تبلیغات
*** وب سایت احکام شرعی ، مقدم شما مؤمنین را گرامی می دارد *** پاسخگویی به سوالات اعتقادی ، شرعی ، شبهات و مشاوره دینی خانواده توسط کارشناسان محترم وب سایت جناب آقای محمد فتحیان و سرکارخانم خدیجه نوروزی حفظهما الله احکام شرعی

احکام شرعی

به وب سایت پاسخگویی به سوالات اعتقادی، شرعی و ردّ شبهات خوش آمدید

چگونگی ارسال سوال
[ دوشنبه 30 مرداد 1391 ] [ 03:44 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه ششم (قسمت دوم)

به سبب همین تندى ها و خشونت هاست كه مطابق نقل بخارى، پس از رحلت حضرت فاطمه (س) وقتى كه على (ع) سراغ ابوبكر فرستاد، تا با وى گفتگو كند، به ابوبكر گفت تنها بیاید و كسى با او همراه نباشد؛ به آن دلیل كه وی از حضور و چهره عمر کراهت داشت.5

با این روایت بسیاری از شبهات بالأخص نام گذاری فرزندان امیرالمؤمنین به نام و کنیه خلفاء نقض می شود.

امیرالمؤمنین بالإجبار و بر اساس جعل امامت و ولایتش توسط خداوند، باید اسلام را حفظ می کردند لذا ظلم برخودشان و اهل بیت (ع) را به قیمت حفظ اسلام پذیرفتند.

در مکتب خلفاء باب ورود احادیث توسط افرادی همچون تَمیم داری (راهب مسیحی) و کعب الأحبار (یهودی) که به ظاهراً اظهار اسلام می کردند، باز شد و در کنارش نشر احادیث توسط مسلمانان هم بسته! این احادیث را ما اسرائیلیات و نارواهایی می دانیم که به صحاح ستّه اهل سنت راه پیدا کرد لذا شیعه بسیاری از این روایات را باطل و ناصحیح می داند اما خوب اهل سنت این ها را صحاح و دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم را صحیح ترین کتب خود بعد از قرآن به صورت اجماع قبول دارند و تردید کنندگان به این مسئله را هم حتی زندیق و بی دین می دانند!

عمر و عثمان، به این ها که خود را مقرّب خلفاء و متظاهر اسلام نشان می دادند تا احادیث اسرائیلی را آنطور که می خواهند، در جامعه اسلامی نشر بدهند، میدان دادند و در برابر این ها سخاوت داشتند.

جالب تر از آن اینکه تمیم داری در زمان خلیفه دوم، سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه مسجد النّبی و در زمان خلیفه سوم هم این روند ادامه داشت و حتی علاوه بر سخنران پیش از خطبه، سخنرانی او را به دو روز در هفته ارتقاء داد!

کعب الأحبار هم پاسخگوی سؤالات عمر، عثمان و معاویه در رابطه با توحید و معاد و تفسیر قرآن و ...  بود! آیا نفس این عمل عقلانی است که چنین افرادی بیانگر دین اسلام باشند با آنکه اهل بیت (ع) و نزدیک ترین افراد به پیامبر (ص) که قرآن ناطق هستند، منزوی باشند؟!

و حال اینکه کعب الأحبار سؤالات اصولی اعتقادی خلیفة المسلمین و مرجع دینی مردم را پاسخ دهد!

این اوضاع نقل احادی توسط افراد از دیگر ادیان تا زمان عباسیان به جزء دوران کوتاه حکومت امام علی (ع) ادامه داشت که عنوان " قصّاصین (قصه پردازان) را گرفتند و نتیجه آن نشر اندیشه اسلامی مکتب خلفاء با فرهنگ اسرائیلی خود بود که تا بحال هم صحاح ستّه را معتبر ترین کتب خود می دانند، متأسفانه!

منع نشر احادیث رسول تا زمان خلفای عباسی ادامه داشت که حکومت به عمر بن عبدالعزیز رسید و او این ممنوعیت را برداشت و به مردم مدینه نوشت: «حدیث رسول خدا (ص) را مورد توجه قرار دهید و آن را بنویسید که من از نابودی علم و رفتن صاحبان آن بیمناکم!»

و مسلم بن شهاب زُهری اولین کسی بود که در سال 100 هـ به دستور عمر بن عبد العزیز به تدوین حدیث پرداخت»6

و پس از وفات عمر بن عبد العزیز فرزند وی گفت: «آن نوشته ها از بین رفت (مفقود شد)»7

در این میان خوب دفاعی که از منع نشر احادیث رسول توسط خلفاء می کنند، استناد به برخی از روایات 100% ناصحیح از صحاح ستّه است که برخی از آن ها را می خوانیم:

پیامبر اکرم (ص) فرمود: سخنان مرا ننویسید و کسی که سخنان مرا به جز قرآن نوشته باشد، باید آن را محو و نابود کند!8

در مسند احمد و سنن ابی داود هم از زید بن ثابت نقل می کنند که : «رسول خدا (ص) از اینکه چیزی از سخنانش  را بنویسیم نهی فرمود و آن را محو کرد»9

در مسند احمد از ابوهریره نقل می کند که: «نشسته بودیم و و هرچه از پیامبر (ص) می شنیدیم، می نوشتیم که آن حضرت  نزد ما آمد و فرمود: این چیست که می نویسید؟ گفتیم: هرچه از شما می شنویم. فرمود: آیا با کتاب خدا کتاب دیگر است؟ گفتیم: هرچه می شنویم (از شما). فرمود: کتاب خدا را بنویسید! تنها کتاب خدا را! آیا کتابی جز کتاب الله وجود دارد؟ تنها کتاب خدا را بنویسید!

سپس ابوهریره می گوید که: هرچه نوشته بودیم در یک جا جمع کردیم و همه را آتش زدیم!10

پس جایگاه سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) چه می شود؟ آیا این روایات با حدیث ثقلین که از طرق عام (اهل سنت) و خاص (شیعه) تواتر دارد، متناقض نیست؟

خوب می دانیم که قرآن کریم کتاب کلی گویی است و همه جزئیات و احکام را در بر ندارد پس اعتقادات و عبادات صحیح مردم چه می شود؟

کجای قرآن بیان شده که نماز صبح دو رکعت است اما فقط در قرآن برپا داشتن نماز امر شده است.

پس ابطال این روایات ثابت شد و اتفاقاً در روایات متعدد از خود صحاح آمده که متناقض این سخنان بوده و نگرانی پیامبر (ص) را نسبت به نشر احادیث نشان می دهد!

بقیه مطالب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، امامت امیرالمؤمنین، امامت حضرت علی، ولایت حضرت علی، شبهات غدیر،
[ جمعه 28 شهریور 1393 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه ششم (قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبیّنا محمدٍ و آله الطاهرین

و اللعن الدائم علی اعدائهم من الآن إلی قیام یوم الدّین

آنچه که بنا شد از ابتدای این جلسات متعهد شدیم این بود که بخشی از ثواب جلسات را به محدثین شیعه بالأخص مُحمَّدون ثُلاث اُوَل و مُحمَّدون ثُلاث اُخَر هدیه کنیم و همچنین بخشی از ثواب این جلسات را هم به پیشگاه مقدّس ائمه (ع) بالأخص وجود مبارک امیرالمؤمنین و امام عصر (ع) هدیه کنیم چرا که توفیق حضور در این جلسات و پیدا نمودن راه حقیقی و بنیان نمودن اعتقادات صحیح خود را مدیون این بزرگواران هستیم.

همچنین بنا شد که ابتدا هر جلسه دعای سلامتی امام زمان (ع) هم آغاز گر جلسه و بدرقه کننده آن باشد و دوستان ارتباط معنوی خود را با حضرت برقرار کنند .

جلسه گذشته صحبت هایی کردیم راجع به توفیقاتی که نصیب دوستان شده و در جلسات که حضور دارند و مطالب را می شنوند و می خوانند باید شکرش را بجای بیاورند چرا که با جلساتی که گذشت و مطالب بیان شد، متوجه شدیم راه مستقیم، راه و مسیر اهل بیت (ع) و در زمان ما سیر راه امام زمان (ع) است و اگر ما در حال حاضر داریم در این جلسات شرکت می کنیم و معارف ناب اهل بیت (ع) را می خوانیم و بررسی می کنیم، حقیقتاً بزرگ ترین توفیقی است که خداوند نصیب شما کرده، چون تنها راه مستقیم در زمان ما، راه تشیع و پیروی از امام حیّ و حاضر ما، وجود مقدّس زمان (ع) است و الحمدلله توفیق دیگر که نصیب ایرانیان شده، زندگی در حکومت اسلامی در زیر سایه پرچمدار حضرت زهرا (س)، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله تعالی) است و دقت داشته باشیم که شیطان تلاش بسیار زیادی در این راه می کند و در همه افراد به جز مخلصین این راه نفوذ می کند و می خواهد ضربه بزند و البته هر جا که سخن از معارف حقّه اهل بیت (ع) باشد، این مسئله خواهد بود.

و حالا دوستان قدرشناس جلسات باشند و سعی کنند که این جلسات و این مطالب را به دیگر دوستان هم انتقال بدهند تا قدمی در راه احیاء امر امیرالمؤمنین برداشته باشیم و در نقش گیری صحیح اعتقاد دیگران هم مؤثر باشیم.

و با گذشت این جلسات خود دوستان می بینند که چقدر از نظر معارف سطحشان ارتقاء پیدا کرده و دیدشان نسبت به اعتقادات اهل سنت و شیعه تغییر کرده است. یک مسئله خیلی قشنگ که من الان می توانم مثال بزنم این هست که از بچگی در بین مردم جامعه ما این مسئله رواج پیدا کرده که "سنی با شیعه هیچ اختلافی ندارد فقط آنها امام علی (ع) را خلیفه و امام چهارم می دانند!" و شما ببینید که چقدر قشنگ فرهنگ سازی کردند و سال ها دارند از این مسئله برای بقای خود استفاده می کنند و مردم را در رکود گذاشتند تا کسی هم دنبال حقیقت مطلب نرود البته کاری به این نداریم که ما آن ها را برادران و خواهران دینی خود می دانیم و برای آن ها احترام قائل هستیم اما این نباید باعث بشود که ما بگوییم که ما با آن ها اختلاف اعتقادی نداریم و آن را بیان نکنیم. بله طبق فرمایشات مکرّر مقام معظم رهبری، ما با اقلیت های دینی وحدت سیاسی داریم اما وحدت علمی معنایی ندارد. وحدت علمی به معنای یک پارچگی اعتقادی که بدون استدلال و تغییر نگرش باطل به حق ممکن نیست اما در سیاست و حکومت همه آحاد مردم باهم بر می خیزند و اتحاد و وحدت دارند.

در میان دو مکتب خلفاء و مکتب اهل بیت (ع) اختلافات فاحش است و با بررسی کتب صحاح اهل سنت و کتب و اعتقادات شیعه این را به راحتی متوجه می شویم.

ما همیشه توفیق داشتیم به زیارت امام رضا (ع) رفتیم و زیارت امام رضا (ع) را کم و بیش سطحی خواندیم و آمدیم ودوستان هر زمان که مشرّف می شویم به زیارتشان، بخواهیم که توفیق بدهند درک و فهمی از زیارت و مطلب جدیدی نصیبمان شود.

حال اگر توفیق داشتید در همین چند روز وگرنه دفعه بعد که مشرّف شدید، با دقت زیارت مخصوص امام رضا (ع) را بخوانید.

در بسیاری از فرازهای این زیارت انگار دارند درد دل می کنند...

 اللَّهُمَّ الْعَنِ الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَكَ وَ اتَّهَمُوا نَبِیَّكَ وَ جَحَدُوا بِآیَاتِكَ وَ سَخِرُوا بِإِمَامِكَ وَ حَمَلُوا النَّاسَ عَلَى أَكْتَافِ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْكَ بِاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا رَحْمَان

که تمام جملات بالا را در جلسات گذشته مشاهده کردیم که چطور روایت کردند از پیامبر (ص) و پس از او هم به سنت جاهلی و پیاده کردن نقشه خود پرداختند.

کسانی که خدایا نعمت تو را عوض کردند (حقیقت اسلام و ولایت و غصب حکومت امیرالمؤمنین) و اتهام و تهمت بستند به پیامبرت (مراجعه شود به دو جلسه پیش) و انکار کردند آیاتت را (پیرامون امامت و ولایت علی بن ابی طالب) و مردم را پیرو خود کردند و علیه خاندان پیامبر (ع) سوار و مسلّط کردند را از لعن کن ( از رحمتت به دور کن) ...

پس از مرور و تبیین خلاصه جلسه پیش، نکته ای را جناب آقای فتحیان اضافه نمودند که :

گفتیم با خفقان و اجرائیاتی که عمر در مخالفت نشر احادیث رسول به وجود آورده بود، خوب بسیاری از صحابه ترس از نقل احادیث داشتند و احادیث را بیان نمی کردند اما صحابه راستین پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و جان بر کف به کار خود و نقل احادیث ادامه دادند همانند ابوذر، ابو دَرداء، عبدالله بن حُذَیفه و...

و آیات قرآن هم مؤید و معرّف مؤمنان حقیقی است چرا که هیچ گاه راه کافر بر مؤمن حقیقی طبق نصّ صریح آیه 141 سوره مبارکه نساء تأثیر گذار نخواهد بود که خداوند می فرماید:

وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً ؛ یعنی هرگز خداوند برای کافران بر مؤمنین (حقیقی) راه و تسلّطی قرار نمی دهد. لذا مصداق مؤمنان واقعی چه در زمان حیات رسول چه پس از شهادت ایشان، مشخص و مبرّز است.

بقیه مطالب را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیرشناسی، غدیر شناسی، پاسخگویی به شبهات، پاسخ به شبهات غدیر، پاسخگویی به شبهات غدیر، اجتهاد در اهل سنت،
[ جمعه 28 شهریور 1393 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه پنجم

"هوالحق"

قال رسول الله: یا علی انت صراط المستقیم....

در چهارمین جلسه بررسی علل دوری مسلمانان از غدیر، جناب آقای فتحیان با طرح سؤال :

"چرا صحابه از بازگویی توصیه ها و تأکید مکرّر پیامبر(ص) در زمان حیاتشان مبنی بر جانشینی و امامت علی بن ابی طالب(ع) امتناع کردند؟" به بحث و بررسی اسناد تاریخی پرداختند.

برای روشن شدن مطلب به مبحث نشر احادیث، روایات و سیره نبی اکرم(ص) پس از شهادت ایشان پرداخته شد.

تئوری منع نشر احادیث پیامبر(ص)،قبل از به شهادت رسیدن آن حضرت توسط اصحاب ایشان پی ریزی شده بود.و دلیلی جز ترس صحابه از بیداری مسلمانان نداشت. چون در این احادیث موکداً بحث جانشینی و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) وامامت یازده فرزند ایشان متذکر می شد. پس جامعه را به سمتی هدایت کردند که واقعه غدیر و تعیین جانشین الهی پیامبر خود را به فراموشی بسپارند و با تشکیل شورا، بنا به مصالح خود و از میان خود یک نفر را انتخاب کنند.

اما با به خلافت رسیدن ابوبکر...

 پایه های فراموش کردن تعالیم و توصیه های پیامبر(ص) با اقدامات اولین خلیفه مستحکم شد.

ذهبی روایت میکند: ابوبکر پس از وفات پیامبر(ص) مردم را فراخواند و گفت شما خود سخنی را از رسول خدا نقل کرده و در آن اختلاف می کنید و مردم بعد از شما بیش از شما در آن اختلاف می کنند.پس چیزی از رسول خدا نقل نکنید و اگر کسی چیزی در مورد رسول خدا از شما پرسید بگویید کتاب خدا در میان ماست و حلالش را حلال و حرامش را حرام بدانید.1

خلیفه اول با دعوت به کنار گذاشتن احادیث پیامبر و حل این مسئله در اذهان عمومی، میدان عمل را به دست خلیفه دوم سپرد.

با روی کار آمدن عمر،دومین خلیفه پس از پیامبر،مخالفت و جلوگیری نشر احادیث پیامبر(ص) عملاً در جامعه تحقق یافت.

عمر همواره به صحابه می گفت روایات و سخنان رسول خدا در احکام عملی را کاهش دهید.2

دستگاه حکومتی در این زمان با ترفند جمع آوری و تدوین احادیث، بدون در نظر گرفتن قداست و حرمت نام خدا و پیامبر و ائمه؛ تنها به جهت فراموش شدن حق و عدم آگاهی جامعه دست به چنین خیانت بزرگی میزند و احادیث و روایات پیامبر خدا را می سوزاند. به عنوان مثال در تاریخ آمده است:

ابن سعد در طبقات خود نقل می کند که: احادیث پیامبر در زمان عمر گسترش یافتند و او از مردم خواست احادیث را نزد من بیاورید و چون آوردند همه را به آتش کشید.3

هنگامی که قَرظَة بن کعب وارد شد گفتیم برای ما از سخنان رسول خدا بگو؟ گفت: عمر ما را نهی کرده.قرظة بن کعب می گوید: هنگامی که عمر ما را به عراق فرستاد خود او تا منطقه صرار ما را همراهی کرد و سپس گفت میدانید چرا تا اینجا شما را بدرقه کردم؟ گفتیم میخواستی ما را دلگرم و گرامی بداری.گفت علاوه بر آن خواسته دیگری هم دارم.شما نزد مردانی میروید که صدای قرآنشان هم چون صدای زنبور عسل بلند است.پس آن ها را با خواندن احادیث رسول خدا از این کار باز مدارید.که من مراقب شما هستم. قرظة گفت: پس از آن هیچ حدیث و روایتی از رسول خدا نقل نکردم.4

و اینگونه با  تهدید و ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه از نشر احادیث پیامبر جلوگیری شد.اما در این میان چند تن ازصحابه و یاران واقعی پیامبر،در آن فضای خفقان آور شجاعانه خود را موظف به روایتگری احادیث و سیره نبوی کردند و مجازات خلفای وقت را به جان خریدند.

 آمده است روزی عمر عبدالله بن حُذَیفه، ابو دَرداء، ابوذر و عُقبَة بن عامر را از اطراف بلاد نزد خود فراخواند و گفت: این احادیثی که از پیامبر خدا در اطراف پخش کرده اید چیست؟ گفتم: مارا نهی میکنی؟ گفت نه، نزد من بمانید و به خدا سوگند تا زمانی که زنده ام از من جدا نمیشوید که ما از شما داناتریم از شما می گیریم و بر شما رد میکنیم (شما روایات می گویید و ما می گیریم و آن ها را برای شما رد می کنیم) و آنها تا وفات عمر از او جدا نشدند.5

ذهبی میگوید: عمر، ابن مسعود و ابو درداء و ابو مسعود انصاری را حبس کرد و گفت: شما بیش از حد لازم سخنان رسول خدا را روایت کرده اید.6

در زمان عثمان تئوری به فراموشی سپردن احادیث پیامبر کامل و جمع بندی شد.

چنان که او دستور داد هیچ کس نباید حدیثی را که در زمان ابوبکر و عمر شنیده نشده را روایت کند.7

خوب این مشخص است که دو خلیفه قبل دقت کامل داشتند که چه احادیثی نقل شود و چه احادیثی نقل نشود لذا این روند همچنان ادامه پیدا کرد و باب ورود احادیث جدید بسته شد و این سخن او یعنی جمع بندی احادیث مورد نظر خود!

دارمی روایت می کند: مردم در کنار ابوذر اجتماع کرده و از او فتوا می پرسیدند که مردی بر بالای سرش ایستاد و گفت: مگر تو از فتوا دادن منع نشده بودی؟ ابوذر او را نگریست و گفت: تو مراقب منی؟ و بعد با اشاره به پشت گردن خود گفت: اگر شمشیر را بر اینجای من بگذارید و بدانم که با کشته شدن بر انجام سخنی که از رسول خدا شنیده ام توانمندم حتماً آن را به انجام می رسانم.8

 

اما پس از زمینه سازی ابوبکر، از بین بردن بسیاری از احادیث پیامبر توسط عمر، و ادامه خفقان و تکمیل فراموشی سخنان پیامبر توسط عثمان افرادی چون معاویه در ادامه این پروژه دست به اقداماتی زدند.

چنان که در زمان معاویه عبدالله بن عامر یَحصُبی می گوید: معاویه برفراز منبر دمشق بود که شنیدم گفت: ای مردم از روایت احادیث رسول خدا بپرهیزید مگر احادیثی که در زمان عمر بیان شد، زیرا عمر مردم را به خاطر خدای عزوجل می ترساند!9

وسؤال دیگر اینکه آیا نشر و بازگویی احادیث پیامبر خلاف دستور خداست که ناشران آنها باید از خدا بترسند؟ عمر مردم را برای خدا از چه می ترسانیده؟ و می بینیم که چقدر راحت هم نمازگزاران از کنار این سخنان بدون دقت گذشتند! بماند اینکه آیا می توان که دائماً با ایجاد ترس از خداوند، اسلام را گسترش داد؟

خوف و رجاء در کنار هم صحیح است و مسئله ای است نسبی! و نبود یا زیاده روی در هرکدام ایجاد مشکل می کند.

در این مقطع اشاره ای ضروری به تعریف صحابه از دیدگاه اهل سنت می نماییم.

بخاری می گوید:کسی که با پیامبر صحبت کرده باشد و یا حتی او را دیده باشد؛ پس او از اصحاب است.10  

احمدبن حنبل می گوید: هر کس یک ماه یا یک روز یا یک ساعت با پیامبر مصاحبتی داشته و یا آن حضرت را دیده جزء یاران و اصحاب است.11

با وجود نقدهای بسیاری که بر تعریف فوق ایراد می شودبرای مثال جایگاه فراموش شده منافقین در این تعریف و اگر بخواهیم به همین تعاریف هم استناد کنیم با توجه این عقیده اهل سنت که صحابه همگی عادل هستند چرا باید صحابه را از بازگویی احادیث پیامبر منع کنند؟

و دیگر آنکه این تعریف هیچ معیار دقیقی ندارد لذا مشکلاتی را هم برای آنان ایجاد کرده است که در آینده به تفصیل بررسی خواهیم کرد.

ویژگی های صحابه:

1.        همگی بهشتی اند!

2.       همگی عادل هستند!

3.      همگی مجتهد هستند!

 بقیه مطالب را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیر شناسی، پاسخگویی به شبهات، پاسخگویی به شبهات غدیر، پاسخ به شبهات غدیر، منع نشر حدیث صحابه، عدالت صحابه،
[ دوشنبه 24 شهریور 1393 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه سوم و چهارم (قسمت دوم)

"چه کسانی سنت پیامبر(ص) را بازگو کردند"

از عبد الله بن شهاب خولانی نقل شده است که من بر خانه عایشه وارد شدم؛پس در لباس خود محتلم شدم و سپس لباسم را در آب فرو بردم...19

هَمّام بن حَرَث گفت:شخصی مهمان عایشه شد،عایشه دستور داد که ملحفه زردی بر روی او بیندازید،پس میهمان خوابید و محتلم شد؛مرد خجالت کشید که ملحفه را بفرستد؛در حالی که اثر جنابت در آن دیده میشد؛پس آن را در آب فروکرد، سپس آن را فرستاد.پس عایشه گفت: لباس ما را از بین بردی،کافی بود اثر جنابت را با ناخن از آن میخراشیدی؛گاهی من آن را از رسول خدا(ص) با انگشتانم می تراشیدم.

ابوعیسی ترمذی گوید: این روایت"حسن" و "صحیح" است.20

امروزه از نظر عقلی و عرفی همه می دانیم که بدترین خیانت یک فرد به همسرش، بازگو کردن مسائل خصوصی، شخصی و افشا کردن رازها، بالأخص روابط نزدیک است که آن هم بشود روایت و برای عموم مردم تا روز قیامت بیان شود متأسفانه! اینطور از حرمت خانه وحی نگاه داشته شد؟! اینطور تقدّس حریم پیامبر (ص) حفظ شد؟!

"رسول خدا(ص) که رحمة للعالمین است، آرزوی مرگ عایشه را میکند!!"

عایشه فقط از سر درد شکایت داشت و رسول خدا(ص) مسئله مردن و غسل دادن و کفن کردن و نماز براو خواندن و دفن کردن او را مطرح میکند!21

عایشه گفت:وای سرم! رسول خدا(ص) فرمود:کاش این امر(یعنی مردن عایشه) وقتی واقع شود که من زنده باشم و برای تو طلب آمرزش نموده و ترا دعا کنم.عایشه گفت:ای داد؛به خدا قسم تو دوست داری که من بمیرم؛در آن صورت تو نزد دیگر زنهایت میروی.(!)22

از انس بن مالک،صحابی و غلام رسول اکرم نقل شده است که:رسول اکرم میرفت در خانه ام حرام،دختر ملحان.ام حرام،همسر عباده بن صامت بود و رسول اکرم میرفت منزل او و ام حرام غذا درست میکرد و رسول خدا میخورد؛ یک روزی رسول اکرم سرخود را گذاشتند روی زانوی ام حرام و او سر رسول اکرم را تفتیش میکرد و شپش های سر او را جدا میکرد!!!23

آیا این مطلب با شخصیت و سیره نبی اکرم(ص)،پیام آور پاکی ها، که اسوه حسنه است هم خوانی دارد؟!

"تهمت دروغ گویی به پیامبر(ص)"

و میگویند روزی زنی نزد پیامبر آمد و گفت خواب دیدم درختی که در خانه ام است شکسته.پیامبر فرمود:شوهرت میمیرد؛او ناراحت شده و از محضر حضرت بیرون آمده و در راه ابوبکر را دید و خواب را برای او تعریف کرد.ابوبکر گفت:شوهرت از سفر باز میگردد.همانطور هم شد،آن زن روز بعد به عنوان گلایه نزد پیامبر آمده،و اعتراض کرد، ناگهان جبرئیل نازل شده و گفت:خدا شرم دارد از اینکه دروغ بر زبان ابوبکر صدیق جاری کند؛یعنی بر زبان پیامبر دروغ جاری بشود تا مبادا شخصیت ابوبکر زیر سوال برود!24

در اینجا روایتی میبنیم که بیان میکند که خداوند حاضر است پیامبر (ص) دروغ بگوید اما ابوبکر (صدّیق) دروغ نگوید! این جایگاهی است که برای پیامبر خدا (ص) قائل هستند و البته خدای پیامبر(ص)!!

 

"آیه یازدهم سوره جمعه"

رسول خدا در مسجد مدینه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه است.خواندن خطبه نماز جمعه به منزله خواندن دو رکعت نماز است.در صحیح بخاری آمده است:وقتی رسول خدا خطبه میخواند،صحابه صدای قافله ای را که متاع میفروخت شنیدند و همه صحابه جز12نفر، مسجد را ترک کردند. در این هنگام ، این آیه نازل شد.25

آنگاه پیامبر (ص) فرمود:اگر این 12 نفرهم می رفتند،خداوند بلائی را از آتش آسمان می فرستاد.26

زمانی که در مسجد و زمان رسمی برای نماز جمعه، برای خرید کالا و بحث تجارت، بی اعتنا سخنان معنوی و ارزشمند رسول الله را ترک میکنند، اصلا امکان دارد که مسئله خلافت و امامت امیرالمؤمنین (ع) که بساط ناعدالتی ها را برمی چیند، بپذیرند و تأیید کنند؟!

پس می بینیم بی اعتنایی به سخنان نبی اکرم (ص)، اقدام جدیدی نبوده و آنچه که اهمیت داشته، نیل به اهداف خود بوده است!

همانطور که میبینیم، در کشورهای اروپایی، ادیان دیگر، با بررسی اسلام، شیعه می شوند چون حقیقت را می بینند اما یکی از علل اینکه چرا کم شیعه می شوند، این هست که ابتدا می آیند و می بینند که جمعیت غالب مسلمانان، اهل سنت هستند و بعد با بررسی کتب آنها با این مسائل زننده برخورد میکنند که حتی بیانش برای یک فرد نظیف و متعهد شرم آور است اما متأسفانه اینها را در مورد الگوی مردم که همان وجود مقدّس و نورانی خاتم الأنبیاء هست، مطالعه میکنند و خوب معلوم است که اسلام را نمی پذیرند، هیچ، چه بسا از ان هم زده می شوند چون هیچ جایگاه والا و قابل توجهی برای پیامبر (ص) قائل نشدند و این است که باید تشیع اسلام حقیقی را به جهانیان معرفی کند و در این زمینه مسئول است...

إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهینا

آنها كه خدا و پیامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركننده‏اى آماده كرده است.

آیه 57 از سوره مبارکه احزاب

 

(منابع را در ادامه مطلب مشاهده بفرمایید.)

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیرشناسی، آزار و اذیت پیامبر، همسران پیامبر،
[ سه شنبه 18 شهریور 1393 ] [ 11:44 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه سوم و چهارم (قسمت اول)

هوالحق...

قال رسول الله:یا علی!انت الفاروق الذی یفرق بین الحق و الباطل...

ای علی! تو معیار جدایی حق از باطلی...

سومین نشست غدیر شناسی و بررسی شبهات پیرامون آن با طرح مبحث " آزارواذیت پیامبر(ص) توسط نزدیکان ایشان"، با حضور کارشناس محترم، جناب آقای فتحیان با استناد به منابع اهل سنت انجام پذیرفت که در ادامه مطالب تقدیم نگاه لطیف و دقیق شما می گردد.

"داد و فریاد صحابه در کنار رسول خدا(ص)"

خداوند در سوره مبارکه حجرات ، آیه 2 می فرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلاَ تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تَشْعُرُونَ

...ای کسانی که ایمان آورده اید صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نکنید،و در برابر او بلند سخن مگویید آن گونه که بعضی از شما دربرابر بعضی بلند صدا میکنند،مبادا اعمال شما نابود گردد،در حالی که نمیدانید.

بخاری میگوید: سروصدای صحابه با حال ناگوار پیامبر(ص) به حدی بالا رفت که پیامبر (ص) دستور دادند ایشان از خانه بیرون روند.1

اینجا مشاهده میکنیم که بلند کردن صدا در محضر پیامبر (ص)، موجب حبط اعمال (تباهی اعمال) می شود و این حکم خداوند است که برای حرمت حضور رسولش قائل شده است و این اقدام موجب حبط اعمال افرادی می شود که حتی تا آخرین لحظه عمر شریفشان همراه پیامبر اکرم (ص) بوده باشند!

چرا که اینان همانانی بودند که بیان نمودند این مرد هذیان می گوید و بین صحابه بابت این سخن ناشایست، اختلاف افتاد و جالب این هست که عده ای برانگیخته شدند و واکنش نشان دادند اما آنقدر در زمان حیات پیامبر اکرم (ص) فرهنگ سازی برای قدرت و البته خلافت شده بود که عده ای از این سخن هم دفاع کردند!! که مخالف نصّ صریح آیات شریفه 3 و 4 از سوره مبارکه نجم است و خداوند در عصمت و دفاع از فرستاده ی خود، حضرت محمد مصطفی (ص) می فرماید:

وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ

آیا این کار صحابه و عملشان مخالف با آیات قرآن و فرمان الهی نیست؟!

بعضی میگویند چرا حضرت علی(ع) (در حالی که سر پیامبر(ص) در حال احتضار بر روی پای ایشان قرار داشت) با عمل زشت صحابه برخورد نکرده و حتی قضاوتی راجع به عمل صحابه نکردند؟ اما به راستی آیا روا بود در زمانی که خود پیامبر در جایگاه استاد،حضور داشت؛ شاگرد وارد بحث میشد و در حضور استاد و پیشوای درحال شهادت خود اظهار نظر مینمود؟! آیا این به دوراز ادب مولای متقیان نمی بود؟!

در جلسات آینده به صورت تفصیلی ماجرای یوم خمیس و اهانت به پیامبر اکرم (ص) که توسط صحابه به ایشان صورت پذیرفت را بررسی خواهیم کرد و بسیاری از حقایق بر حق جویان اثبات خواهد شد...

ابتدا ما از عموم مسلمانان و مؤکداً از برادران و خواهران اهل سنت عذرخواهی میکنیم که بیان این مسائل شرم آور است اما چاره ای نیست چرا که می تواند راهی به سمت حقیقت باشد برای عده ای که با جهل از آن ها غفلت داشته اند.

البته لازم به ذکر است که اینها شماری اندک از موارد موجود می باشد که به شأن رسول خدا (ص) خدشه وارد کردند و زبان قاصر از بیان این تهمت ها...! اما آنچه که در مقابل آن می خوانیم، آیات کلام الله هستند که از حضرتش به صراحت تعریف، تمجید و دفاع می کند...

به راستی اسلام حقیقی را از چه کسانی باید گرفت که سخنانش در راستای قرآن باشد و در اصل، قرآن ناطق باشند؟!

"پیامبری که حضور دارد اما او را به پیامبری قبول ندارند!!!"

یک بار عایشه که خشمگین شده بود خطاب به رسول خدا گفت: تو کسی هستی که فکر میکنی پیامبر خدا هستی؟ رسول خدا به خاطر کرمی که داشت در جواب او تبسّم کرد. رسول خدا به عایشه میگفت:من ناراحتی تو را از رضایتت تشخیص میدهم؛عایشه گفت چگونه؟رسول خدا فرمود:وقتی راضی هستی میگویی نه قسم به خدای محمد،اما وقتی خشمگین هستی میگویی نه قسم به خدای ابراهیم.عایشه گفت: راست گفتی این است وجز این نیست که من از بردن نام تو دوری میکنم.2

"بد گمانی و شک عایشه به پیامبر(ص)"

عایشه میگوید:با دستم رسول خدا(ص) را جستجو کردم به موهایش اصابت کرد.حضرت فرمود ( بازهم) شیطان تو به سراغت آمده است. (یعنی پنداشتی که من حق تو را به دیگری دادم و در نوبت تو نزد همسری دیگر رفتم).3

انس میگوید که رسول خدا 9 زن داشت...هر که نوبتش بود در آن شب همه زنها درآنجا جمع میشدند یک شب که که نوبت عایشه بود زینب وارد شد.پیامبر دستش را به سوی او دراز کرد.عایشه گفت:این زینب است!(یعنی شبی که نوبت من است چرا به زن دیگری دست میزنی!) حضرت دست باز داشت. گفتگوی آن دو (پیامبر و عایشه ) بالا گرفت و صدا بلند شد. وقت نماز شد.ابوبکر از آنجا گذشت و صدای آن دو را شنید .گفت: یا رسول الله بیا نماز و بر دهانشان خاک بریز.پیامبر خارج شد.عایشه گفت:الان پیامبر نماز را تمام میکند و ابوبکر می آید و با من برخورد میکند.چون پیامبر نمازش تمام شد ابوبکر آمد و سخن تندی به او گفت و (در ضمن آن) گفت:آیا اینگونه (با پیامبر) رفتار میکنی؟4

هم چنین عایشه میگوید: شبی که نوبت من بود پیامبر ردایش را گذاشت و نعلین را درآورد و آنها را جلوی پایش قرار داد و آنگاه یکطرف ازارش را بررختخواب نهاد و دراز کشید.اندکی بعد که گمان کرد من خواب هستم آهسته ردایش را گرفت وبی صدا نعلین را به پا کرد و در را باز کرد و رفت و آهسته آن را بست.من نیز خود را پوشیده و دنبالش رفتم...دنبالش رفتم و دیدم در بقیع مشغول دعا کردن میباشد و چون برگشت من هم برگشتم...دوید من هم دویدم .به مقداری که در رختخواب دراز کشیدم از او جلو زدم.گفت:چرا نفس نفس میزنی؟گفتم:چیزی نیست.گفت:یا میگویی یا خدای خبیر خبر آن را به من میدهد.گفتم:یا رسول الله پدر و مادرم به فدایت آنگاه خبر آن را گفتم...گفت:آیا گمان کردی که خدا و رسولش به تو ظلم میکنند؟گفت:آنچه که بر مردم مخفی است خدا میداند،آری...5

اما در این میان سوالی پیش می آید که آیا این شک ناشی از علاقه بوده و یا...

احمدبن حنبل در مسندش از خود عایشه نقل میکند که گفت قسم به خدا ما نفهمیدیم پیامبر را کی دفن کردند تا وقتی که در وقت دفن ناله های مردم برخاست.6

آیا زنی که به همسر خود علاقه دارد اما پیگیر مراسم تدفین شوهر خود نیست و از ابتدا در آن حضور نداشته تا از مردم اطلاع پیدا کند ؟!؟

"حسادت به خدیجه کبری(س) و آزردن پیامبر"

روزی پیامبر خدا از خدیجه نام برد ،عایشه به حضرت رو کرده و چنین گفت: مرا به خدیجه چکار؟!او پیرزنی فرتوت بود که خداوند برای تو زنی بهتر از او جایگزین نموده است و پیامبر به قدری ناراحت و عصبانی شد که موهای سرش ایستاد.7

آیا این چنین رفتارهایی از علاقه نشات میگیرد یا حسادت؟!؟این کدام علاقه و ایمان قلبی است که در آن به معصوم بودن فرستاده خدا و عدالت او شک وجود دارد؟!


ادامه مطلب



طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر، غدیرشناسی، علل دوری مسلمانان از غدیر،
[ سه شنبه 18 شهریور 1393 ] [ 11:37 ب.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

علل دوری مسلمانان از غدیر، جلسه دوم

"هو الحق...

علی(ع) مع الحق...

و الحق مع علی(ع)...

در دومین جلسه غدیر شناسی و بررسی شبهات وهابیت،به شرح تفاسیر سوره مبارکه تحریم و آیه 11 از سوره مبارکه نور( معروف به آیه افک)، نخست از منابع اهل سنت و در پایان از منابع تفسیری شیعی پرداخته شد.

در ابتدا جناب آقای فتحیان با اشاره به این موضوع که ما وهابیون را جدا از اهل سنت می دانیم تاکید داشتند که بیان حقایق برای روشنگری و افزایش معرفت همگان توسط ما انجام خواهد شد چراکه در این میان عده ای هستند که با طرح شبهات موجب گمراهی جوانان و حتی پیران می شوند و مقام معظم رهبری هم بر رو کردن چهره خبیث وهابیت تأکید داشته و دارند لذا دفاع از حریم اهل بیت (ع) و بیان امر و خواست الهی در رقم خوردن ولایت پذیری مردم واجب است.

و اما...

در مورد تفسیر سوره تحریم به منابع اهل سنت رجوع شد. خداوند در ابتدای سوره خبر از توطئه و همدستی دو زن را می دهد طوری که در افعال و ضمایر از مثنی مؤنث مخاطب استعمال گردید است؛

از آنها میخواهد که توبه کنند و اگر توبه نکنند خداوند با سپاه خود که ولایت به دست اوست متشکل از، جبرئیل و مؤمنان صالح و پس از آن با ظاهر شدن ملائکه، رسولش را یاری می نماید و ذات اقدس اله آماده خاموش کردن فتنه آنهاست. این نشان از عمق توطئه و فاجعه را دارد که خداوند اینطور حمایتش را اعلام می کند. بعد از آن به صورت کنایی خداوند میفرماید که اگر پیامبر، شما را طلاق دهد امید است که پروردگارش همسرانی بهتر از شما که مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه کار، خداپرست، روزه دار، غیر باکره و باکره باشند، به او عوض دهد که دقیقاً عدم وجود این صفات در این دو زن با این آیه شریفه استنباط می شود و در حقیقت آن دو زن نه اسلام دارند نه ایمان و نه فرمانبردارند و نه توبه کننده که عده ای در این میان چون چاره ندارند، به بیان توبه آنها می پردازند اما خداوند با این آیه، این توطئه را هم خنثی نموده است تا جهانیان بنیان های انحراف از حق را ببینند.

بخاری از ابن عباس روایت کند که گفت: یک سال درنگ کردم و پیوسته می خواستم از عمر درباره آن دو زن که علیه رسول خدا همدست شدند سوال کنم ولی از عمر می ترسیدم تا اینکه روزی در منزل فرود آمد و وارد درختان تاک شد و هنگامی که بیرون آمد از او پرسیدم، گفت: عایشه و حفضه.1

آنچه که اجماع شیعیان و اهل سنت در مورد آن اطمینان دارند، این است که این آیات در پی نوشیدن عسل توسط پیامبر اکرم (ص) در منزل یکی از همسرانش به نام زینب بنت جحش و حرام نمودن خوردن این عسل بر خود برای رضایت این دو همسر یعنی عایشه و حفصه صورت گرفته است .2 همچنین پیامبر (ص) امر به عدم فاش کردن این سرّ می دهند3  که دیگر مسلمانان بی دلیل این حلال را حرام نگمارند و تبعیت کنند اما این راز بین این دو همسر فاش می شود. لازم به ذکر است که نوشیدن این عسل در منابع اهل سنت در منزل همسرانی با نام های دیگر هم ذکر شده است اما آنچه صحیح بخاری و مسلم آورده اند و این دو کتاب همه روایاتش صحیح و راویانش ثقه هستند، اجماع بر این است که در منزل زینب بنت جَحش بوده است.

همچنین در روایتی دیگر ابن عباس هم چنین می گوید: حفضه از خانه خود بیرون رفت و رسول خدا با کنیز خود که چهره اش را پوشانده بود وارد شد و آن روز نوبت عایشه بود.حفضه به رسول خدا گفت بدان که من دیدم که چه کردی.پیامبر (ص) به او فرمود: این را پوشیده دار که من او را برخود حرام کردم. حفضه نزد عایشه رفت و او را آگاه کرد و بشارت داد که پیامبر(ص) کنیز قبطی را برخود حرام کرد.] که آیات 1تا5 سوره تحریم نازل شد.[ پس از آن رسول خدا آنان را 29 روز ترک کرد تا خداوند آیه 1 سوره تحریم را نازل کرد.و فرمود که کفاره قسم داده و زنانش را نزد خود نگه دارد.4

در حقیقت در این نوع روایات نافرمانی از رسول خدا که همان نافرمانی از خداوند متعال است را شاهد هستیم که خداوند صریحاً در آیه 14 از سوره مبارکه نساء وعده آتش داده است که در آن جاودانه خواهند بود.

وَمَن یَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِیهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِینٌ

]و هر کس نافرمانی خدا و رسول او کند و از حدودی تجاوز نماید او را به آتشی وارد می کند در حالی که جاودانه

در آن خواهد ماند و عذابی خوار کننده خواهد داشت. [

 

در آیه سوم خداوند از توطئه عایشه و حفضه پرده برمی دارد و در آیه چهارم به بزرگی توطئه و اینکه خدا نیز سپاه بزرگی برای مقابله با این توطئه آماده کرده است اشاره میکند و در آیه پنجم از مومن نبودن،مسلمان نبودن،مطیع نبودن،اهل عبادت نبودن،و توبه کننده نبودن این دو زن سخن به میان می آورد و اینکه که امید است اگر پیامبر(ص) این دو زن را طلاق بدهد خداوند زنان بهتری برای او جایگزین کند.

سپس خداوند برای مثال این دو زن پیامبر(ص) ، از زنان نوح و لوط یاد می کند که با وجود همسر پیامبر بودن و تلاش آن ها برای هدایتگری زنانشان، باز هم خیانت کرده و اهل دوزخ شدند.

در ادامه جلسه به روشنگری گوشه هایی از تاریخ در مورد همسران پیامبر پرداخته شد. یکی از این زنان ماریه قبطیه بوده است. در باره او این گونه آمده است: پیامبر(ص) حاکم مصر را به دین اسلام دعوت نموده بود به دنبال آن حاکم مصر در پاسخ به نامه پیامبر اکرم (ص) کنیزان خود را به پیامبر تقدیم می کند که دو تن از آنها ماریه قبطی و خواهرش سیرین یا در برخی روایات شیرین به همراه غلامی به نام جَریح بوده اند. سیرین به عقد حسان شاعر درمی آید و ماریه به عقد پیامبر(ص).5

این دو خواهر در راه توسط پیک نبی اکرم (ص)، حاطب بن ابی بَلتَعه اسلام آوردند.6

پیامبر(ص) از خدیجه(س) صاحب 6 فرزند و از ماریه صاحب یک فرزند پسر به نام ابراهیم می شود که اینها تنها فرزندان رسول خدا(ص) بودند.

ابراهیم بسیار به پیامبر(ص) شباهت داشته و پیامبر(ص) بسیار به او علاقه داشته است.اما ابراهیم در کودکی و در 18 ماهگی از دنیا می رود و پیامبر(ص) در اندوه مرگ او بسیار میگرید. "سپس رسول خدا(ص) نزد مردم رفت و فرمود: ابراهیم فرزند من است و او در شیرخوارگی از دنیا رفت است".7

عایشه میگوید: ماریه به همراه پسرعمویش به پیامبر(ص) اهدا گردیده بود.او پس از مدتی حامله شد.اهل افک گفتند که چون او یعنی پیامبر(ص) نیاز به فرزند داشت فرزند غیر را به خود نسبت داد.چون شیر مادر ابراهیم کم بود او را با شیر گوسفند تغذیه میکردند.لذا فربه شد.روزی پیامبر او را نزد من آورد و گفت: او را چگونه میبینی؟گفتم: هرکس از شیر گوسفند تغذیه کند فربه شود.پیامبر فرمود: آیا او شبیه من نیست؟ عایشه میگوید:من از روی حسادت گفتم:شباهتی ندارد.و بعد تهمت های ناروای مردم نسبت به ماریه به گوش پیامبر(ص) رسید و امیرالمؤمنین، امام علی(ع) را (جهت پیگیری) فرستاد8...

انس ابن مالک می گوید: در میان مردم شایعاتی پخش شده بود و به مردی تهمت می زدند که فرزند رسول خدا از اوست وقتی تهمت مذکور به گوش پیامبر رسید علی (ع) را فرستاد تا گردن متهم را بزند حضرتش رفت و چون دید که او آلت مردان نداشت دست از سر او برداشت و خدمت پیامبر (ص) رسید و عرضه داشت که او آلت مردانگی نداشت.9

در واقع هنگامی که جَریح غضب را در چهره علی(ع) دید فرار نمود...از درخت نخلی بالا رفت و مجدد از هیبت حضرتش از درخت افتاد و لباسش کنار رفت؛ وقتی این صحنه اتفاق افتاد امام علی (ع) او را رها نمود. به محضر پیامبر (ص) شرفیاب شد و عرضه داشت: ...قسم به آن که شما را به پیامبری مبعوث کرده، جَریح نه آلت مردانگی داشت نه زنانگی. رسول خدا فرمود:پس خدایی را که این نسبت ناروا را ازاهل بیت من (ماریه) دور نموده و حقیقت امر را مشخص کرده.10

پیامبر فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و به من خبر داد که خدا ماریه و خویشاوند (پسر عموی) او را تبرئه کرد و به من بشارت داد که از من در شکم او فرزندی است که شبیه ترین مردم به من است و مرا امر کرد که نام او را ابراهیم بگذاریم و کنیه مرا ابو ابراهیم نهاد.11

به رغم روایات فوق که از معتبر ترین منابع اهل سنت آورده شد؛برخی آیه افک را برای تبرئه عایشه دیگر همسر پیامبر می دانند. در این بزنگاه ،گریزی به شخصیت عایشه، همسر پیامبر در منابع اهل سنت خواهیم زد.

اما در این جا ملزم به ذکر نکته ای راجع به همسران پیامبر(ص) خواهیم بود.

ابن خلدون میگوید: پیوند زناشویی در فرهنگ تاثیر بسیاری داشت.بنابر این پیامبر اکرم (ص)  با زنان انصار ازدواج نکردند بلکه با زنانی که از طرف قبایلشان تهدید بیشتری حس می شدو جنبه سیاسی برای اسلام داشت، ازدواج کردند.

مانند: عایشه دختر ابوبکر از قبیله تِیم، حفضه دختر عمر از قبیله عُدَی،امّ حبیبه دختر ابوسفیان از قبیله بنی امیه، سوده از قبیله بنی اسد، صَفیّه از قبیله بنی اسرائیل، امّ سلمه از قبیله بنی مخزوم و... .

عایشه نازا بود و به همسران پیامبر به ویژه حضرت خدیجه(س) وهمچنین ماریه قبطیه حسادت زیادی می کرد. چنان که خود میگوید :

حسادتم به ماریه بیش از حسادتم به باقی زنان بود زیرا او زن زیبایی بود و پیامبر خدا خیلی از او خوشش می آمد.12

و اما بررسی آیه از دیدگاه اهل سنت ...

خود عایشه می گوید:در یکی از جنگ ها که همراه پیامبر(ص) در بازگشت از کاروان عقب ماندم ...پس به همراه صفوان (که او هم عقب مانده بود از کاروان) به کاروان ملحق شدم ... واین موجب شد تا عبدالله بن اُبّی سلول ما رابه تهمتی بزرگ متهم کرد...در مدینه بیمار شدم و یک ماه در بستر بیماری افتادم...پیامبر یک ماه به من بی اعتنا بود ...ومن نمیدانستم چه تهمت زشتی را به من نسبت داده اند... با شنیدن خبر مرضم شدت یافت.. . پیامبر از وقتی که این سخن درباره من گفته شده بود کنار من ننشسته بود و این مطلب یک ماه طول انجامید.چون نشست فرمود: ای عایشه! درباره تو چنین و چنان به من رسیده است اگر تو از آن منزهی ، خدا بر پاکی تو گواه خواهد کرد و اگر این گناه را مرتکب شدی استغفار و توبه کن.چون بنده اگر توبه کند و به گناهش اعتراف نماید خداوند توبه اش را میپذیرد...13

آنها در منابعشان در باب حدیث افک و تفسیر سوره نور از این واقعه یاد میکنند اما تناقضات آشکاری در این روایت به چشم میخورد و ذکر آنها هر شخص حق پذیری را در قضاوت یاری میکند که ما تنها به چند مورد از آنها اشاره خواهیم کرد.

آیا می توان پذیرفت که پیامبری که خداوند او را مایه رحمت برای جهانیان قرار داده به خاطر شایعاتی بی اساس قبل هر گونه تحقیقی رعایت حق همسر نکرده و یک ماه از او جدا شود در صورتی که پیامبر اکرم می داند هیچ کدام از همسران چنین معصیتی را مرتکب نشده اند و وجود این امر باطل خود، موجب خدشه وارد کردن به شأن و غیرت رسول الله است.

چه شد که از اصحاب اعم از مهاجرین و انصار در مورد واقعه ای به این مهمی که یک ماه نقل محافل بوده حتی یک کلمه هم نقل نشد؟ آیا نباید غیر عایشه کس دیگری آن را نقل می کرد ؟

پی نوشت ها:

1.      صحیح بخاری ج3ص137و138در تفسیر سوره تحریم وج3ص172همچنین روایاتی در همین مضمون از صحیح بخاری ج4ص22،صحیح مسلم ج2ص1111و1110کتاب طلاق ج5.

2.      از منابع اهل سنت : صحیح بخاری، ج7 ص42 ، صحیح مسلم ج7 ص 429.

از منابع شیعی: تفسیر نمونه حضرت آیت الله مکارم ج24 ص 271.

3.      فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، کتاب الإیمان و النذور، باب اذ حرم صعامه، ح6313

4.      طبقات ابن سعد، ج8 ص186 اشاره به معنی آیات 3و4و5 سوره تحریم

5.      طبقات الکبری، ص107، الإستیعاب، ص 1912، تاریخ طبری، ص 617

6.      البدایة و النهایة ابن کثیر، ج5 ص 304.

7.      صحیح مسلم، ج7ص76و77 .

8.       حاکم نیشابوری المستدرک ج4 ص39 انفاق ابی بکر و عمر و علی ماریه.

9.       صحیح مسلم ج 8 ص 119 كتاب صفات المنافقین و احكامه، الاستیعاب ابن عبدالبر ج 4 ص 1912.

10. بحارالانوار ج22ص153 ، تفسیر المیزان ج15 ص104.

11. تاریخ مدینه دمشق ابن عساکر، ج3 ص46.

12.  الطبقات کبری محمد بن سعد ج8 ص212و213.

13. صحیح بخاری کتاب التفسیر تفسیر سوره نور، ج6 ص5تا9 حدیث1175، ج3ص154تا 157.





طبقه بندی: گاهی درنگ (پیرامون عقاید)، ردّ شبهات، سوالات ما از وهابیت،
برچسب ها:غدیر شناسی، غدیرشناسی، غدیر، شبهات غدیر، تفسیر سوره تحریم، تفسیر سوره مبارکه تحریم، همسران پیامبر،
[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 09:42 ق.ظ ] [ محمد فتحیان ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 38 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار