تبلیغات
*** وب سایت احکام شرعی ، مقدم شما مؤمنین را گرامی می دارد *** پاسخگویی به سوالات اعتقادی ، شرعی ، شبهات و مشاوره دینی خانواده توسط کارشناسان محترم وب سایت جناب آقای محمد فتحیان و سرکارخانم خدیجه نوروزی حفظهما الله احکام شرعی

احکام شرعی

به وب سایت پاسخگویی به سوالات اعتقادی، شرعی و ردّ شبهات خوش آمدید

چگونگی ارسال سوال
[ دوشنبه 30 مرداد 1391 ] [ 04:44 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

سلسله دروس اعتقادی 3 (ادیان غیر ابراهیمی "بودا یا بودائیسم")

بودا یا بودائیسم:

دلیل اوّل ماهیت بودیسم کهن:

ألف. ماهیت بودیسم کهن: ماهیت بودیسم کهن بسیار روشن و بى نیاز از هرگونه تغییر و واشکافى فلسفى و عادلانه و بدون معمّاهاى رازگونه بوده است. آفریدن راز و رمزها و پیچیده گویى‏هاى فلسفى و عرفانى، دست ساخته‏هاى بوداییان بعدى است.[1] بودیسم عبارت از بیدار ساختن و آگاهى مردم بوده است. پایه نخست این دین بر از بین بردن رنج و ناآرامى فردى و اجتماعى و آرامش درون و برون استوار شده است.[2]

یکى از عناصر مهّم دین، سادگى آن است به گونه‏اى که مفاهیم آن به آسانى در دسترس همگان قرار گیرد. بدون تردید نمى‏توان پذیرفت ظاهر یک دین انباشته از مفاهیم نا مفهوم پیچیده و سردرگم باشد و در عین حال عموم انسان‏ها مخاطب آن واقع شوند. تصور این که یک عارف وحدت نگر یا یک فیلسوف عقل محور، دینى عام، گسترده و همه فهم به ارمغان آورد، بسیار دور از ذهن است؛ زیرا مفاهیمى که در این دو روش به کار مى‏رود، در فهم همگان نمى‏گنجد.

از همین روى آورندگان ادیان وحیانى تعالیم خود را به روش عرفانى یا فلسفى بیان نکرده‏اند، بلکه به گونه‏اى در وادى معرفت قوم نهاده‏اند که فطرت و ظرفیت عموم انسان‏ها پذیراى آن باشد.

البته سخن یاد شده به معناى سطحی بودن ادیان الهی نیست؛ در تمام ادیان معارف بلند و فرازمندى نهفته است.

بودیسم کهن به گونه‏اى بنیادى از پاسخ به پرسش‏هاى فلسفى تا آن جا که مستقیماً با راه رستگارى بستگى نداشته باشد، گریزان بود. بودا در برابر سؤالات متافیزیکى سکوت بر مى‏گزید و در موارد کمى که مجبور به پاسخ مى‏شد باز، نمود نمى‏کرد که هستى روح و چگونگى رستگار شدن را نمى‏توان واشکافى کرد.[3]

این گونه برخورد با مسائل متافیزیکى همان برخوردى است که از یک دین الاهی انتظار مى‏رود. پیامبر اسلام (ص) در پاسخ به مسائل متافیزیکى از قبیل روح چنین رویکردى داشتند.[4]

بودیسم کهن بر این اعتقاد بود که مشکل حقیقى انسان در مباحث فلسفى و عقلى وهم آلود نیست، بلکه در ادراکات و تمایلات او خلاصه مى‏شود و باید روش عملى پیش گرفت تا بر خواسته‏ها و شهوت‏ها غلبه یافت و گاه با چیرگى بر این شهوت‏ها، آدمى صفاى تمام پیدا مى‏کند و خورشید وجودش نور مى‏افشاند.[5]

چنین رویکردى در آموزه‏هاى دین اسلام نیز وجود دارد. آن جا که از پیراستن جان از غیر خدا و جریان حکمت از قلب به زبان سخن به میان مى‏آورد.[6]

خلاصه آن که با توجه به معیارهاى ذیل، مى‏توان بودیسم اولیه را دینى الهی نامید:

1. مبدأ معنوى و فرامادگى بودیزم[7]

2. وجود عباراتى در کتاب مقدس دال بر توحید حقیقى بوداییان[8]

3. سیر روحانى بودا از عالم کثرت (عالم مادّى) به عالم وحدت و بیرون آمدن از عالم وحدت براى دستگیرى از انسان‏ها[9]

4. اعتقاد به ناممکن بودن شناخت ذات خدا[10]

5. اعتقاد به ناپایدارى جهان[11]

6. اعتقاد به وجود عنصر روحانى در انسان[12]

7. اعتقاد به اینکه با مرگ جسم، انسان فانى نمى‏شود[13] و روح تجدید حیات پیدا مى‏کند.[14]

8. اعتقاد به این که انسان پس از مرگ جسم مادى، در قالب جسم مثالى به حبات خود ادامه مى‏دهد.[15]

ب. آموزه‏هاى اعتقادى بودیسم نخستین:

1. خدا در بودیزم: بودا هرگز از ذات خدا سخن به میان نیاورد و آن را جوال نگاه اندیشه خویش قرار نداد؛ زیرا پى بردن به کنه ذات خداوند را ناممکن مى‏دانست.[16] در بسیارى از روایات اسلامى که از جانب امامان شیعه به دست ما رسیده است، از تفکر و تکلّم پیرامون ذات الهی ممانعت به عمل آمده است.[17] بودیزم کنونى کشف و مکاشفه خالقِ عالم را خواهان است، نه اثبات و استدلال آن را.[18]

این آموزه ریشه در تعالیم بوداى کهن دارد؛ زیرا بودا پاى چوبین استدلال را ناتوان تر از آن مى‏دانست که بر عرض فرازمند جهان فرامادى قدم گذارد. ما معتقدیم که عقل اجازه اندیشیدن در عالم فرامادى دارد، اما حاصل این اندیشه که در قالب عرفان نظرى و فلسفه جلوه‏گر مى‏شود یک چیز است: مى‏دانم که از عالم غیر مادى هیچ نمى‏دانم. آرى! بار یافتن به فضاى مجردات تنها از راه مجرد شدن و تهى گشتن از تعلقات عالم ماده امکان مى‏پذیرد و این مایه اشتراک تعالیم اسلام - آخرین دین مقبول الهی - و آموزه‏هاى بودیزم کهن است.

در پاره‏اى از عبارات کتاب مقدس بودیزم کنونى داریم:

"من برهما هستم. من خدایى عظیم و والامقام هستم. من خود زاده نشده‏ام و مخلوق نیستم. من جهان را خلق کرده‏ام. من خداوندگار جهانم. من مى‏توانم خلق کنم، تغییر و تحول به وجود آورم و زندگى ببخشم من پدر و سرور همه چیز هستم".[19] این عبارات صداى دلنشین آیاتِ سوره توحید را در ذهن آدمى طنین انداز مى‏کند.

بر اساس برخى دیگر از تعابیر نیروانا (فعّال ما یشاء؛ یعنى آن که هر چه مى‏خواهد انجام مى‏دهد) موجودى است سرمدى، ثابت، قدیم، بدون زمان، نامیرا و به دنیا نامده، عین خیر، واحد، و تنها کمال ممکن و دست نایافتنى در حیات ما است.[20]

با توجه به آن که بوداى مؤسّسِ بودیسم کهن، بر خلاف آنچه در بودیسم کنونى مطرح است، هیچ گاه خود را خداى مطلق و موجودى نامحدود نمى‏دانست، و به خداى انسان گونه سرنوشت‏ساز نیز اعتقاد نداشت.[21] از سوى دیگر تمام پدیده‏هاى جهان را گذرا، فانى و متغیر بر مى‏شمرد،[22] مى‏توان نتیجه گرفت اوصاف یاد شده در مورد "برهما" و "نیروانا" تنها بر خداى واحد قابل انطباق است، خدایى که در حیطه هیچ اندیشه‏اى نمى‏گنجد و از هرگونه بستر مادى و محدودیت همگانى روى بر مى‏تابد.

2. جهان در بودیزم

بوداى کهن به گونه‏اى دنیا را مدّ نظر قرار مى‏دهد که ارمغانى جز هدایت و درست کارى انسان به بار نیاورد. از نگاه او جهان حقیقتى است ناپایدار و گذرا که پى جویى آن رنج مى‏آفریند و آرامش مى‏زداید، چنین حقیقتى شایسته دل بستن نیست![23]

امام جعفر صادق (ع) ناپایدارى جهان را چنین تصویر مى‏کند: "... وَ اِن کانت الدّنیا فانیةً فالطمأنینة الیها لماذا"؟.؛ اگر دنیا فانى و گذراست، پس دل بستن به آن چرا؟! [24] امام حسن مجتبى (ع) به گونه‏اى دیگر حقیقت دنیا را آشکار مى‏سازد: "...اِنّ الدّنیا دارُ بلاءٍ وَ فِتنةٍ و کلُّ ما فیها الى زوال". ؛ دنیا جایگاه سختى‏ها و امتحانات است و هر چه که دنیوى است فنا پذیر است. [25]

3. انسان در بودیزم

بوداى کهن به وجود عنصر روحانى در انسان تأکید مى‏ورزد. انسان با مرگ جسم نابود نمى‏شود، بلکه در قالب جسم جدیدى (مثالى، ملکوتى) به حیات خویش ادامه مى‏دهد.[26]

بودا به راهنما (انسان کامل و بیدار یعنى پیامبر) و پیروى از او اعتقاد داشت، ولى به این نیز معتقد بود که راه کمال را باید خود پیمود.[27] پس انسان مسالکى را که با پیروى از راهنما در مسیر تکامل قدم نهاده است، آن گاه که بر شهوات غلبه یافت، همچون چراغى از خود نور مى‏افشاند و صفاى تمام پیدا مى‏کند.[28]

اعتقاد به عنصر فرامادى در وجود انسان و حیات آن پس از مرگ، نیز باور به لزوم راهنما و انسان کامل براى هدایت انسان، و همچنین ضرورت سلوک اختیارى انسان براى کسب کمال از مسلمّات دین اسلام است.

با سیر اجمالى که در آموزه‏هاى بودیزم کهن داشتیم، این حدس که بودیزم کنونى در وحى ریشه دارد، بیشتر جان مى‏گیرد و عمیق‏تر مورد توجه واقع مى‏شود.

بیان این نکته لازم است که بودیزم کنونى به دلایل گوناگونى یک دین توحیدى به حساب نمى‏آید و از آموزه‏هاى بودایى نخستین فاصله زیادى دارد، زیرا:

1. به تناسخ اعتقاد دارند.[29]

2. بودا را مى‏پرستند.[30]

بقیه مطالب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)،
برچسب ها:دروس اعتقادی، اعتقادات، اصول عقائد، اصول عقاید، ادیان غیر ابراهیمی، ادیان ابراهیمی، بودا،
[ سه شنبه 19 اسفند 1393 ] [ 08:35 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

سلسله دروس اعتقادی 2 (ادیان غیر ابراهیمی «مانی»)

مانی :

«مانی» یا «مانِس» از پدر و مادری ایرانی در «بابل» به سال ۲۱۵ میلادی متولد شد. پدر و مادر او با خاندان اشکانی خویشاوندی داشتند. مانی آئین زرتشت را مطالعه کرد و خود را مصلح آن شناخت. هند را سیاحت کرد و با عقاید بودائی آشنا شد، سپس به ایران بازگشت و به تبلیغ دین جدید پرداخت و دین جدیدی که آمیخته از ادیان زرتشتی، بودائی و مسیحی بود را در سده سوم میلادی در ایرانشهر تحت عنوان آئین "مانی" یا "مانیئیسم" بنیان گذارد. در دین مانی جهان ترکیبی از نیک و بد است. نیکی، نور و روح در یک طرف و بدی، تاریکی و جسم در طرف دیگر.

در این دین از مسیحیت ایده مسیح و اعتقاد به منجی وارد شده‌است و از دین زرتشتی اعتقاد دوگانه به نیکی و بدی. تاثیرپذیری دین مانی از مذهب بودایی نیز به صورت ورود اصل تناسخ (بازگشت ارواح به دنیا و حیات مکررشان) به این مذهب مشهود و آشکار است. در مانویت جنگ میان دو دنیای تاریکی و نور منجر به نابودی ماده و رهایی روح می‌شود. دنیای مادی در دین مانوی نماد تاریکی و پلیدی است و انسان که موجودی دوگانه‌است (روح از دنیای روشنایی و جسم از دنیای تاریکی) می‌تواند به نیروهای روشنایی برای پیروزی نهایی کمک کند.

در آیین مانوی انسان دارای دو بعد خدایی و منوّر و از سوی دیگر اهریمنی و تاریک است که حاصل امتزاج (ترکیب) نور و ظلمت در دوران آفرینش می‌باشد. انسان باید به روح خود که همان ذرات نور است توجه نشان داده و جسم و دنیا و مافیها را به فراموشی بسپارد.

توجه به آنچه به روح باز می‌گردد مانند میل به هنر و شکوفایی استعدادها و ذوق‌ها و نیز محبت و برادری نوعی عبادت تلقی می‌شد.

اعتقاد مانویان بر این بود که در پایان جهان در نبرد بزرگ بین نور و ظلمت، روح بر ماده، نور بر ظلمت و خیر بر شر پیروز می‌شود و ارواح در بند که انوار خدایی هستند از زندان جسم و جهان آزاد شده و به سوی سرزمین روشنایی باز می‌گردند. اگرچه امروزه مانویان از صحنه روزگار کنار رفته‌اند و سده‌هاست که این دین دیگر پیروانی ندارد اما تأثیرات غیر قابل انکار آن را در عرفان اسلامی و مسیحی می‌توان بازیافت.

پیروان دین مانی که دیناور نامیده می‌شدند در نشر عقاید و خلاقیت‌های ادبی و شاعرانه خود بسیار کوشا بودند و همین باعث بوجود آمدن ادبیات و خط مانوی شد که عمدتاً به زبان‌های سریانی، پارسی میانه، پهلوی اشکانی، و چینی بود. آثار مانویان معمولاً بر روی چرم یا پاپیروس نوشته می‌شد و نوشته‌ها با رنگ و شکل و طرح تزئین می‌شدند. مانی را به دلیل نگاشتن کتاب «ارژنگ» که سرتاسر نقاشی بود پیامبر نقّاش نیز خوانده‌اند.

دین مانوی احتمالاً در فاصله قرون سیزدهم تا هفدهم میلادی در جنوب چین برای همیشه از میان رفت. نزدیک‌ترین دین زنده جهان به مانویت آیین مندایی است که صابئین استان خوزستان بدان معتقد می‌باشند.

مانی باور داشت که هستی بر مبنای روشنایی و تاریکی است و از همین رو است که دو بُن خوبی و بدی وجود دارد. همچنین پیروان این آیین باور داشتند که در نهایت روشنایی (خوبی) است که چیره خواهد شد و همه جا را فرا خواهد گرفت.

مانی جهان مادی را آفریده اهریمن و جهان معنوی و روحانی را آفریده خدای روشنایی یا همان زروان می‌دانست. از این رو همیشه کشمکش میان جسم و ماده وجود دارد. مانی راه نجات را افزایش معرفت، شناخت و خودآگاهی می‌دانست و براین باور بود که به این وسیله بشر به گمراهی خود در شناخت واقعی که بر اثر پیوستگی با ماده به او دست داده آگاه شده و می‌تواند پس از مرگ به سرای جاودانه نور- که همان بهشت روشنی است- بشتابد. او روح و آرامش حاکم بر بهشت جاودان را نیروانا می‌نامید. در عقاید مانوی روح در اسارت ماده وجود دارد و رگه‌ها و آثار نور الهی را در تمامی پدیدها ی طبیعت می‌توان یافت و با پایان جهان این انوار آزاد و به ذات اصلی خود که سرزمین روشنایی است باز خواهند گشت. خدای بزرگ همان خدای روشنایی است که زروان نام دارد و پنج تجلی اصلی او عبارتند از: عقل، فهم، هوش، تفکر و تأمل.

انسان می‌بایست به پاره‌های نور خود توجه کرده و با پرهیز از هرچه به جسم مربوط می‌شود روح خود که حاوی نورالهی است را از درون بدن آزاد نماید.

کیش مانوی ایذاء (اذیت کردن) و آزار جانداران، خاموش نمودن و آلودن آتش، تخریب منابع گیاهی و آلودن آب را ناپسند می‌شمرد. بر طبق عقاید مانویان، داشتن برده، کنیز و غلام مجاز نبوده و اصول ده گانه‌ای را برای نجات خود قائل بودند که عبارت بود از ایمان به خدا و بزرگی‌های چهارگانه‌اش (روشنایی و قدرت خداوندی‌اش و دانش و پاکی‌اش)، دوستی، بردباری، عقل، راستی، آشتی، شادی، مهربانی، خوش اخلاقی، پاکدامنی و عفت. نیوشاگان (مردم عادی) با اینکه رده پایین بودند و سخت‌گیری‌های رده‌های بالاتر بر آن‌ها نبود اما می‌بایست از عواملی مانند بت پرستی، دروغ، زنا، بخل، کشتن، دزدی، سحر و جادو پرهیز نموده و اعمال مهم مذهبی مانند نماز، روزه و صدقه را بجای آورند. مانوی‌ها چهار نماز روزانه داشتند که دو بار در روز رو به خورشید و دوبار در شب رو به ماه گزارده می‌شد. آنها می‌بایست با آب مسح می‌کردند. دو نوع روزه داشتند که یکی از آنها دو روز کامل و دیگری از صبح تا غروب بود و زمانش بر اساس شواهد نجومی تعیین می‌گشت.

زنان مانوی پارچه سیاه بر سر می‌گذاشتند و با مردان دست می‌دادند. مشت گره‌کرده را نشانه اتحاد دانسته و بوسیدن یکدیگر را رمز همدلی تلقی می‌کردند. روش دفن مرده‌هایشان هم با جامعه زرتشتی ایران متفاوت بود و مردگان خود را برهنه در خاک می‌گذاردند.

 





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)،
برچسب ها:دروس اعتقادی، اعتقادات، پاسخگویی به شبهات، احکام، احکام شرعی، مانی، ادیان غیر ابراهیمی،
[ پنجشنبه 7 اسفند 1393 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

سلسله دروس اعتقادی 1 (ادیان جهان و بررسی زرتشتیت)

انواع ادیان جهان

ادیان جهان به دو عنوان ابراهیمی و غیر ابراهیمی نام گرفته می شوند.

ادیان ابراهیمی: به ادیان الهی که بعد از حضرت ابراهیم (ع) توسط پیامبران الهی برای بشر آورده شده است.

ادیان غیر ابراهیمی: به ادیان الهی پیش از حضرت ابراهیم (ع) و ادیان غیر الهی اطلاق می شود.

ادیان غیر ابراهیمی:

1. زرتشت: زرتشت طبق روایات و قرائن در حدود سال 660 قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) متولد و در سال 630 قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) مبعوث شد و طبق منابع اسلامی، این دین، یکی از ادیان الهی بوده و آنان از اهل کتاب محسوب می شوند.

خداوند در آیه 17 از سوره مبارکه حج در قرآن کریم می فرماید:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ

یعنی همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودی اند و صابئان و نصاری و مجوس و کسانی که شرک ورزیده اند، حتماً خدا روز قیامت میانشان داوری می کند؛ بی تردید خدا بر همه چیز گواه است.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مجوسیان پیغمبری داشتند که او را کشتند و کتابی نیز داشتند که آن را سوزاندند. پیغمبر آنان کتاب خود را بر روی دوازده هزار پوست گاو نوشته بود. (وسائل الشیعه ج11، ص96)

برخی از محققین معتقدند که مجوس خودش به 4 فرقه تقسیم می شود:

1. کیومرثیه 2. زورانیه 3. مسخیه 4. زردشتیه

که زرتشتیان با کتاب اوستا، یکی از این فرق و مذاهب هستند چراکه کتاب خود مجوسیان «زمزمه» بوده نه اوستا!

همچنین برخی از مورّخین همچون ابن أثیر و طبری از او به عنوان یکی از پیروان و شاگردان إرمیا یا عُزَیر نبیّ یاد کرده اند. (الکامل ابن اثیر ج1، ص145 و 146 ، تاریخ طبری ج1، ص282و ص402)

نتیجه: با توجه به آیه و روایت فوق، چه زرتشت همان مجوس باشد و چه مذهب و فرقه ای مستقل تحت مجموعه مجوسیان، از ادیان الهی و اهل کتاب محسوب می شوند هرچند که اطلاعات دقیقی در دست ما نیست.

انحرافات پدید آمده در دین زرتشت:

آئین زرتشت در دوره ی به قدرت رسیدن شاهان ساسانی دچار تحول و انحرافات مهمی شد.

توحید:

جان بی ناس محقق، پیرامون تحولات رخ داده در آئین زرتشت اینطور می نویسد: اهورا مزدا دارای ذاتی بی شبه و مثال است و مقام روحانیت و فضل او بالاتر از آن است که بتوان برای او تصویر یا تندیسی از چوب و فلز ساخت ولی این نظریه تجزیه و انقسام یافت. (تاریخ جامع ادیان جان بی ناس، ترجمه دکتر علی اصغر حکمت، ص468)

زرتشتیان گمان می کردند که با استناد به بدی ها و شرور به اهریمن، به تنزیه و تقدیس اهورا مزدا پرداخته اند ولی در حقیقت این استدلال هم غلط و هم آن ها را به پرتگاه شرک نزدیک می کند.

انّ القدریة مجوس هذه الامة و هم الذین ارادو ان یصفوا الله بعدله فاخرجوه من سلطانه

قدریه، مجوس این امت هستند و آنها كسانى هستند كه مى خواهند خداوند را به عدلش توصیف كنند، ولى او را از قدرت و حكومتش خارج مى كنند. (التوحید شیخ صدوق، ص382)

قدریّه:

1.مورد نکوهش و لعن ائمه (ع) قرار گرفتند.

2. منسوبان به قَدَر؛ معتقدند که افعال اختیاری انسان خارج از دایره قَدَر پیشین الهی است، لذا «قدریّه» نافیان قدر الهی در کارهای اختیاری بشر هستند چراکه اعتقاد به قدر پیشین الهی در افعال اختیاری انسان با مختار بودن او در تناقض است و در این صورت تکلیف و مجازات افراد خطاکار، عادلانه نخواهد بود و از طرف دیگر هم با تنزه خداوند منافات دارد!

پس می خواستند با این استدلال، از اختیار انسان و عدل الهی دفاع کنند.

تقدیس آتش:

تعظیم و تقدیس آتش به اندازه ای که توهّم پرستش ایجاد کند، از دوره اشکانیان آغاز و در دوره ساسانیان به اوج خود رسید تا جایی که برخی زرتشتیان را آتش پرست نامیدند.

جان بی ناس محقّق می نویسد: باید دانست که زردشت، خود آتش را نمی پرستید... و معتقدات او با آنچه بعدها آتش پرستان اخیر عنوان کرده اند، اختلاف دارد، بلکه او آتش را فقط یک قدوس و نشانی گران بها از اهورامزدا می دانسته است که به وسیله آن به ماهیت و عصاره حقیقت بلند مرتبه خداود دانا می توان پی برد. (تاریخ جامع ادیان جان بی ناس ترجمه علی اصغر حکمت، ص463)

دفن نکردن مردگان:

زرتشتیان به جاودانگی روح عقیده دارند. آنان می گویند: روح پس از ترک جسم تا قیامت در عالم برزخ می ماند. همچنین به صراط، میزان اعمال، بهشت و جهنم معتقدند. (آشنایی با ادیان بزرگ حسین توفیقی، ص66)

آنان در ابتدا مردگان خود را دفن می کردند و وجود مقبره های متعدد از دوره هخامنشیان در پاسارگاد و تخت جمشید، بهترین گواه این مدعاست اما پس از به وجود آمدن تقدیس آب، خاک و آتش، مردگان خود را درون دخمه هایی قرار دادند تا خوراک پرندگان گوشتخوار شود تا با این کار از آلودگی خاک جلوگیری کنند (از تقدیس فراوان)

(تاریخ جامع ادیان جان بی ناس ترجمه علی اصغر حکمت، ص482)

ازدواج با محارم:

این امر در ریشه اعتقادی آنان نبود اما توسط پادشاهان و سکوت آژون (روحانیون زرتشتی) رواج پیدا کرد.

أشعث بن قیس از حضرت امیرالمؤمنین(ع)پرسید كه به كدام وجه از مجوس اخذ جزیه مى كنند، با آن كه
ایشان را نه پیغمبر است و نه كتاب؟
حضرت فرمودند: این چنین نیست كه تو مى گویى؛ زیرا ایشان را هم كتاب بوده و هم پیغمبر؛ تا آن كه پادشاه ایشان شبى مست شده با دختر خود زنا كرد.
قوم او چون از این امر ناپسند مطلع شدند، صبح نزد پادشاه آمدند و گفتند: دین ما را ضایع كردى باید كه اجراى حد بر تو نمود.
پادشاه ایشان گفت: كه مرا در این كار عذرى است مقبول؛ زیرا حق سبحانه و تعالى را كریم تر و بزرگ تر از آدم، مخلوقى نبود و او دختران خود را به پسران خود مى داد؛ پس اگر من نیز با دختر خود دخول كرده باشم گناهى نكرده ام.
قوم او گفتند: راست گفتى دین حق همین است.

بعد از این حق تعالى به واسطه ى مكافات این گناه عظیم علمى را كه در سینه ى ایشان بود محو كرد و كتابى را كه برایشان نازل كرده بود از میان ایشان برداشت. (باعث نابودی آئین زرتشت شد)

(ترجمه تفسیر المیزان ج14، ص21، تفسیر نور الثقلین ج2، ص475)





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)،
برچسب ها:ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی، زرتشتیت، اعتقادات زرتشت، اشکالات زرتشت،
[ دوشنبه 27 بهمن 1393 ] [ 02:19 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

آغاز سلسله دروس اعتقادی
[ دوشنبه 27 بهمن 1393 ] [ 02:14 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

سوال 122: آیا خداوند عمل صالح فرد بی دین و یا گنه کار را می پذیرد یا او را وارد جهنم می کند؟ آیا این با عدالت خداوند تناقض ندارد؟

سلام اگر کسی احساس پشیمونی از گناه نداشته باشه نمازم نخونه اعمال خوب انسانیش هم ضایع میشه وجهنم میره مثلا کسی نماز نخونه گناهم انجام بده ولی مثلا از ستمی که بهش شده گذشت کنه یا به نیازمندا کمک کنه اینا هدر میره یعنی کسی واجب انجام نده حرامم انجام بده ولی به نیازمندا هم کمک کنه که اینجوری یه میانبری تو پیچ از جهنم زده باشه مثل خودم همش هدر میره من از هرجا سوال کردم نظرات اختلافی بود یکی علنا میگفت هدر میره یکی میگفت نه هدر نمیره اما کامل نیست یا مثلا یه نفر روابطش با پدر مادر اصلاح کنه اما گناهم داشته باشه هر چند این گناه خیلی بزرگ نمیبینم اما مثلا موسیقی یا مثلا نماز نخونه اما یه سوال دیگه کجای موسیقی گوش کردن ومسجد نرفتن ونماز نخوندن حیوانیت وخباثته واقعا کجاش چون دیدم اخوندا اینجوری حرف میزنند واقعا اعصابمو خرد کردش.

سوال دیگه اکثریت بهشتیند یا جهنمی هر چند یه نفر با روایتی که خدا 99 درصد رحمتش واسه قیامت یه قسمت واسه دنیا گذاشته فهموند بهم که اکثریت بهشتیند ولی حتی اگه اونم درست باشه شاید من جز اقلیت ها باشم ولی در کل چون به مسائل اسلامی زیاد اعتقادی ندارم بچمم به دنیا بیاد احتمالا عین خودم یا شاید بد تر از خودم همونجور که میبینیم اکثرا گناهکارند تصمیم گرفتم بچه دنیا نیارم ازدواجم نکنم تا یه بچه جهنمی به دنیا نیارم.

 

ج: سلام علیکم.

طبق فرمایشات خودتان و آنچه که ما در متن مشاهده نمودیم، بسیاری از مواردی که گمان می کنید یا برخی می گویند، اینطور نیست! اسلام دین سهل است و کلاً دین آمده تا روش صحیح بندگی و زندگی را به انسان بیاموزد. شما وقتی در آموزه ها نگاه می کنید، می بینید اعتقادات ما کامل ترین و بهترین اعتقاد از نظر فطری و عقلی است، در اخلاق که رو می کنید، می بینید سفارشات قرآن کریم و سیره ائمه علیهم السلام طوری انسان را می سازد که حتی دشمن هم در مقابل انسان تواضع دارد و نمی تواند دشمنی اش را علنی اعلام کند و آن را در زندگانی امیر المؤمنین علیه السلام مشاهده می کنیم که حتی امروزه، دوست و دشمن نتوانستند یک ظلم یا یک چیز بد از حضرتش نقل کنند و این در تمامی زندگانی اهل بیت علیهم السلام مشهود است.

وقتی در احکام نظاره می کنید، کامل ترین احکام و آسان ترین آن، ازآن دین اسلام حقیقی یعنی با پذیرش ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام است که کوچکترین موارد هم ذکر شده حال که هیچ دین و فرقه ای اینطور احکام نداشته و آن هم که دارد، غالباً من درآوردی است.

در زمینه ازدواج و خانواده دینی، متأسفانه آنطور که باید به روایات پرداخته نشده اما در منابع بسیار ریز و دقیق تشکیل یک خانواده دینی بیان شده است که مجموعه اینها شما را تحت عنوان یک فرد متدیّن معرفی می کند که نهایتش هم سعادت و بهشت برین است حال اگر فرد بیاید نخواهد این مسائل را دنبال کند و بیشتر به خود تکیه کند، این خلاف عقل سلیم است.

خداوند اعمال ما را آنطور که خودش دستور فرموده می خواهد نه عبادت سلیقگی! شیطان هم خداوند را عبادت میکرد آن هم سالیانی دراز و خطاب به خداوند گفت:

من را معاف کن از این کار، تو را چنان عبادتی میکنم که احدی تو را عبادت نکرده باشد. خداوند فرمود: من آن عبادت تو را نمیخواهم من آن مسیری را می‌خواهم که خودم تعیین کردم و عبادت من آنطوری باید باشد که من میخواهم نه آنطوری که تو میخواهی!(لا حاجت لی الی عبادتک، انما ارید عن اعبد من حیث ارید لا من حیث ترید!)

بحار الانوار ، ج 11 ، ص 141

و این مسئله موجب رانده شدن ابدی او از بهشت شد و سرانجامش هم جاودانگی در دوزخ است با آنکه هفتاد هزار سال آنجا را عبادت کرده و هنوز هم مشغول عبادت خود خداوند است اما نتیجتاً حبط عمل شامل حالش میشود.

خداوند از ما بندگی صحیح میخواهد در عوضش سعادت و عقبی انسان را تضمین نموده و او را ساکن در جنة النعیم خواهد کرد.

بله هرکس غیر از دین اسلام را انتخاب کند، اعمال صالحش موجب بهشتی شدن او نمی شود و عدل خداوند اینجا حاکم است که موجب تخفیف عذاب او می شود چراکه خداوند متعال در قرآن کریم، آیه 85 از سوره مبارکه آل عمران می فرماید:

و من یبتغ غیر الإسلام دیناً فلن یُقبَلُ منه و هو فی الآخرة من الخاسرین یعنی هرکس غیر از دین اسلام را بجوید، از او پذیرفته نشده و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.

اما انسان مؤمن هرچند گناه و قصور داشته باشد، نباید از رحمت خداوند نا امید شود چراکه دستورات خداوند را در حد توان بجای آورده اما در این میان، نفس و شیطان بر او غالب شده است.

بگذریم که شفاعت ائمه علیهم السلام هم جای خود دارد.

انسان باید سعی کند با تقوا و توسل بر ائمه علیهم السلام از این گناهان حذر کند و بقیه را هم توبه و استغفار کند.

چنانچه سوال دیگری بود، مطرح بفرمایید.

ان شاءالله که تحت ظل امام زمان علیه السلام موفق باشید.





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، احکام برخی از گناهان،
برچسب ها:عمل صالح گناهکاران، عمل صالح بی دین، عمل خوب گناهکار، عمل خوب بی دین، عمل صالح فرد گناهکار و بی دین، عدالت خداوند،
[ شنبه 4 بهمن 1393 ] [ 04:11 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

افتتاح نرم افزار لاین وب سایت احکام شرعی همزمان با سالروز آغاز امامت و ولایت امام زمان علیه السلام
[ سه شنبه 9 دی 1393 ] [ 09:34 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 39 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار