه ولایت:

1 ـ قاضى ایجى (متوفاى سال 756) نویسنده كتاب المواقف فى علم الكلام، كه از مهم ترین كتاب هاى اهل سنّت در علم كلام و اصول دین است. او مى نویسد:
«تمامى مفسران اتّفاق نظر دارند كه این آیه مباركه در ماجراى بخشیدن انگشتر امیر مؤمنان على علیه السلام در حال ركوع نماز نازل شده است»1

نکته حائز اهمیت این هست که این مسئله در این کتاب حذف شده و در نسخ قدیمی یافت می شود و جُرجانی در شرح المواقف خود این را آورده است!
2 ـ میر سیّد شریف جُرجانى شرح المواقف به این اجماع اعتراف كرده است.2


3 ـ سعدالدّین تفتازانى در شرح المقاصد اجماع مفسّران را بر این كه آیه شریفه در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام نازل شده، نقل كرده است.3


شرح المقاصد از كتاب هاى مهم اهل سنّت در علم كلام است. این كتاب در مدارس آن ها تدریس مى شود و در محافل علمى آن ها از جایگاه ویژه اى برخوردار است، به همین دلیل بسیارى از بزرگان اهل سنّت بر این كتاب شرح و تعلیق نوشته اند.
4 ـ علاء الدّین قوشجى سمرقندى نیز از كسانى است كه به اجماع مفسران بر این كه آیه مباركه در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام نازل شده، اعتراف كرده است.4
بنابراین، تمامى مفسّران اهل سنّت معتقدند كه این آیه مباركه در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام، و زمانى كه آن حضرت در ركوع انگشترش را به مستمند بخشید، نازل شد.
این اجماع و اتّفاق نظر را بزرگان و دانشمندان اهل سنّت نقل كرده و به آن اعتراف نموده اند، یعنى همان كسانى كه سخنان آن ها مورد اعتماد است و به كتاب هایشان استناد مى شود.
آلوسى در تفسیر خود مى نویسد:
«اكثر راویان اخبار معتقدند كه این آیه در شأن على كرم اللّه وجهه نازل شده است».5


ابن كثیر در تفسیر خود برخى از این روایات را در ذیل آیه مباركه نقل نموده و حكم به صحّت بعضى از آن ها داده است.6

یكى از آن روایات، حدیثى است كه ابن ابى حاتِم در تفسیر خود آورده است. وى از ابى سعید اشبح از فضل بن دكین از موسى بن قیس حضرمى از سلمة بن كهیل این گونه نقل مى كند:
على در حال ركوع انگشترش را به فقیر بخشید و این آیه نازل شد: (انما ولیّكم اللّه ورسوله . . .).7

روایات مذکور صحیح بوده و در سند آنها جای هیچ خدشه ای نیست.

در کتب تشیع،نقل شان نزول این آیه در مورد امیرمؤمنان علی(ع) فراوان آمده است و از جمله کسانی که آن را نقل کرده اند جابربن عبدالله،عماربن یاسر،خودامیرالمومنین(ع)،ابن عباس،ابوذرغفاری و...میباشند.

آیه 67 از سوره مبارکه مائده (آیه تبلیغ):

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ

ترجمه: ای فرستاده ما! ابلاغ نما آنچه را که پروردگارت بر تو نازل کرده و چنانچه ابلاغ نکنی، رسالت خداوند را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از (شرّ و آسیب مردم) حفظ می کند.

روایاتی در كتاب‌های اهل سنت وجود دارد كه ثابت می‌كند، این آیه قبل از واقعه غدیر و در باره ولایت حضرت علی (ع) نازل شده است :
ابن أبی حاتم از أبو سعید خُدری :
این آیه در شان علی بن ا ابی طالب نازل شده است.8
تصحیح روایات تفسیر ابن ابی حاتم :
وی در مقدمه تفسیر خود ، تمام روایات كتابش را در تفسیر آیات ، صحیح‌ترین روایت‌های ممكن می‌داند :
صحیح ترین اخبار را از جهت سند و متن انتخاب كردم ؛ پس اگر از رسول خدا (ص) سخنی در تفسیر دیدم و صحابه نیز سخنی داشته‌اند سخن رسول را ترجیح دادم ، و اگر از صحابه سخنی در تفسیر نقل كردم صحیح‌ترین آن را از جهت رتبه و درجه نقل كردم و نام موافقان آن را با حذف سند آورده‌ام.9

ثَعلَبی از عبد الله بن عباس :
ابن عباس گفته است : آیه بلاغ در باره علی نازل شده است ، رسول خدا (ص) مأمور شد تا آن را به مردم ابلاغ كند ، دست علی را گرفت و فرمود : هر كس من مولا و پیشوای او هستم علی مولای او است، خداوندا دوست بدار آنكه علی را دوست بدارد و دشمن بدار آنكه او را دشمن بدارد.10

ثَعلَبی از امام باقر (ع) :
امام باقر (ع) فرموده است: معنای آیه چنین است: آنچه در برتری علی بر تو نازل شده است ابلاغ كن، پس از نزول آیه دست علی را گرفت و فرمود: هر كس من مولا و رهبر او هستم علی مولای او است.11

 

بدر الدین العینی الحنفی
ابو سعید خُدری گفته است : این آیه : « ای پیامبر آنچه كه از طرف خداوند بر تو نازل شده است ابلاغ كن» در غدیر خم و در باره علی بن ابی طالب نازل شده است.12

 

ابن عساكر
ابن عساكر در تاریخ مدینة دمشق می‌نویسد :
از ابوسعید خدری نقل است كه گفت: آیه بلاغ در غدیر خم در باره علی بر رسول خدا (ص) نازل شد.13

حاكم نیشابورى بعد از حدیث مى‌گوید:

هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه

سند این حدیث صحیح است ولى بخارى و مسلم آن را نیاورده‌اند.14

 

بررسی روایات پیرامون این آیه شریفه:

هنگامی که این آیه نازل شد، نبی مكرم(ص) دست علی(ع) را گرفت و او را به عنوان خلیفه معرفی كرد. به دنبال آن، خلیفه دوم با علی(ع) ملاقات كرد و به او تبریك گفت. این سخن ابن عباس و بَراء بن عازب و محمد بن علی است. 15

تفسیر ابن ابی حاتم، از تفاسیری است كه مورد تأیید اهل سنت حتی ابن تیمیه (وهابی) است که می‌گوید: تفسیر ابن ابی حاتم تفسیر معتبر است. روایات ضعیف و جعلی در این تفسیر نیست.

سیوطی می‌گوید:
ابن مسعود می‌گوید: ما در زمان پیامبر(ص) این آیه را این‌گونه می‌خواندیم:

یا أیّها الرسول بلّغ ما أنزل إلیك من ربك أنّ علیاً مَولى المؤمنین.

یعنی ای فرستاده ما برسان آنچه بر تو نازل گردیده از سوی پروردگارت که همانا علی(ع) مولای مؤمنین است. 16

 

آیه 3 از سوره مبارکه مائده (آیه إکمال):

الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا

ترجمه: امروز برایتان دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما به عنوان آیینی برگزیدم.

ابن مَردوَیه از خطیب از ابن عساکر از ابی هریره نقل می کند که : در روز غدیر خم که هجدهم ماه ذی الحجه بود رسول خدا (ص) فرمود : من کنت مولاه فعلی مولاه ، سپس خداوند این آیه را نازل کرد : الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُم‏...17

فخر رازی ، از بزرگان اهل سنت ، در تفسیر آیه فوق می گوید:آیه مزبور در فضل على علیه السّلام نازل شده و چون آیه نازل شد (پیغمبر (ص)دست او را و فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، پس از آن عمر او را ملاقات كرد و گفت: گوارا باد به تو اى پسر ابى طالب، گردیدى مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن، و این قول ابن عباس و براء بن عازب و محمّد بن على است.18

بدر الدین ابن عینى حنفى در كتاب «عمدة القارى» در شرح صحیح بخارى‏ می گوید:قال أبو جعفر محمد بن علیّ بن الحسین:«معناه بلِّغ ما أُنزِلَ إلَیكَ من ربِّك فی فضلِ علیِّ بن أبی طالب رضى الله عنه، فلمّا نزلت هذه الآیة أخذ بید علیٍّ، و قال: من كنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه».معناى آیه مزبور این است ... تبلیغ كن آنچه را كه از پروردگارت در فضل على (ع) بسوى تو نازل گشته، پس چون این آیه را نازل شد پیغمبر(ص) دست على(ع) را گرفت و فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه.19

بقیه مطالب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیرشناسی، آیات امامت امیرالمؤمنین، آیات امامت و ولایت،
[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 09:28 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 39 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار