تبلیغات
*** وب سایت احکام شرعی ، مقدم شما مؤمنین را گرامی می دارد *** پاسخگویی به سوالات اعتقادی ، شرعی ، شبهات و مشاوره دینی خانواده توسط کارشناسان محترم وب سایت جناب آقای محمد فتحیان و سرکارخانم خدیجه نوروزی حفظهما الله احکام شرعی

احکام شرعی

به وب سایت پاسخگویی به سوالات اعتقادی، شرعی و ردّ شبهات خوش آمدید

چگونگی ارسال سوال
[ دوشنبه 30 مرداد 1391 ] [ 03:44 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه هشتم (بررسی آیات امامت و ولایت امیرالمؤمنین ع و پاسخ به شبهات)

شبهه سوم:

چرا آیه در حالت جمع است؟ مگر درباره امام علی (ع) نیست ایشان که یک نفر هستند پس چرا به صورت جمع آورده شده است؟ و اینکه روایت صحیح در این رابطه وجود ندارد که این آیه در رابطه با علی بن ابی طالب (ع) است!

پاسخ:

1. نمونه های قرآنی بسیاری وجود دارد که در آن فردی منظور است اما لفظ جمع به کار برده شده است مانند آیه 61سوره آل عمران (آیه مباهله)

2. برای تعظیم فعل یا فاعل یا هر دوبه صورت جمع بیان می شود؛

زِمَخشَری درتفسیر کشّاف خود در ذیل آیه ولایت چنین نوشته است:در چنین مواردی لفظ جمع به کار میرود تا بقیه مردم به انجام آن تشویق شوند.و مردم بدانند که فرد مومن باید تا این حد در انفاق حریص باشد.که حتی در حال نماز از کمک رسانی و انفاق به فقرا غافل نشود.و این چیزی است که از تمامی مومنان خواسته شده به این جهت آیه به صورت جمع آمده.

3. با این لفظ جمع از تحریف در قرآن جلوگیری شده است چراکه اگر یک فرد خاص (امیرالمؤمنین (ع)) مشخص می شد، این آیه حذف یا مورد تحرف قرار می گرفت.

4. "اِنما" از ادات حصر است و اگر "هُو راکع" به کار برده میشد ولایت دیگر ائمه زیر سؤال میرفت.

اتفاق نظر مفسران در مورد شان نزول آیه ولایت:

1 ـ قاضى ایجى (متوفاى سال 756) نویسنده كتاب المواقف فى علم الكلام، كه از مهم ترین كتاب هاى اهل سنّت در علم كلام و اصول دین است. او مى نویسد:
«تمامى مفسران اتّفاق نظر دارند كه این آیه مباركه در ماجراى بخشیدن انگشتر امیر مؤمنان على علیه السلام در حال ركوع نماز نازل شده است»1

نکته حائز اهمیت این هست که این مسئله در این کتاب حذف شده و در نسخ قدیمی یافت می شود و جُرجانی در شرح المواقف خود این را آورده است!
2 ـ میر سیّد شریف جُرجانى شرح المواقف به این اجماع اعتراف كرده است.2


3 ـ سعدالدّین تفتازانى در شرح المقاصد اجماع مفسّران را بر این كه آیه شریفه در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام نازل شده، نقل كرده است.3


شرح المقاصد از كتاب هاى مهم اهل سنّت در علم كلام است. این كتاب در مدارس آن ها تدریس مى شود و در محافل علمى آن ها از جایگاه ویژه اى برخوردار است، به همین دلیل بسیارى از بزرگان اهل سنّت بر این كتاب شرح و تعلیق نوشته اند.
4 ـ علاء الدّین قوشجى سمرقندى نیز از كسانى است كه به اجماع مفسران بر این كه آیه مباركه در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام نازل شده، اعتراف كرده است.4
بنابراین، تمامى مفسّران اهل سنّت معتقدند كه این آیه مباركه در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام، و زمانى كه آن حضرت در ركوع انگشترش را به مستمند بخشید، نازل شد.
این اجماع و اتّفاق نظر را بزرگان و دانشمندان اهل سنّت نقل كرده و به آن اعتراف نموده اند، یعنى همان كسانى كه سخنان آن ها مورد اعتماد است و به كتاب هایشان استناد مى شود.
آلوسى در تفسیر خود مى نویسد:
«اكثر راویان اخبار معتقدند كه این آیه در شأن على كرم اللّه وجهه نازل شده است».5


ابن كثیر در تفسیر خود برخى از این روایات را در ذیل آیه مباركه نقل نموده و حكم به صحّت بعضى از آن ها داده است.6

یكى از آن روایات، حدیثى است كه ابن ابى حاتِم در تفسیر خود آورده است. وى از ابى سعید اشبح از فضل بن دكین از موسى بن قیس حضرمى از سلمة بن كهیل این گونه نقل مى كند:
على در حال ركوع انگشترش را به فقیر بخشید و این آیه نازل شد: (انما ولیّكم اللّه ورسوله . . .).7

روایات مذکور صحیح بوده و در سند آنها جای هیچ خدشه ای نیست.

در کتب تشیع،نقل شان نزول این آیه در مورد امیرمؤمنان علی(ع) فراوان آمده است و از جمله کسانی که آن را نقل کرده اند جابربن عبدالله،عماربن یاسر،خودامیرالمومنین(ع)،ابن عباس،ابوذرغفاری و...میباشند.

آیه 67 از سوره مبارکه مائده (آیه تبلیغ):

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ

ترجمه: ای فرستاده ما! ابلاغ نما آنچه را که پروردگارت بر تو نازل کرده و چنانچه ابلاغ نکنی، رسالت خداوند را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از (شرّ و آسیب مردم) حفظ می کند.

روایاتی در كتاب‌های اهل سنت وجود دارد كه ثابت می‌كند، این آیه قبل از واقعه غدیر و در باره ولایت حضرت علی (ع) نازل شده است :
ابن أبی حاتم از أبو سعید خُدری :
این آیه در شان علی بن ا ابی طالب نازل شده است.8
تصحیح روایات تفسیر ابن ابی حاتم :
وی در مقدمه تفسیر خود ، تمام روایات كتابش را در تفسیر آیات ، صحیح‌ترین روایت‌های ممكن می‌داند :
صحیح ترین اخبار را از جهت سند و متن انتخاب كردم ؛ پس اگر از رسول خدا (ص) سخنی در تفسیر دیدم و صحابه نیز سخنی داشته‌اند سخن رسول را ترجیح دادم ، و اگر از صحابه سخنی در تفسیر نقل كردم صحیح‌ترین آن را از جهت رتبه و درجه نقل كردم و نام موافقان آن را با حذف سند آورده‌ام.9

ثَعلَبی از عبد الله بن عباس :
ابن عباس گفته است : آیه بلاغ در باره علی نازل شده است ، رسول خدا (ص) مأمور شد تا آن را به مردم ابلاغ كند ، دست علی را گرفت و فرمود : هر كس من مولا و پیشوای او هستم علی مولای او است، خداوندا دوست بدار آنكه علی را دوست بدارد و دشمن بدار آنكه او را دشمن بدارد.10

ثَعلَبی از امام باقر (ع) :
امام باقر (ع) فرموده است: معنای آیه چنین است: آنچه در برتری علی بر تو نازل شده است ابلاغ كن، پس از نزول آیه دست علی را گرفت و فرمود: هر كس من مولا و رهبر او هستم علی مولای او است.11

 

بدر الدین العینی الحنفی
ابو سعید خُدری گفته است : این آیه : « ای پیامبر آنچه كه از طرف خداوند بر تو نازل شده است ابلاغ كن» در غدیر خم و در باره علی بن ابی طالب نازل شده است.12

 

ابن عساكر
ابن عساكر در تاریخ مدینة دمشق می‌نویسد :
از ابوسعید خدری نقل است كه گفت: آیه بلاغ در غدیر خم در باره علی بر رسول خدا (ص) نازل شد.13

حاكم نیشابورى بعد از حدیث مى‌گوید:

هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه

سند این حدیث صحیح است ولى بخارى و مسلم آن را نیاورده‌اند.14

 

بررسی روایات پیرامون این آیه شریفه:

هنگامی که این آیه نازل شد، نبی مكرم(ص) دست علی(ع) را گرفت و او را به عنوان خلیفه معرفی كرد. به دنبال آن، خلیفه دوم با علی(ع) ملاقات كرد و به او تبریك گفت. این سخن ابن عباس و بَراء بن عازب و محمد بن علی است. 15

تفسیر ابن ابی حاتم، از تفاسیری است كه مورد تأیید اهل سنت حتی ابن تیمیه (وهابی) است که می‌گوید: تفسیر ابن ابی حاتم تفسیر معتبر است. روایات ضعیف و جعلی در این تفسیر نیست.

سیوطی می‌گوید:
ابن مسعود می‌گوید: ما در زمان پیامبر(ص) این آیه را این‌گونه می‌خواندیم:

یا أیّها الرسول بلّغ ما أنزل إلیك من ربك أنّ علیاً مَولى المؤمنین.

یعنی ای فرستاده ما برسان آنچه بر تو نازل گردیده از سوی پروردگارت که همانا علی(ع) مولای مؤمنین است. 16

 

آیه 3 از سوره مبارکه مائده (آیه إکمال):

الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا

ترجمه: امروز برایتان دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما به عنوان آیینی برگزیدم.

ابن مَردوَیه از خطیب از ابن عساکر از ابی هریره نقل می کند که : در روز غدیر خم که هجدهم ماه ذی الحجه بود رسول خدا (ص) فرمود : من کنت مولاه فعلی مولاه ، سپس خداوند این آیه را نازل کرد : الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُم‏...17

فخر رازی ، از بزرگان اهل سنت ، در تفسیر آیه فوق می گوید:آیه مزبور در فضل على علیه السّلام نازل شده و چون آیه نازل شد (پیغمبر (ص)دست او را و فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، پس از آن عمر او را ملاقات كرد و گفت: گوارا باد به تو اى پسر ابى طالب، گردیدى مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن، و این قول ابن عباس و براء بن عازب و محمّد بن على است.18

بدر الدین ابن عینى حنفى در كتاب «عمدة القارى» در شرح صحیح بخارى‏ می گوید:قال أبو جعفر محمد بن علیّ بن الحسین:«معناه بلِّغ ما أُنزِلَ إلَیكَ من ربِّك فی فضلِ علیِّ بن أبی طالب رضى الله عنه، فلمّا نزلت هذه الآیة أخذ بید علیٍّ، و قال: من كنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه».معناى آیه مزبور این است ... تبلیغ كن آنچه را كه از پروردگارت در فضل على (ع) بسوى تو نازل گشته، پس چون این آیه را نازل شد پیغمبر(ص) دست على(ع) را گرفت و فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه.19

بقیه مطالب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیرشناسی، آیات امامت امیرالمؤمنین، آیات امامت و ولایت،
[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 09:28 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه هفتم

از این جلسه آیات قرآن کریم که مربوط به حضرت علی (ع) است ، بیان شده و سپس شبهات وارد شده به آنها پاسخ داده می شود، اولین آیه مورد بررسی، آیه ولایت است ....

آیه ولایت:

خداوند متعال می فرماید: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنوا الَّذِینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ و یُوتونَ الزکاةَ و هُم رَاکِعون.1

 

ترجمه آیه : ولی امر شما تنها خدا و رسول خدا و مؤمنانی هستند که نماز را به پا داشته و فقیران را در حال رکوع زکات می دهند.

نکته: اهل تسنن در دو کلمه شبهه وارد می کنند اول اینکه، «وَلی» را به معنای دوست می گیرند و دوم اینکه «راکعون» را به معنای خشوع قلمداد می کنند. که پاسخ هر یک از این موارد را خواهیم گفت.

شبهه اول :

شبهه اول درباره وَلی مطرح می شود اهل تسنن در ترجمه کلمه وَلی اشکال وارد می کنند. می گویند: ولی به معنای دوست است و وِلایت به معنای سرپرست و ولی امر است زیرا حرف (و) در وَلی مفتوح است و در وِلایت مکسور است. یعنی اگر بخواهد معنی ول امر بدهد، باید مانند وِلایت (و) مکسور داشته باشد.

پاسخ:

آیا کسانی که در حال رکوع زکات می دهند فقط دوست خدا هستند؟ مردم دیگر ، دوست خدا نمی شوند؟

«وَ ، لَ ، یَ» سه حرف اصلی هر دو کلمه هستند. و وِلایت مصدر است و در اصل ولایة است. وِلایة بر وزن فِعالة است مثل صِداقة که ریشه اش «صَ ، دَ ، قَ» است. پس به همین دلیل حرف (و) در وِلایت مکسور شده است. در اصل اگر کسی آشنایی ساده ای با ادبیات عرب داشته باشد به راحتی به این شبهه پاسخ می دهد اما کسانی که آشنایی ندارند قانع شده و این توجیه غلط آنها را می پذیرد.

این شبهه از جهت دیگر هم قابل بررسی است:

اگر «وَلی» را به معنای دوست بگیریم ترجمه زیر مطرح می شود...

 فقط دوستان شما خداوند و رسولش و کسانی هستند که ایمان آوردند و نماز را به پا می دارند و در حالت خشوع زکات می دهند،. آیا این ها فقط دوست خداوند هستند؟ مثلاً یکی نماز را قبول دارد ولی نمازش را ترک می کند چنین شخصی آیا نمی تواند دوست خدا باشد. یا مثلاً کسی که زکات نمی دهد؟ یا مسئله دیگر اینکه کسی که نماز نمی خواند نمی تواند دوست یک مؤمن باشد؟ یعنی قهراً ترجمه اش با معنی دوست سازگار نیست.

شبهه دوم:

درباره «و هم راکعون» مطرح می شود آنها می گویند منظور این است که در حالت خشوع زکات دادند اما شیعیان براین باورند که منظور این است که در حالت رکوع زکات می دهند.
پاسخ:

1. به معنای اول در ترجمه توجه می کنیم اولین معنی که از ظاهر کلمه برمی آید رکوع است نه خشوع و معنای غیرمستقیم در مراحل بعدی مورد توجه قرار می گیرد.  

2. مگر می شود هر کس که در حالت خشوع زکات بدهد سرپرست و ولی ما باشد ؟! ممکن است فردی همه این کارها را بکند ولی ظالم باشد.

3. اهل تسنن هیچ روایتی مبنی بر اینکه راکعون به معنای خشوع است ندارند اما شیعیان به روایات متعدد از فریقَین (اهل سنت و شیعه) استناد دارند که در جلسه آینده مطرح می شود.  

آنها می گویند روایت هایی که می گوید این آیه درباره حضرت علی (ع) است روایت های ضعیفی است ولی ما می گوییم طبق آنچه خود اهل سنت می گویند سه تا روایت ضعیف همدیگر را تقویت می کنند و قوی می شود. همه روایت های شیعیان هر چند ضعیف (که ضعیف هم نیست!) به معنای رکوع است در حالی که شما یک روایت هم ندارید مبنی بر اینکه به معنای خشوع باشد.

4: اگر به معنای خشوع بگیریم هر کس می تواند خاشع باشد و در این صورت کسی که خاشع است را هم سطح خدا و پیامبرش قرار داده ایم، زیرا تمام کلمات به یکدیگر عطف شده است.

5: اگر خشوع معنا شود معنی عام می شود. یعنی یک چنین شخصی (که ویژگی خاصی هم ندارد فقط در حالت خشوع زکات می دهد) می تواند ولی من می شود!!

شبهه سوم:

چرا آیه در حالت جمع است؟ مگر درباره امام علی (ع) نیست ایشان که یک نفر هستند پس چرا به صورت جمع آورده شده است؟

پاسخ:

یکی از دلایلی که از سوی شیعیان مطرح می شود این است که ، آیه چون درباره امیرامؤمنین است به شأن امیرالمومنین احترام گذاشته که جمع آورده است.  

دلایل دیگر در جلسه آینده مطرح می شود.

 

1. سوره مائده آیه 55





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیرشناسی، شبهات غدیر، پاسخگویی به شبهات، پاسخگویی به شبهات غدیر، آیه ولایت، پاسخ به شبهات آیه ولایت،
[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 09:06 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

اطلاعیه پیرامون پاسخگویی به سؤالات شما

بسم الله الرحمن الرحیم

برادران و خواهران گرامی

سلام علیکم

عظّم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسین علیه السلام

فرا رسیدن ایام عزای حضرت سید الشهداء (علیه السلام) و آغاز لحظات غربت اهل بیت امام حسین (علیهم السلام) را مقدماً به محضر حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه) و همچنین به شما بزرگواران تسلیت عرض می نماییم.

به علت کسالت حقیر، پاسخگویی به سؤالات شما با کمی تأخیر همراه بوده است؛ لذا بزرگوارانی که سؤالات خود را به پست الکترونیکی (ایمیل) ارسال کرده اند، مجدداً سؤالات خود را ارسال کرده تا در اسرع وقت پاسخ داده شود.

إن شاءالله بروز رسانی سایت از سر گرفته خواهد شد.

از همه بازدیدکنندگان همیشگی وب سایت احکام شرعی، التماس دعای خیر داریم.

والسلام علی من اتبع الهدی

حقیر: محمد فتحیان

16/8/1393





طبقه بندی: اخبار معارفی،
برچسب ها:احکام شرعی، احکام، پاسخگویی به سوالات شرعی، پاسخ به سوال شرعی،
[ جمعه 16 آبان 1393 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه ششم (قسمت دوم)

به سبب همین تندى ها و خشونت هاست كه مطابق نقل بخارى، پس از رحلت حضرت فاطمه (س) وقتى كه على (ع) سراغ ابوبكر فرستاد، تا با وى گفتگو كند، به ابوبكر گفت تنها بیاید و كسى با او همراه نباشد؛ به آن دلیل كه وی از حضور و چهره عمر کراهت داشت.5

با این روایت بسیاری از شبهات بالأخص نام گذاری فرزندان امیرالمؤمنین به نام و کنیه خلفاء نقض می شود.

امیرالمؤمنین بالإجبار و بر اساس جعل امامت و ولایتش توسط خداوند، باید اسلام را حفظ می کردند لذا ظلم برخودشان و اهل بیت (ع) را به قیمت حفظ اسلام پذیرفتند.

در مکتب خلفاء باب ورود احادیث توسط افرادی همچون تَمیم داری (راهب مسیحی) و کعب الأحبار (یهودی) که به ظاهراً اظهار اسلام می کردند، باز شد و در کنارش نشر احادیث توسط مسلمانان هم بسته! این احادیث را ما اسرائیلیات و نارواهایی می دانیم که به صحاح ستّه اهل سنت راه پیدا کرد لذا شیعه بسیاری از این روایات را باطل و ناصحیح می داند اما خوب اهل سنت این ها را صحاح و دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم را صحیح ترین کتب خود بعد از قرآن به صورت اجماع قبول دارند و تردید کنندگان به این مسئله را هم حتی زندیق و بی دین می دانند!

عمر و عثمان، به این ها که خود را مقرّب خلفاء و متظاهر اسلام نشان می دادند تا احادیث اسرائیلی را آنطور که می خواهند، در جامعه اسلامی نشر بدهند، میدان دادند و در برابر این ها سخاوت داشتند.

جالب تر از آن اینکه تمیم داری در زمان خلیفه دوم، سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه مسجد النّبی و در زمان خلیفه سوم هم این روند ادامه داشت و حتی علاوه بر سخنران پیش از خطبه، سخنرانی او را به دو روز در هفته ارتقاء داد!

کعب الأحبار هم پاسخگوی سؤالات عمر، عثمان و معاویه در رابطه با توحید و معاد و تفسیر قرآن و ...  بود! آیا نفس این عمل عقلانی است که چنین افرادی بیانگر دین اسلام باشند با آنکه اهل بیت (ع) و نزدیک ترین افراد به پیامبر (ص) که قرآن ناطق هستند، منزوی باشند؟!

و حال اینکه کعب الأحبار سؤالات اصولی اعتقادی خلیفة المسلمین و مرجع دینی مردم را پاسخ دهد!

این اوضاع نقل احادی توسط افراد از دیگر ادیان تا زمان عباسیان به جزء دوران کوتاه حکومت امام علی (ع) ادامه داشت که عنوان " قصّاصین (قصه پردازان) را گرفتند و نتیجه آن نشر اندیشه اسلامی مکتب خلفاء با فرهنگ اسرائیلی خود بود که تا بحال هم صحاح ستّه را معتبر ترین کتب خود می دانند، متأسفانه!

منع نشر احادیث رسول تا زمان خلفای عباسی ادامه داشت که حکومت به عمر بن عبدالعزیز رسید و او این ممنوعیت را برداشت و به مردم مدینه نوشت: «حدیث رسول خدا (ص) را مورد توجه قرار دهید و آن را بنویسید که من از نابودی علم و رفتن صاحبان آن بیمناکم!»

و مسلم بن شهاب زُهری اولین کسی بود که در سال 100 هـ به دستور عمر بن عبد العزیز به تدوین حدیث پرداخت»6

و پس از وفات عمر بن عبد العزیز فرزند وی گفت: «آن نوشته ها از بین رفت (مفقود شد)»7

در این میان خوب دفاعی که از منع نشر احادیث رسول توسط خلفاء می کنند، استناد به برخی از روایات 100% ناصحیح از صحاح ستّه است که برخی از آن ها را می خوانیم:

پیامبر اکرم (ص) فرمود: سخنان مرا ننویسید و کسی که سخنان مرا به جز قرآن نوشته باشد، باید آن را محو و نابود کند!8

در مسند احمد و سنن ابی داود هم از زید بن ثابت نقل می کنند که : «رسول خدا (ص) از اینکه چیزی از سخنانش  را بنویسیم نهی فرمود و آن را محو کرد»9

در مسند احمد از ابوهریره نقل می کند که: «نشسته بودیم و و هرچه از پیامبر (ص) می شنیدیم، می نوشتیم که آن حضرت  نزد ما آمد و فرمود: این چیست که می نویسید؟ گفتیم: هرچه از شما می شنویم. فرمود: آیا با کتاب خدا کتاب دیگر است؟ گفتیم: هرچه می شنویم (از شما). فرمود: کتاب خدا را بنویسید! تنها کتاب خدا را! آیا کتابی جز کتاب الله وجود دارد؟ تنها کتاب خدا را بنویسید!

سپس ابوهریره می گوید که: هرچه نوشته بودیم در یک جا جمع کردیم و همه را آتش زدیم!10

پس جایگاه سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) چه می شود؟ آیا این روایات با حدیث ثقلین که از طرق عام (اهل سنت) و خاص (شیعه) تواتر دارد، متناقض نیست؟

خوب می دانیم که قرآن کریم کتاب کلی گویی است و همه جزئیات و احکام را در بر ندارد پس اعتقادات و عبادات صحیح مردم چه می شود؟

کجای قرآن بیان شده که نماز صبح دو رکعت است اما فقط در قرآن برپا داشتن نماز امر شده است.

پس ابطال این روایات ثابت شد و اتفاقاً در روایات متعدد از خود صحاح آمده که متناقض این سخنان بوده و نگرانی پیامبر (ص) را نسبت به نشر احادیث نشان می دهد!

بقیه مطالب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، امامت امیرالمؤمنین، امامت حضرت علی، ولایت حضرت علی، شبهات غدیر،
[ جمعه 28 شهریور 1393 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه ششم (قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبیّنا محمدٍ و آله الطاهرین

و اللعن الدائم علی اعدائهم من الآن إلی قیام یوم الدّین

آنچه که بنا شد از ابتدای این جلسات متعهد شدیم این بود که بخشی از ثواب جلسات را به محدثین شیعه بالأخص مُحمَّدون ثُلاث اُوَل و مُحمَّدون ثُلاث اُخَر هدیه کنیم و همچنین بخشی از ثواب این جلسات را هم به پیشگاه مقدّس ائمه (ع) بالأخص وجود مبارک امیرالمؤمنین و امام عصر (ع) هدیه کنیم چرا که توفیق حضور در این جلسات و پیدا نمودن راه حقیقی و بنیان نمودن اعتقادات صحیح خود را مدیون این بزرگواران هستیم.

همچنین بنا شد که ابتدا هر جلسه دعای سلامتی امام زمان (ع) هم آغاز گر جلسه و بدرقه کننده آن باشد و دوستان ارتباط معنوی خود را با حضرت برقرار کنند .

جلسه گذشته صحبت هایی کردیم راجع به توفیقاتی که نصیب دوستان شده و در جلسات که حضور دارند و مطالب را می شنوند و می خوانند باید شکرش را بجای بیاورند چرا که با جلساتی که گذشت و مطالب بیان شد، متوجه شدیم راه مستقیم، راه و مسیر اهل بیت (ع) و در زمان ما سیر راه امام زمان (ع) است و اگر ما در حال حاضر داریم در این جلسات شرکت می کنیم و معارف ناب اهل بیت (ع) را می خوانیم و بررسی می کنیم، حقیقتاً بزرگ ترین توفیقی است که خداوند نصیب شما کرده، چون تنها راه مستقیم در زمان ما، راه تشیع و پیروی از امام حیّ و حاضر ما، وجود مقدّس زمان (ع) است و الحمدلله توفیق دیگر که نصیب ایرانیان شده، زندگی در حکومت اسلامی در زیر سایه پرچمدار حضرت زهرا (س)، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله تعالی) است و دقت داشته باشیم که شیطان تلاش بسیار زیادی در این راه می کند و در همه افراد به جز مخلصین این راه نفوذ می کند و می خواهد ضربه بزند و البته هر جا که سخن از معارف حقّه اهل بیت (ع) باشد، این مسئله خواهد بود.

و حالا دوستان قدرشناس جلسات باشند و سعی کنند که این جلسات و این مطالب را به دیگر دوستان هم انتقال بدهند تا قدمی در راه احیاء امر امیرالمؤمنین برداشته باشیم و در نقش گیری صحیح اعتقاد دیگران هم مؤثر باشیم.

و با گذشت این جلسات خود دوستان می بینند که چقدر از نظر معارف سطحشان ارتقاء پیدا کرده و دیدشان نسبت به اعتقادات اهل سنت و شیعه تغییر کرده است. یک مسئله خیلی قشنگ که من الان می توانم مثال بزنم این هست که از بچگی در بین مردم جامعه ما این مسئله رواج پیدا کرده که "سنی با شیعه هیچ اختلافی ندارد فقط آنها امام علی (ع) را خلیفه و امام چهارم می دانند!" و شما ببینید که چقدر قشنگ فرهنگ سازی کردند و سال ها دارند از این مسئله برای بقای خود استفاده می کنند و مردم را در رکود گذاشتند تا کسی هم دنبال حقیقت مطلب نرود البته کاری به این نداریم که ما آن ها را برادران و خواهران دینی خود می دانیم و برای آن ها احترام قائل هستیم اما این نباید باعث بشود که ما بگوییم که ما با آن ها اختلاف اعتقادی نداریم و آن را بیان نکنیم. بله طبق فرمایشات مکرّر مقام معظم رهبری، ما با اقلیت های دینی وحدت سیاسی داریم اما وحدت علمی معنایی ندارد. وحدت علمی به معنای یک پارچگی اعتقادی که بدون استدلال و تغییر نگرش باطل به حق ممکن نیست اما در سیاست و حکومت همه آحاد مردم باهم بر می خیزند و اتحاد و وحدت دارند.

در میان دو مکتب خلفاء و مکتب اهل بیت (ع) اختلافات فاحش است و با بررسی کتب صحاح اهل سنت و کتب و اعتقادات شیعه این را به راحتی متوجه می شویم.

ما همیشه توفیق داشتیم به زیارت امام رضا (ع) رفتیم و زیارت امام رضا (ع) را کم و بیش سطحی خواندیم و آمدیم ودوستان هر زمان که مشرّف می شویم به زیارتشان، بخواهیم که توفیق بدهند درک و فهمی از زیارت و مطلب جدیدی نصیبمان شود.

حال اگر توفیق داشتید در همین چند روز وگرنه دفعه بعد که مشرّف شدید، با دقت زیارت مخصوص امام رضا (ع) را بخوانید.

در بسیاری از فرازهای این زیارت انگار دارند درد دل می کنند...

 اللَّهُمَّ الْعَنِ الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَكَ وَ اتَّهَمُوا نَبِیَّكَ وَ جَحَدُوا بِآیَاتِكَ وَ سَخِرُوا بِإِمَامِكَ وَ حَمَلُوا النَّاسَ عَلَى أَكْتَافِ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْكَ بِاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا رَحْمَان

که تمام جملات بالا را در جلسات گذشته مشاهده کردیم که چطور روایت کردند از پیامبر (ص) و پس از او هم به سنت جاهلی و پیاده کردن نقشه خود پرداختند.

کسانی که خدایا نعمت تو را عوض کردند (حقیقت اسلام و ولایت و غصب حکومت امیرالمؤمنین) و اتهام و تهمت بستند به پیامبرت (مراجعه شود به دو جلسه پیش) و انکار کردند آیاتت را (پیرامون امامت و ولایت علی بن ابی طالب) و مردم را پیرو خود کردند و علیه خاندان پیامبر (ع) سوار و مسلّط کردند را از لعن کن ( از رحمتت به دور کن) ...

پس از مرور و تبیین خلاصه جلسه پیش، نکته ای را جناب آقای فتحیان اضافه نمودند که :

گفتیم با خفقان و اجرائیاتی که عمر در مخالفت نشر احادیث رسول به وجود آورده بود، خوب بسیاری از صحابه ترس از نقل احادیث داشتند و احادیث را بیان نمی کردند اما صحابه راستین پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و جان بر کف به کار خود و نقل احادیث ادامه دادند همانند ابوذر، ابو دَرداء، عبدالله بن حُذَیفه و...

و آیات قرآن هم مؤید و معرّف مؤمنان حقیقی است چرا که هیچ گاه راه کافر بر مؤمن حقیقی طبق نصّ صریح آیه 141 سوره مبارکه نساء تأثیر گذار نخواهد بود که خداوند می فرماید:

وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً ؛ یعنی هرگز خداوند برای کافران بر مؤمنین (حقیقی) راه و تسلّطی قرار نمی دهد. لذا مصداق مؤمنان واقعی چه در زمان حیات رسول چه پس از شهادت ایشان، مشخص و مبرّز است.

بقیه مطالب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیرشناسی، غدیر شناسی، پاسخگویی به شبهات، پاسخ به شبهات غدیر، پاسخگویی به شبهات غدیر، اجتهاد در اهل سنت،
[ جمعه 28 شهریور 1393 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه پنجم

"هوالحق"

قال رسول الله: یا علی انت صراط المستقیم....

در چهارمین جلسه بررسی علل دوری مسلمانان از غدیر، جناب آقای فتحیان با طرح سؤال :

"چرا صحابه از بازگویی توصیه ها و تأکید مکرّر پیامبر(ص) در زمان حیاتشان مبنی بر جانشینی و امامت علی بن ابی طالب(ع) امتناع کردند؟" به بحث و بررسی اسناد تاریخی پرداختند.

برای روشن شدن مطلب به مبحث نشر احادیث، روایات و سیره نبی اکرم(ص) پس از شهادت ایشان پرداخته شد.

تئوری منع نشر احادیث پیامبر(ص)،قبل از به شهادت رسیدن آن حضرت توسط اصحاب ایشان پی ریزی شده بود.و دلیلی جز ترس صحابه از بیداری مسلمانان نداشت. چون در این احادیث موکداً بحث جانشینی و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) وامامت یازده فرزند ایشان متذکر می شد. پس جامعه را به سمتی هدایت کردند که واقعه غدیر و تعیین جانشین الهی پیامبر خود را به فراموشی بسپارند و با تشکیل شورا، بنا به مصالح خود و از میان خود یک نفر را انتخاب کنند.

اما با به خلافت رسیدن ابوبکر...

 پایه های فراموش کردن تعالیم و توصیه های پیامبر(ص) با اقدامات اولین خلیفه مستحکم شد.

ذهبی روایت میکند: ابوبکر پس از وفات پیامبر(ص) مردم را فراخواند و گفت شما خود سخنی را از رسول خدا نقل کرده و در آن اختلاف می کنید و مردم بعد از شما بیش از شما در آن اختلاف می کنند.پس چیزی از رسول خدا نقل نکنید و اگر کسی چیزی در مورد رسول خدا از شما پرسید بگویید کتاب خدا در میان ماست و حلالش را حلال و حرامش را حرام بدانید.1

خلیفه اول با دعوت به کنار گذاشتن احادیث پیامبر و حل این مسئله در اذهان عمومی، میدان عمل را به دست خلیفه دوم سپرد.

با روی کار آمدن عمر،دومین خلیفه پس از پیامبر،مخالفت و جلوگیری نشر احادیث پیامبر(ص) عملاً در جامعه تحقق یافت.

عمر همواره به صحابه می گفت روایات و سخنان رسول خدا در احکام عملی را کاهش دهید.2

دستگاه حکومتی در این زمان با ترفند جمع آوری و تدوین احادیث، بدون در نظر گرفتن قداست و حرمت نام خدا و پیامبر و ائمه؛ تنها به جهت فراموش شدن حق و عدم آگاهی جامعه دست به چنین خیانت بزرگی میزند و احادیث و روایات پیامبر خدا را می سوزاند. به عنوان مثال در تاریخ آمده است:

ابن سعد در طبقات خود نقل می کند که: احادیث پیامبر در زمان عمر گسترش یافتند و او از مردم خواست احادیث را نزد من بیاورید و چون آوردند همه را به آتش کشید.3

هنگامی که قَرظَة بن کعب وارد شد گفتیم برای ما از سخنان رسول خدا بگو؟ گفت: عمر ما را نهی کرده.قرظة بن کعب می گوید: هنگامی که عمر ما را به عراق فرستاد خود او تا منطقه صرار ما را همراهی کرد و سپس گفت میدانید چرا تا اینجا شما را بدرقه کردم؟ گفتیم میخواستی ما را دلگرم و گرامی بداری.گفت علاوه بر آن خواسته دیگری هم دارم.شما نزد مردانی میروید که صدای قرآنشان هم چون صدای زنبور عسل بلند است.پس آن ها را با خواندن احادیث رسول خدا از این کار باز مدارید.که من مراقب شما هستم. قرظة گفت: پس از آن هیچ حدیث و روایتی از رسول خدا نقل نکردم.4

و اینگونه با  تهدید و ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه از نشر احادیث پیامبر جلوگیری شد.اما در این میان چند تن ازصحابه و یاران واقعی پیامبر،در آن فضای خفقان آور شجاعانه خود را موظف به روایتگری احادیث و سیره نبوی کردند و مجازات خلفای وقت را به جان خریدند.

 آمده است روزی عمر عبدالله بن حُذَیفه، ابو دَرداء، ابوذر و عُقبَة بن عامر را از اطراف بلاد نزد خود فراخواند و گفت: این احادیثی که از پیامبر خدا در اطراف پخش کرده اید چیست؟ گفتم: مارا نهی میکنی؟ گفت نه، نزد من بمانید و به خدا سوگند تا زمانی که زنده ام از من جدا نمیشوید که ما از شما داناتریم از شما می گیریم و بر شما رد میکنیم (شما روایات می گویید و ما می گیریم و آن ها را برای شما رد می کنیم) و آنها تا وفات عمر از او جدا نشدند.5

ذهبی میگوید: عمر، ابن مسعود و ابو درداء و ابو مسعود انصاری را حبس کرد و گفت: شما بیش از حد لازم سخنان رسول خدا را روایت کرده اید.6

در زمان عثمان تئوری به فراموشی سپردن احادیث پیامبر کامل و جمع بندی شد.

چنان که او دستور داد هیچ کس نباید حدیثی را که در زمان ابوبکر و عمر شنیده نشده را روایت کند.7

خوب این مشخص است که دو خلیفه قبل دقت کامل داشتند که چه احادیثی نقل شود و چه احادیثی نقل نشود لذا این روند همچنان ادامه پیدا کرد و باب ورود احادیث جدید بسته شد و این سخن او یعنی جمع بندی احادیث مورد نظر خود!

دارمی روایت می کند: مردم در کنار ابوذر اجتماع کرده و از او فتوا می پرسیدند که مردی بر بالای سرش ایستاد و گفت: مگر تو از فتوا دادن منع نشده بودی؟ ابوذر او را نگریست و گفت: تو مراقب منی؟ و بعد با اشاره به پشت گردن خود گفت: اگر شمشیر را بر اینجای من بگذارید و بدانم که با کشته شدن بر انجام سخنی که از رسول خدا شنیده ام توانمندم حتماً آن را به انجام می رسانم.8

 

اما پس از زمینه سازی ابوبکر، از بین بردن بسیاری از احادیث پیامبر توسط عمر، و ادامه خفقان و تکمیل فراموشی سخنان پیامبر توسط عثمان افرادی چون معاویه در ادامه این پروژه دست به اقداماتی زدند.

چنان که در زمان معاویه عبدالله بن عامر یَحصُبی می گوید: معاویه برفراز منبر دمشق بود که شنیدم گفت: ای مردم از روایت احادیث رسول خدا بپرهیزید مگر احادیثی که در زمان عمر بیان شد، زیرا عمر مردم را به خاطر خدای عزوجل می ترساند!9

وسؤال دیگر اینکه آیا نشر و بازگویی احادیث پیامبر خلاف دستور خداست که ناشران آنها باید از خدا بترسند؟ عمر مردم را برای خدا از چه می ترسانیده؟ و می بینیم که چقدر راحت هم نمازگزاران از کنار این سخنان بدون دقت گذشتند! بماند اینکه آیا می توان که دائماً با ایجاد ترس از خداوند، اسلام را گسترش داد؟

خوف و رجاء در کنار هم صحیح است و مسئله ای است نسبی! و نبود یا زیاده روی در هرکدام ایجاد مشکل می کند.

در این مقطع اشاره ای ضروری به تعریف صحابه از دیدگاه اهل سنت می نماییم.

بخاری می گوید:کسی که با پیامبر صحبت کرده باشد و یا حتی او را دیده باشد؛ پس او از اصحاب است.10  

احمدبن حنبل می گوید: هر کس یک ماه یا یک روز یا یک ساعت با پیامبر مصاحبتی داشته و یا آن حضرت را دیده جزء یاران و اصحاب است.11

با وجود نقدهای بسیاری که بر تعریف فوق ایراد می شودبرای مثال جایگاه فراموش شده منافقین در این تعریف و اگر بخواهیم به همین تعاریف هم استناد کنیم با توجه این عقیده اهل سنت که صحابه همگی عادل هستند چرا باید صحابه را از بازگویی احادیث پیامبر منع کنند؟

و دیگر آنکه این تعریف هیچ معیار دقیقی ندارد لذا مشکلاتی را هم برای آنان ایجاد کرده است که در آینده به تفصیل بررسی خواهیم کرد.

ویژگی های صحابه:

1.        همگی بهشتی اند!

2.       همگی عادل هستند!

3.      همگی مجتهد هستند!

 بقیه مطالب را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیر شناسی، پاسخگویی به شبهات، پاسخگویی به شبهات غدیر، پاسخ به شبهات غدیر، منع نشر حدیث صحابه، عدالت صحابه،
[ دوشنبه 24 شهریور 1393 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 38 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار